بخش های اصلی

صفحه اصلی درباره ما پيامبر و اهل بيت بانک مقالات بانک کتب پرسش ها اخبار مجمع اخبار جهان تشيع آثار علمی فرهنگی گالری گالری تصاویر گالری صوت گالری فیلم لينکستان يادداشت روز عضويت در خبرنامه تماس با ما

بر باد رفتن دلار سعودی شکست انتخابات عراق و نوری مالک شیعه

عربستانی می خواهد توقف فوری امارات شیعه های امارات خبر دادند موج گرایش به مسیحیت در

دختر هفتده اهل تونس به داعش  علیه شیعه پیوست

تجمع زنان شيعه در دفاع از دو شهيد

تدریس عقاید دیگران در کنار اسلام شیعی

در استان نینوای عراق آیت‌الله سیستانی بیانیه تحولات اخیر پس شیعه

نمايندگان مجلس کويت حمايت مالي  از داعش ضد شیعه

يک روحاني خانه سني در عراق  آتش زدن

لطفا تا بارگزاری کامل اطلاعات شکیبا باشید.
به پایگاه اینترنتی مجمع جهانی شیعه شناسی خوش امدید.                  برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.                      

صفحه اصلی > پرسش ها > چگونه مى ‏توان وجود خدا را ثابت كرد؟
موضوع: کلام

چگونه مى ‏توان وجود خدا را ثابت كرد؟

پاسخ اجمالی:

مهم‏ترين، نزديك‏ترين و روشن‏ ترين راه ‏هاى خداشناسى و اثبات وجود خدا عبارتند از:

1- احساس وابستگى و نيازمندى انسان به موجودى كه برتر است و نيازمند نيست و اين همان نداى فطرت است كه او را به سوى آفريدگارش فرا مى‏ خواند: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»( روم (30): 30)
پس با توجه به بى‏ پايه بودن شرك حق‏ گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين توحيدى روى آور، پاى‏بند و استوار بر سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش. خداگرايى و خداپرستى به صورت يك امر فطرى در درون جان همه انسان‏ها قرار دارد.

2- دوّمين راه براى خداشناسى و اثبات وجود خداوند كه روشن‏ترين‏ راه نيز محسوب مى‏ شود مطالعه و تفكّر در جهان هستى و شگفتى‏ هايى است كه در آن وجود دارد؛ خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»( آل عمران (3): 190)
يقيناً در آفرينش آسمان‏ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏ هايى بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا براى خردمندان است.
هر نظم هدفمندى نشانه‏ اى از ناظم هدف دار است و چنين نظم ‏هايى در سراسر جهان مشاهده مى‏ شود و همگى يك نظام كلّى را تشكيل مى‏ دهند كه آفريننده حكيمى آن را پديد آورده و همواره دست اندر كار اداره آن است.

پاسخ کامل:

اعتقاد به وجود خداوند، اصل مشترك ميان همه اديان آسمانى است، قرآن كريم وجود خدا را امرى روشن و بى ‏نياز از دليل مى‏ داند و هرگونه شكّ و ترديد در اين ‏باره را بى‏ مورد تلّقى مى‏ كند و مى‏ فرمايد:«أَ فِي اللَّهِ شَكٌّ فاطِرِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ») ابراهيم (14): 10)
در حالى كه وجود خداوند امر روشنى است امّا قرآن براى كسانى كه مى‏ خواهند از راه تفكّر و استدلال خدا را بشناسند و شكّ و ترديد احتمالى را از ذهن خويش بزدايند راه‏ هايى را پيش روى آن‏ها گشوده است كه مهم‏ترين، نزديك‏ترين و روشن‏ترين راه ‏هاى خداشناسى و اثبات وجود خدا عبارتند از:


1- احساس وابستگى و نيازمندى انسان به موجودى كه برتر است و نيازمند نيست و اين همان نداى فطرت است كه او را به سوى آفريدگارش فرا مى‏ خواند: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها»( روم (30): 30)
پس با توجه به بى‏ پايه بودن شرك حق‏ گرايانه و بدون انحراف با همه وجودت به سوى اين دين توحيدى روى آور، پاى‏بند و استوار بر سرشت خدا كه مردم را بر آن سرشته است باش.
خداگرايى و خداپرستى به صورت يك امر فطرى در درون جان همه انسان‏ها قرار دارد.
دانشمندان مى‏ گويند: هر انسانى را كه فكر كنيد از هر نژاد و هر طبقه ‏اى كه باشد اگر او را به حال خود واگذاريد و تعليمات خاصّى نبيند و حتّى از گفتگوهاى خدا پرستان و مادّى‏ ها تهى شود خود به خود متوجّه نيروى توانا و مقتدرى مى‏ شود كه مافوق جهان مادّه است و بر تمام جهان حكومت مى‏ كند.
او در زواياى قلب و اعماق دل و روان خويش احساس مى ‏كند كه ندايى لطيف و پر از مهر و در عين حال رسا و محكم وى رابه طرف يك مبدأ بزرگ علم و قدرت كه ما او را خدا مى ‏ناميم مى‏خواند. اين همان نداى فطرت پاك و بى‏آلايش بشر است.
كمتر كسى را مى‏ توانيد پيدا كنيد كه در برابر حوادث سخت زندگى، هنگامى كه دست او از تمام وسايل مادّى كوتاه مى‏ گردد و هيچ گونه پناهگاهى براى خود نمى ‏يابد بى ‏اختيار به ياد خدا نيفتد. اين نداى فطرت هميشه در درون جان آدمى هست ولى در اين لحظات قوّت بيشترى مى ‏گيرد.
تاريخ به ما نشان مى‏ دهد قدرتمندانى كه در شرايط عادّى حتّى از بردن نام خدا ابا مى‏ كردند، امّا به هنگامى كه پايه‏ هاى قدرت خود را متزلزل مى‏ ديدند متوسّل به دامن اين مبدأ بزرگ مى‏ شدند و نداى فطرت‏ را به روشنى مى ‏شنيدند.

قرآن كريم مى‏ گويد: هنگامى كه فرعون در ميان امواج خروشان خود را گرفتار ديد و مشاهده كرد آبى كه مايه حيات و آبادى كشور او و سرچشمه تمام قدرت مادّى‏ اش بود اكنون فرمان مرگ او را اجرا مى‏ كند و در برابر چند موج كوچك عاجز مانده و دستش از همه جا كوتاه شده فرياد زد:«آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ») يونس (10): 90)

ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز همان كه بنى ‏اسرائيل به او ايمان آوردند، نيست و من از تسليم ‏شدگان در برابر فرمان‏ هاى حق هستم.
قرآن مجيد در مورد ديگر مى‏ فرمايد: «فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ»   (عنكبوت (29): 65)
مشركان تا در امنيت و آسايشند، بر آيين شرك تعصّب دارند، پس زمانى كه در كشتى سوار مى‏ شوند و در وسط دريا امواج خطرناك آنان را محاصره مى‏ كند خدا را در حالى كه ايمان و عبادت را براى او از هرگونه شركى خالص مى‏كنند، مى‏ خوانند، و چون به سوى خشكى نجاتشان مى‏ دهيم به ناگاه به آيين شرك روى مى ‏آورند.
ممكن است بعضى اين توّجه به خدا و نداى فطرت را واكنش تلقينات مذهبى محيط بدانند كه در طول عمر تحت تأثير آن بوده و هستيم ولى‏ عموميّت اين پديده در همه انسان‏ها حتّى در آن‏هايى كه معمولًا با مسائل مذهبى سر و كار ندارند نشان مى ‏دهد كه ريشه ‏اى عميق ‏تر از اين فرضيه دارد، ريشه‏ اى كه در اعماق وجود انسان نهفته شده و مولود تبليغ و تلقين نيست.
نقل مى‏ كنند وزير مقتدر و نيرومندى بود كه در عصر خود، بيشتر قدرت‏ها را به دست گرفته بود و كسى را ياراى مخالفت با او نبود، روزى به مجلسى كه جمعى از دانشمندان دينى در آن حضور داشتند وارد شد و رو به آن‏ها كرده گفت: تا كى شما مى ‏گوييد جهان را خدايى است؛ من هزار دليل بر نفى اين سخن دارم.
اين جمله را با غرور ادا كرد، دانشمندان حاضر چون مى‏ دانستند او اهل منطق و استدلال نيست و قدرت و مقام او را مغرور كرده است در برابر او سكوت كردند بعد از گذشت مدّتى وزير مورد اتّهام قرار گرفت و زندانى شد.
يكى از دانشمندان كه آن روز در مجلس حاضر بود فكر كرد كه موقع بيدارى وى رسيده است، اكنون از مركب غرور پياده شد، و حسّ حق پذيرى در وى بيدار گرديده و نصيحت كردن او مؤثّر خواهد بود به همين جهت اجازه ملاقات با وى را گرفت و به سراغش در زندان آمد، همين كه نزديك آمد از پشت ميله ‏ها مشاهده كرد كه او در اطاق تنها قدم مى‏ زند و اشعارى را زير لب زمزمه مى ‏كند و مى‏ گويد:
ما همه شيران ولى شير علم‏     حمله ‏مان از باد باشد دم بدم‏
حمله‏ مان پيدا و ناپيداست باد     جان فداى آن كه نا پيداست باد
يعنى ما همانند نقش‏ه اى شيرى هستيم كه روى پرچم‏ها ترسيم‏ مى‏ كنند، هنگامى كه باد مى‏ وزد حركتى دارد و گويا حمله مى‏ كند ولى در حقيقت از خود چيزى ندارد و وزش باد است كه به او قدرت مى‏ دهد ما هم هر قدر قدرتمندتر شويم از خود چيزى نداريم. خدايى كه اين قدرت را به ما داده هر لحظه اراده كند از ما مى‏ گيرد.
دانشمند مزبور ديد نه تنها در اين شرايط منكر خدا نيست بلكه يك خدا شناس شده است در عين حال بعد از احوال پرسى گفت: يادتان هست كه روزى گفتيد هزار دليل بر نفى خدا داريد آمده‏ام آن هزار دليل را با يك دليل پاسخ بگويم: خداوند آن كسى است كه آن قدرت عظيم را به آسانى از تو گرفت، او سر به زير انداخت و شرمنده شد و جوابى نداد؛ زيرا به اشتباه خود معترف بود و در درون جانش نور خدا را مى ‏ديد.
علاوه بر آيات قرآن، روايات فراوانى هم درباره فطرى بودن خدا شناسى وارد شده است.
در حديث معتبرى كه مرحوم كلينى در كافى آورده از هشام بن سالم نقل مى‏ كند كه مى‏ گويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: منظور از «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها» (روم (30): 30) چيست؟ فرمود: منظور توحيد است‏ ( كافى: 2/ 12، باب فطرة الخلق على التوحيد، حديث 1)

بنابراين توحيد فطرى نزديك‏ترين راهى است كه هر كس از درون جان خود مى ‏تواند به سوى خدا و مبدأ بزرگ جهان هستى بيابد.


2- دوّمين راه براى خداشناسى و اثبات وجود خداوند كه روشن‏ترين‏ راه نيز محسوب مى‏ شود مطالعه و تفكّر در جهان هستى و شگفتى‏ هايى است كه در آن وجود دارد؛ خداوند در قرآن مى‏ فرمايد: «إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ»( آل عمران (3): 190)
يقيناً در آفرينش آسمان‏ها و زمين، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‏ هايى بر توحيد، ربوبيّت و قدرت خدا براى خردمندان است.
هر نظم هدفمندى نشانه‏ اى از ناظم هدف دار است و چنين نظم ‏هايى در سراسر جهان مشاهده مى‏ شود و همگى يك نظام كلّى را تشكيل مى‏ دهند كه آفريننده حكيمى آن را پديد آورده و همواره دست اندر كار اداره آن است.
شما اگر به يك كتاب درسى نگاه كنيد هرگز احتمال نمى‏ دهيد كه بر اثر تصادف و يك سلسله فعل و انفعالات مادّى بى هدف به وجود آمده و نويسنده آن هدفى ندارد بلكه اعتراف مى‏ كنيد كه گروهى براى تهيّه و تدوين و صفحه آرايى و تصاوير آن دست به كار شدند تا اين كتاب آماده شده است.
بوته گلى كه در باغچه روييده و از ميان خاك با چهره رنگارنگ و بويى خوش ظاهر گشته بلبلى كه بر شاخ گل مى ‏سرايد، شيرى كه درسينه مادر فراهم شده و براى نوشيدن نوزاد مهيّا گشته است، مرغان دريايى كه آشيانه ‏هاى خود را در ميان انبوه گياهان دريايى مى‏ شناسند زنبورهاى عسل كه هر صبح از كندو خارج شده و كيلومترها راه را طى مى ‏كنند
و شامگاهان به كندوهاى خودشان باز مى‏ گردند، شگفتى و نظمى كه بين اعضاى بدن انسان وجود دارد، فوايدى كه قسمت‏ هاى مختلف بدن انسان براى انسان دارند، مانند قلب، قوه حافظه و... واقعاً اگر يك لحظه حافظه از ما گرفته شود به چه سرنوشت غم انگيزى گرفتار خواهيم شد، آيا طبيعت بى عقل مى ‏تواند خالق عقل و شعور باشد؟! دقّت در آفرينش و خلقت شگفت‏ انگيز خفّاش( نهج البلاغه: خطبه 154) و ساير پرندگان، نظم و هماهنگى كه بين ستارگان و كهكشان‏ ها بر قرار است پيدايش روز و شب، حركت ماه و خورشيد و... همگى نشانه‏ هايى از وجود با عظمت خداوند هستند.

 

منبع: دارالعرفان برچسب ها: اثبات وجود خدا خداشناسی وجود خدا
کانال شیعه شناسی در تلگرام
تعداد بازديد: 147 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری برچسب ها

براي ارسال لينک صفحه، فرم زير را تکميل کنيد

       
کليه حقوق اين پايگاه متعلق به مجمع جهانی شيعه شناسی است. طراحی و پشتیبانی مهدی محمدی