بخش های اصلی

صفحه اصلی درباره ما پيامبر و اهل بيت بانک مقالات بانک کتب پرسش ها اخبار مجمع اخبار جهان تشيع آثار علمی فرهنگی گالری گالری تصاویر گالری صوت گالری فیلم لينکستان يادداشت روز عضويت در خبرنامه تماس با ما

بر باد رفتن دلار سعودی شکست انتخابات عراق و نوری مالک شیعه

عربستانی می خواهد توقف فوری امارات شیعه های امارات خبر دادند موج گرایش به مسیحیت در

دختر هفتده اهل تونس به داعش  علیه شیعه پیوست

تجمع زنان شيعه در دفاع از دو شهيد

تدریس عقاید دیگران در کنار اسلام شیعی

در استان نینوای عراق آیت‌الله سیستانی بیانیه تحولات اخیر پس شیعه

نمايندگان مجلس کويت حمايت مالي  از داعش ضد شیعه

يک روحاني خانه سني در عراق  آتش زدن

لطفا تا بارگزاری کامل اطلاعات شکیبا باشید.
به پایگاه اینترنتی مجمع جهانی شیعه شناسی خوش امدید.                  برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.                      

صفحه اصلی > پرسش ها > شیعه چه کسی است؟
موضوع: اعتقادات شیعه

شیعه چه کسی است؟

پاسخ: 

شیعه، یکی از دو مذهب بزرگ دین اسلام در کنار اهل سنت، که بنابر اصول اعتقادی آن، نصب امام و خلیفه پیامبر(ص)، الهی است و دخالت در نصب او در صلاحیت غیر خدا نیست. بنابر عقاید شیعه، امامت مانند نبوت امری الهی و رکن دین است و پیامبر(ص) نسبت به آن غفلت نکرده و تعیین امام از باب حفظ مصالح امت، بر او واجب بوده و او به مناسبت‌های مختلف از جمله غدیر، به امر الهی، از امامت حضرت علی(ع) به نصب الهی خبر داده است. پیروان مذهب شیعه در طول تاریخ به فرقه‌های متعدد تقسیم شدند که مهمترین آنها امامیه ، اسماعیلیه و زیدیه است. بنابر برخی روایات، واژه شیعه را نخستین بار پیامبر(ص) به کار برده است. برخی منابع روایی و کلامی، بزرگانی از صحابه چون سلمان، ابوذر، عمار و مقداد را نخستین شیعیان دانسته‌اند. امروزه از کلمه شیعه، غالبا بزرگترین گروه آن، امامیه قصد می‌شود و برای دو گروه دیگر از عناوین اسماعیلیه و زیدیه استفاده می‌گردد.

از مذهب شیعه در طول تاریخ، جریان‌های فکری و فرهنگی تأثیرگذاری پدید آمده و شیعیان به‌ویژه در دهه‌های اخیر نقش بسیار پررنگی در تحولات سیاسی-اجتماعی جهان اسلام بر عهده داشته‌اند.

 

مفهوم شناسی

کلمه «شیعه»، جمع و به معنای پیروان و عبارت از کسانی است که آدمی به واسطه همراهی آنان یاری و توانمند می‌شود. به هر گروهی که در انجام کار واحدی گرد هم آیند، شیعه گفته می‌شود.[۱}

شیعه در اصطلاح فرقه‌شناسی اسلامی، برای شیعه امامیه دومین گروه از مسلمانان به لحاظ جمعیت به کار می‌رود. این اصطلاح برای اشاره به مذهب شیعیان نیز به کار می‌رود. در زبان عربی سده نخست هجری‌، شیعه در کاربرد مطلق به معنی گروهی از مردم‌[۲] و در صورت اضافه به یک کلمه، به معنی یاران و پیروان‌[۳] بوده است‌. آنچه منشأ رواج اصطلاح شیعه گردیده‌، کاربرد ترکیبی «شیعه علی» (ع‌) در جریان‌های تاریخی - مذهبی سده نخست هجری بوده است‌؛ اما ظاهراً شکل مختصر شده این اصطلاح در همان سده نیز رواج داشته است‌.[۴] این نکته از دانسته‌های تاریخی است که گروهی از مسلمانان از صدر اسلام، در باب امامت مسلمین پس از پیامبر(ص)، حقی ویژه را برای امام علی (ع‌) قائل بوده‌اند و همین گروه با عنوان شیعه علی (ع‌) شناخته می‌شدند؛ چنان‌که در گزارش‌های مربوط به جنگ صفین عنوان «شیعه» برای گروهی از خواص اصحاب امام علی (ع‌) به کار رفته‌،[۵] و در گزارش جریان صلح امام حسن (ع‌) در ۴۱ ه‍.ق‌، یکی از شروط صلح‌، آزار نرساندن معاویه‌ به هیچ یک از «شیعه علی» (ع‌) بوده است‌.[۶]

 

وجه تسمیه

اكثریت شیعه، را شیعه‌ی امامیه یا اثنا عشریه تشكیل می‌دهد،‌از آنجا كه آنان جانشینان پیامبر اكرم (ص) را دوازده نفر می‌دانند، اثنا عشریه (دوازده امامی) نامیده شده‌اند. نام و خصوصیات امامان دوازده گانه در احادیثی كه از پیامبر اكرم(ص) روایت شده، بیان گردیده است.

شیعه‌ی اثنا عشریه بر مسئله امامت تأكید خاصّی داشته و عصمت و برتر بودن امام بر دیگر افراد امت اسلامی را بسیار مهم و اساسی می‌داند. از طرفی، امامت، پس از سه امام نخست، را منحصر در فرزندان امام حسین می‌داند. با توجه به این عقاید ویژه درباره‌ی امامت، به «امامیه» شهرت یافته است.

شیخ مفید، پس از تعریف شیعه به كسانی كه به امامت علی(ع) عقیده دارند درباره‌ی شیعه‌ی گفته است:

    «این عنوان، مخصوص آن دسته از شیعه است كه به وجود امام در هر زمان، و وجوب نصّ جلّی[۷]، و عصمت و كمال برای هر امامی معتقد است، و امامت را (بعد از سه امام نخست) منحصر در فرزندان امام حسین ـ علیه‌السلام ـ می‌داند...»[۸]

 

اصول عقائد

نوشتار‌های اصلی: توحید، نبوت، عدل، امامت و معاد

    توحید: به معنای یگانه دانستن خداوند، پایه‌ای‌ترین اصل اعتقادی در اسلام و مهم‌ترین شعار آن است. خداوند خالق آسمان‌ها و زمین، و پروردگار و ربِّ همۀ مخلوقات است.[۹] تمام آموزه‌های اعتقادی، اخلاقی و فقهی اسلام به توحید باز می‌گردد.[۱۰]

    توحید، اقسامی دارد: در توحید نظری باور به توحید همه شؤون خداوندی را دربرمی‌گیرد. خداوند ذاتی یگانه دارد و موجودی شبیه و مثل او نیست (توحید ذاتی)، در افعالش نیز به غیر خودش نیازی ندارد و تمام موجودات نیازمند او هستند: (توحید افعالی). بنابر توحید عملی، فقط خداست که شایسته پرستش است و لازم است که مسلمانان اعمال دینی خود را فقط برای خدا انجام دهند (توحید عبادی) و فقط از او کمک بخواهند. از نظر شیعیان، صفات ذاتی خداوند چیزی به جز ذات خداوند نیستند (توحید صفاتی).

    نبوت: نبوت، به معنای پیغام آوری از جانب خداوند برای هدایت انسان‌ها است. مهم‌ترین ویژگی‌ای پیامبران بدین قرار است: دریافت وحی، معجزه، عصمت، ولایت و علم غیب.[۱۱] این آموزه، در اسلام به معنای پیامبری حضرت محمد(ص) و پیامبرانی است که در قرآن یا سنت نبوی، از آنها به عنوان پیامبران الهی یاد شده است. نبوت با حضرت آدم(ع) آغاز شده و بنابر آیه صریح قرآن کریم، با نبوت حضرت محمد(ص) پایان یافته است و شیعیان و اهل سنت در این باور با یکدیگر همراهند.[۱۲]

    عدل: اعتقاد به عدل الهی، یکی دیگر از تفاوت‌های شیعیان با برخی از اهل سنت است و به عنوان یکی از اصول مذهب شیعه شمرده می‌شود. در این اعتقاد، شیعیان همانند معتزله، برخلاف اشاعره معتقدند که عقل انسان به تنهایی و صرف نظر از بیان ادله شرعی (قرآن و روایات) قادر است برخی معیارهای خوب یا بد بودن کارها را تشخیص داده و بر اساس آنها، بر لزوم انجام یا ترک کاری حکم کند و مثلا بگوید: «خداوند در قضاوتش بر کسی ستم نمی‌کند»، «خداوند خُلف وعده نکرده و مؤمنان را به بهشت می‌برد» یا «واجب کردن کاری که در توان انسان نیست عقلا ناپسند است».[۱۳][۱۴]

     امامت: شیعیان معتقدند خداوند همان‌طور که تعیین پیامبر را بر عهده مردم نگذاشته، انتخاب جانشینان پیامبر را نیز برعهده آنها نگذاشته و با انتخاب آنها، حضرت محمد(ص) را مأمور معرفی آنها به مردم کرده است و بر اساس آیه اکمال دین، امامت از سوی خدا کامل کننده دین است. شیعیان ـ از جمله سه گروه عمده امامیه، زیدیه و اسماعیلیه ـ در باره تعداد و مصداق امامان اختلاف نظر دارند.

    مسلمانان اهل سنت به ضرورت وجود امام و لزوم تبعیت از دستوراتش تصریح دارند، ولی معتقدند انتخاب امام به دست مردم است و پیامبر اسلام(ص) کسی را به عنوان خلیفه بعد از خویش معرفی نکرده است.

 

    معاد: در اصطلاح متکلمان، معاد به معنای زنده شدن انسان پس از مرگ است که در روز قیامت به اعمال اختیاری او رسیدگی می‌شود، نیکوکاران به ثواب و نعمت‌های جاودانی و بدکاران به کیفر و عذاب می‌رسند.[۱۵]

فروع عقائد

 

    عصمت: یکی از شرایط و لوازم پیامبر و امام، مصون بودن وی از گناه و خطا در انجام وظایف و مأموریت خویش است.[۱۶] دلیل لزوم عصمت امام آن است که وی، جانشین پیامبر و مرجع علمی در احکام شرعی و معارف دین و تفسیر قرآن کریم و سنت نبوی است. بنابراین لازم است که از گناه و خطا مصون باشد تا مردم بتوانند به او و سخنانش اعتماد کنند. در غیر این صورت، اعتماد مردم از بین می‌رود و هدف خداوند از تعیین امامان برای هدایت بشریت نقض می‌شود و از بین می‌رود.[۱۷]

 

    ولایت: ولایت عبارت است از یک نحوه نزدیکی و تقرب به درگاه الهی که باعث نوع خاصی از تصرف فرد ولی می‌شود.[۱۸] این ولایت بر دو قسم تکوینی و تشریعی است. ولایت تکوینی یا ولایت بر تکوین عبارتست از سرپرستی امام بر موجودات جهان و عالم خارج و تصرفی عینی در آنها. قسم دیگر ولایت، ولایت تشریعی امام است که شامل سرپرستی امام بر تفسیر و توضیح قرآن کریم و سنت نبوی و رهبری جامعه است.[۱۹]

 

    علم غیب: امامان معصوم به غیر از آنچه از طریق پیامبر(ص) بی‌واسطه یا با واسطه شنیده بودند، علوم دیگری نیز داشته‌اند. این آگاهی از آن قبیل علوم غیر عادی است که به‌صورت الهام و تحدیث فرشتگان به آنان داده شده است. همانند آنچه به خضر، ذوالقرنین، حضرت مریم و مادر موسی الهام شد. با چنین علمی بوده که بعضی از ائمه در سن کودکی و خردسالی به مقام امامت می‌رسیدند. به واسطه این علم، آنان از هرآنچه در مسیر هدایت بندگان و انجام وظیفه امامت خویش به آن نیاز داشتند، آگاه بودند و نیازی به فراگیری از دیگران را نداشتند.[۲۰]

 

    مرجعیت علمی اهل بیت: شیعیان معتقدند بر اساس سفارش پیامبر در حدیث ثقلین که اهل سنت نیز آن را نقل کرده و قبول دارند، پس از رسول خدا، مرجع فهم دین و رفع اختلافات، قرآن و اهل بیت پیامبر هستند و نمی‌توان بین آنها جدایی انداخت و قرآن را با وجود تفسیرهای متفاوت، برای شناخت مسیر هدایت کافی دانست.[۲۱]

 

    مهدویت: مهدویت، آموزۀ ظهور امام مهدی، دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر(ص) است. باور به منجی که قسط و عدل را در جهان به جای ظلم و بیداد می‌نشاند، از ضروریات مذهب شیعه و جزو باورهای همه مسلمانان است. در آموزه‌های شیعه امامیه از این منجی موعود با تعابیری دیگر از قبیل قائم آل محمد نیز یاد می‌کنند.[۲۲] بنابر منابع روایی، پیامبر اسلام (ص) وعده داده است که مردی از خاندانش ملقّب به مهدی ظهور و زمین را از عدل و قسط پر می‌کند؛ همان گونه که از ظلم و ستم پر شده است.[۲۳] همه گروه‌های مسلمان «مهدویت» را باور دارند ولی در دیدگاه امامیه، مهدی موعود، امام دوازدهم و فرزند امام حسن عسگری(ع) است که هم‌اکنون در غیبت به سر می‌برد و پس از آن ظهور کرده و با حکومتی جهانی، بساط بی‌عدالتی را از دنیا برچیده می‌کند.[۲۴] در مقابل، بیشتر اهل سنت معتقدند مهدی در نزدیکی ظهور به دنیا خواهد آمد.[۲۵]

 

    رَجعَت: رجعت در اصطلاح بدین معناست که خداوند هنگام ظهور امام مهدی(ع) یا پس از آن،[۲۶] برخی از شیعیان را که قبل از ظهور از دنیا رفته‌اند، زنده می‌کند و به دنیا باز می‌گرداند.[۲۷] فرقه‌های غیرشیعی هر چند ظهور مهدی را قبول دارند و روایاتش را به طور متواتر از رسول خدا(ص) نقل کرده‌اند، ولی مسأله رجعت را انکار کرده و آن را از ویژگی‌های اعتقادی شیعه دانسته‌اند.[۲۸]

 

    بَداء: بداء، اصطلاحی کلامی در اعتقادات امامیه است، به این معنا که خدا چیزی را آشکار کند یا پدید بیاورد که مردم تصور و انتظار ِ غیر آن را داشته‌اند.[۲۹] برخی اهل سنت به تصور اینکه بداء یعنی آگاه شدن خداوند به چیزی که قبلا نمی‌دانست با آن مخالفت کرده‌اند.[۳۰]

 

    اَمْرٌ بَینَ الاَمْرَین:امامیه در مورد اعمال اختیاری انسان نه مانند اشعری معتقد به جبر است و نه مانند معتزله قائل به تفویض است. بلکه بر اساس روایات معتبر، معتقد به امر بین امرین است. این آموزه بدان معناست که اراده انسان در انجام کارهای اختیاری، در طول اراده خداوند قرار دارد؛ در این موارد، هر دو اراده به انجام یک کار تعلق می‌گیرد.

 

    عدم قبول نظریه عدالت صحابه: شیعه بر خلاف اهل سنت جمیع صحابه را عادل نمی‌داند و می‌گوید در بین صحابه هم عادل وجود دارد و هم فاسق.[۳۱]

 

مبانی فقهی اختصاصی

    هر مسئله حکم شرعی مشخص از جانب خداوند دارد.

    هر عملی از اعمال مکلفین، یکی از احکام تکلیفی[۳۲] را دارد.

    هر معامله‌ای دارای یک حکم وضعی صحت یا فساد است.

    ابلاغ برخی احکام که در زمان حضور پیامبر(ص) مورد ابتلاء نبوده یا اینکه مصلحتی در انتشار آن نبوده است، به امامان معصوم(ع) واگذار شده است و ایشان مأمور ابلاغ آنها شده‌اند.

    منابع استنباط احکام نزد امامیه، منحصر در قرآن کریم، سنت معصومین، اجماع فقهای شیعه و عقل است.

    امامیه برخلاف اهل سنت، اموری مانند قیاس، سد ذرائع،[۳۳] استحسان، فتاوای صحابه، اجماع صحابه، نظر عرف، قیاس منصوص العلة،[۳۴] قیاس مستنبط العله،[۳۵] قیاس تشبیه و تمثیل،[۳۶] قاعدۀ استصلاح یا مصالح مرسله،[۳۷] مذهب صحابی، فتح ذرایع،[۳۸] استصحاب، استقراء، برائت اصلیه، عادت و عرف را به عنوان منبع استنباط احکام معتبر نمی‌داند.[۳۹]

    امامیه، سنتی را قبول دارد که به صورت صحیح و معتبر از معصومان نقل شده باشد نه هر روایتی را.

    جمهور امامیه برخلاف اهل سنت، معتقد به باز بودن باب اجتهاد و عدم صحت انسداد کبیر[۴۰] هستند.[۴۱]

 

مسائل فقهی اختصاصی

    تقیه یکی از اختصاصات شیعه است که در شرایط خاص مجاز است.[۴۲]

    ازدواج موقت فقط به نظر شیعه جایز است.[۴۳]

    سه طلاقه کردن در یک مجلس،[۴۴] از نظر شیعه حجیتی ندارد.[۴۵]

    از نظر شیعه، «حی علی خیر العمل» جزئی از اذان است. اهل سنت به جای این فراز از اذان، می‌گویند:«الصلاه خیر من النوم»[۴۶]

    گفتن شهادت ثالثه در اذان مستحب است.[۴۷]

    از نظر شیعه، عول و تعصیب در ارث نادرست است.[۴۸]

    از نظر شیعه، نماز تراویح بدعت است.[۴۹]

 

زیارت‌گاه‌ها و اماکن مقدس

    مکه: مقدس‌ترین شهر مسلمانان، زادگاه اسلام و پیامبر اکرم(ص) که در شبه جزیره عربستان واقع شده است. بکّه، بلدالحرام، بلدالامین و ام‌القری از نام‌های دیگر آن است.[۵۰] این شهر به سبب وجود کعبه، قبله گاه مسلمانان است و سالانه میلیون‌ها مسلمان برای ادای مناسک حج و زیارت اماکن مقدس مکه، به این شهر مسافرت می‌کنند. مسجدالحرام، عرفات، مشعر الحرام و سرزمین منا برخی از مهمترین اماکن مقدس و مذهبی این شهر است. جمعیت شیعیان مکه در قرن دهم هجری رو به فزونی یافت. علمای شیعه در دوره‌های مختلف تاریخی در این شهر حضور داشته‌اند. در دوره حکومت آل سعود در عربستان و به واسطه گرایش‌های افراطی ضد شیعی وهابیون، شیعیان در عربستان با محدودیت در انجام دادن اعمال مذهبی و نیز فشار اقتصادی رو به رویند.[۵۱]

     مسجد الحرام:مشهورترین و مقدس‌ترین مسجد اسلام، واقع در شهر مکه در کشور عربستانِ سعودی است که کعبه، قبله مسلمانان در آن قرار دارد.[۵۲] به جز کعبه، اشیا، بناها و اماکن مقدس دیگری نیز همچون حجر الاسود، ملتزم، مستجار، حطیم و حجر اسماعیل در این مسجد جای گرفته‌اند که نزد مسلمانان جایگاه مذهبی و معنوی والایی دارند.>[۵۳] مسجدالحرام در فقه اسلامی، افزون بر احکام عمومی دیگر مسجدها، احکامی ویژه نیز دارد.[۵۴] در شریعت اسلام بر هر مسلمانی واجب است در صورت استطاعت، یک بار در عمر خود به مکه سفر کند (سفر حج) و مناسکی را که برخی از آنها در این مسجد انجام می‌گیرد، ادا کند.

    مدینه: مدینه، دومین شهر مهم مذهبی مسلمانان که در عربستان واقع است. هجرت پیامبر اکرم(ص) به این شهر، مبدأ تاریخ مسلمانان گشت. مسجد و مرقد پیامبر اکرم(ص)، قبرستان بقیع، مدفن چهار امام شیعه و بسیاری از بزرگان اسلام و نیز مکان‌های مقدس دیگری در آن جای گرفته است.[۵۵] با هجرت پیامبر اسلام(ص) به این شهر، نام آن از یثرب به مدینة النبی تغییر کرد و تا سال ۳۶ق پایتخت نخستین حکومت اسلامی بود.[۵۶] جنگ‌های مسلمانان با مشرکان، نبرد پیامبر با یهودیان مدینه، شورش علیه خلیفه سوم مسلمانان و کشته شدن او، واقعه حره و قیام نفس زکیه از حوادث بسیار مهم در تاریخ این شهر به شمار می‌روند. اکثر امامان شیعه در مدینه ساکن بوده‌اند.[۵۷] سفر به مدینه و زیارت مکان‌های مقدس آن و نمازگزاردن در مسجد النبی بخش جدانشدنی سفر مسلمانانی است که عازم حج یا عمره هستند.

     مسجد النبی: مسجد پیامبر اکرم(ص) در شهر مدینه که مرقد او نیز در آن جای دارد. این مسجد پس از مسجدالحرام دومین مسجد از مقدس‌ترین مساجد اسلام است و پیامبر اکرم(ص) در سال اول هجرت آن را ساخته است. خانه پیامبر(ص)[۵۸] و خانه علی(ع)[۵۹] و فاطمه(س)[۶۰] نیز در کنار این مسجد بوده که در توسعه‌های مسجد، به آن ملحق شده است. مسجدالنبی از مهمترین زیارتگاه‌های مسلمانان است و نزد شیعیان جایگاه ویژه‌ای دارد.

 

    بیت المقدس: (بَیت المَقْدِس)، اورشلیم یا قُدس، شهری در فلسطین اشغالی که نخستین قبله و سومین شهر مقدس مسلمانان (پس از مکه و مدینه) و نزد یهودیان و مسیحیان مقدس‌ترین شهر جهان است. این شهر، از مراکز زیارتی ادیان ابراهیمی است و هر یک از این ادیان، آثار و بناهایی در آن دارند. بیت المقدس هم اکنون در اشغال کامل اسرائیل است و دولت اسرائیل این شهر را پایتخت ابدی خود می‌خواند؛ اما سازمان ملل و بسیاری از کشورهای جهان، این ادعا را به رسمیت نمی‌شناسند.[۶۱] بیت المقدس و برخی اماکن موجود در آن بنابر روایات شیعه، فضیلت بسیاری دارند چنان که در روایتی از امام حسن عسکری(ع) نماز گزاردن در مسجدالاقصی در ردیف نماز گزاردن در مسجدالحرام گذاشته شده و یک نماز در آن برابر با هزار نماز در دیگر مساجد است.[۶۲]برخی شیعیان ایرانی در قدیم به ویژه در دوره قاجار و پهلوی، زیارت اماکن مذهبی این شهر را با سفر حج همراه می‌کرده‌اند.[۶۳]

     حرم امام علی: محل دفن امیرالمؤمنین علی(ع) در نجف اشرف (عراق) است که تا سال‌های طولانی پس از دفن، پنهان بود[۶۴] ولی پس از آشکار شدن، به خاطر ثواب فراوانی که در روایات برای زیارت ایشان ذکر شده،[۶۵] به زیارت‌گاه شیعیان تبدیل شده است. در طول تاریخ، افراد گوناگونی به ترمیم و توسعه آن پرداختند.[۶۶] در سال‌های اخیر، صحنی بزرگ به نام حضرت فاطمه(س) در قسمت غربی حرم، در دست ساخت است که فضای کلی حرم را تا ۱۴۰ هزار متر مربع گسترش می‌دهد.[۶۷]

 

    کربلا: این شهر در هشت فرسخی شمال غربی كوفه مدفن امام سوم شیعیان، حسین بن علی(ع) است. در محل همین شهر امام حسین(ع) نواده پیامبر اسلام (ص) در سال ۶۱ه‍.ق با تمام یاران و خویشان خود شهید شد. مردم كربلا از دو طایفه‌اند كه دائما با هم در جنگ و نزاعند. این دو طایف پیرو مذهب امامیه‌اند، ولی اختلاف میان آنان به حدّی است كه شهر را به ویرانی كشانده است.[۶۸] این شهر از شهرهای زیارتی کشور عراق و از سرزمین‌های مقدس و پر اهمیت نزد شیعیان است. شیعیان در مناسبت‌های گوناگون از سرتاسر جهان برای زیارت به این شهر می‌آیند. اوج این حضور در ایام عزاداری محرم و صفر و بویژه در مراسم اربعین است. کربلا دارای یک حوزه علمیه است که از دیرباز محل تحصیل و تدریس عالمان شیعی بوده است.[۶۹]

    حرم امام حسین(ع): محل دفن امام حسین(ع)، شماری از بنیهاشم و یاران آن امام در کربلا است که در دهم محرم سال ۶۱ ق در مواجهه با سپاهیان عبیدالله بن زیاد به شهادت رسیدند. مختار ثقفی اولین بنا را بر مرقد امام حسین(ع) ساخت[۷۰] و در دوره‌های بعد شیعیان و محبان اهل بیت(ع) مخصوصاً پادشاهان و حاکمان، اهتمام ویژه‌ای بر بازسازی، ترمیم و توسعه این حرم داشته‌اند.[۷۱] زیارت حرم امام حسین(ع) یکی از اعمال مورد توجه شیعیان و مورد تأکید احادیث امامان شیعه است.[۷۲] بیشترین زیارت کنندگان در روزهای عاشورا، اربعین و نیمه شعبان در حرم امام حسین(ع) گرد هم می‌آیند.[۷۳] در فقه شیعه، حرم و تربت امام حسین(ع) احکام خاصی دارد.[۷۴]

 

    بقیع: جنة البقیع و بقیع الغَرقَد، به عنوان زمینی در حاشیه بخش مركزی یثربِ پیش از اسلام، گورستان مردم این شهر بود و پس از اسلام نیز به عنوان مهمترین گورستان مدینه شناخته شد. این قبرستان، مَدْفن صحابه، تابعین و مهمتر از همه، چهار تن از امامان علیهم السلام بوده و از این رو محل زیارت تمامی زائران مدینه است.[۷۵] این قبرستان در نزدیکی مسجدالنبی و یکی از چند موضع احتمالی محل دفن حضرت فاطمه(س) دختر پیامبر(ص) است.[۷۶] در فضیلت این قبرستان، روایاتی از پیامبر اکرم(ص) و امامان(ع) نقل شده است.[۷۷] تا پیش از حمله وهابیان به حجاز، بر قبور ائمه و برخی دیگر از بزرگان، بارگاه و گنبدهایی وجود داشت. بسیاری از این بناها، در ۱۲۲۱ق. در حمله وهابیان به مدینه ویران شدند، ولی مدتی بعد به دستور عبدالحمید دوم، سلطان عثمانی، بازسازی شد. سرانجام، در هشتم شوال سال ۱۳۴۴ق./۱۳۰۴ش. پس از حمله دوم وهابیان، همه بناهای موجود در بقیع به دست امیرمحمد حاکم مدینه و به دستور پدرش عبدالعزیز آل سعود ویران شدند.[۷۸]

     مسجد کوفه: از مساجد بزرگ جهان اسلام و نزد شیعیان چهارمین مسجد مهم بعد از مسجدالحرام، مسجدالنبی و مسجدالاقصی[۷۹] و یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین آثار زیارتی شهر کوفه است.[۸۰] بر حسب برخی از روایات، نخستین کسی که مسجد کوفه را طرح ریزی و با وسعت زیادی آن را بنیان گذاشت، حضرت آدم(ع) بود[۸۱] و بعدها حضرت نوح(ع) پس از طوفان آن را تجدید بنا کرد.[۸۲] در سال ۱۷ هجری قمری با حضور اولیه مسلمانان در کوفه در زمان سعد بن ابی وقاص و پیشنهاد سلمان فارسی این مسجد به همراه دارالعماره، مجددا ساخته شد.[۸۳] این مسجد در طول تاریخ خود شاهد حضور بسیاری از انبیای الهی، پیامبر اسلام، حضرت امیرالمؤمنین(ع)، امام حسن و امام حسین و برخی از امامان بزرگوار بوده و در سال ۳۶ هجری با حضور امام علی(ع) بر اهمیت و توجه به این مسجد افزوده گردید. حضرت علی(ع) بارها در این مسجد به نماز ایستاده، بر منبر آن خطبه‌ها خوانده، برخی از امور قضاوت و کشورداری خود را در آنجا انجام داده و نهایتا در محراب این مسجد به شهادت رسیده است.[۸۴]

 

    حرم عسکریین: محل دفن امام هادی(ع) و فرزندش امام حسن عسکری(ع) در شهر سامرا. نرجس خاتون همسر امام حسن عسکری(ع) و مادر امام زمان(عج)،[۸۵] حکیمه خاتون دختر امام جواد(ع)[۸۶] و تعداد دیگری از سادات علوی و علما در این حرم مدفون هستند. کنار این حرم، مسجدی بزرگ قرار دارد که آن را سرداب غیبت امام زمان(عج) می‌خوانند.[۸۷] در سال‌های ۱۳۸۴ و ۱۳۸۶ ش. قسمت‌هایی از حرم عسکریین در دو انفجار تخریب شد. پس از این حملات تروریستی، بارگاه و ضریح این دو امام در دست بازسازی و نوسازی قرار گرفت.[۸۸]

 

    حرم کاظمین: آرامگاه دو امام شیعیان، موسی بن جعفر (ع) و محمد تقی (ع) است که در شهر کاظمین در شمال بغداد واقع شده است. این حرم را پادشاهان آل بویه بازسازی و تزیین کردند.[۸۹] پس از ظهور سلسله صفویه و رسمیت یافتن مذهب تشیع دوازده امامی در ایران، شاه اسماعیل صفوی پس از فتوحات در عراق و زیارت کربلا و نجف، به بغداد و سپس به کاظمین رفت. وی در سال ۹۲۶ قمری، دستور داد تمام بناهای موجود حرم را که در اثر سیلاب‌های دجله و وقایع تاریخی دیگر، وضعیتی نامطلوب داشت، خراب کنند و به جای آن عمارتی زیبا و باشکوه بسازند.[۹۰] شاه عباس اول صفوی، برای حرم کاظمین ضریحی فولادی ساخت و حرم و رواق‌های نزدیک به قبور مطهر را تزیین و بازسازی کرد.[۹۱] در عصر قاجاریه اقدامات عمرانی وسیعی در حرم کاظمین صورت گرفت و وسیع‌ترین اقدام بازسازی و توسعه حرم در این دوره را فرهادمیرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه انجام داد. صحن امروزی کاظمین که با حاشیه‌های اطراف آن ۲۶ هزار متر مربع است، از اقدامات فرهادمیرزا به شمار می‌آید.[۹۲]

     حرم امام رضا: مدفن امام رضا (ع) مکانی بوده که آن را بقعه هارونیه می‌گفته‌اند. این محل بر سر چند راهی سناباد، نیشابور، سرخس، طوس و رادکان قرار داشته و از آن برای تأمین امنیت این مسیر استفاده می‌شده است. هارون عباسی در سال ۱۹۳ق. در این مکان دفن شد و دارالاماره به بقعه هارونیه شهرت یافت.[۹۳] کهن‌ترین منبعی که از بقعه و ضریح امام(ع) یاد کرده است، مربوط به دوره خوارزمشاهیان است. در دوره‌های بعد، ابن بطوطه از ضریحی چوبی یاد می‌کند که سطح آن را با صفحات نقره پوشانده بوده‌اند.[۹۴] در روزگار شاه طهماسب اول بر آن صندوق، قطعه‌هایی از طلا که آیاتی از قرآن مجید به خط علیرضا عباسی بر آن نقش شده بود، قرار گرفته بود. این صندوق به همین جهت به «صندوق شاه عباسی» معروف شد که آن را در ۱۳۱۱ش به علت فرسودگی برداشتند و پس از تحویل صفحات زرین روی آن به موزه آستانه، صندوقی دیگر از سنگ مرمر به طول ۱۰/۲ و عرض ۰۶/۱ متر به جای آن نصب کردند. این حرم، صحن‌هایی از جمله صحن عتیق (انقلاب اسلامی)، صحن جدید (آزادی)، صحن موزه (امام)، صحن جمهوری اسلامی و صحن قدس؛ رواق‌هایی از جمله دارالحِفّاظ، دارُالسّیاده، دارُالسَّعاده، دارُالصِّیافَه، دارُالذِّکْر، دارُالسُّرُور و چندین بست از جمله بسط بالا و پائین، بست طبرسی و بست قبله دارد.[۹۵]

 

    حرم حضرت زینب: این حرم که در جنوب دمشق و در سوریه قرار دارد، از مکانهای منسوب به مدفن حضرت زینب (س) دختر امام علی(ع) است. این محل از زیارتگاه‌های شیعیان به شمار میرود. منطقهای که حرم حضرت زینب (س) در آن قرار دارد در گذشته روستایی به نام راویه بوده است. اكنون به این منطقه شهرک السیدة زینب گفته می‌شود و در نزد ایرانیان به زینبیه مشهور است.[۹۶] حرم حضرت زینب در طول تاریخ مورد بازسازی و توسعه قرار گرفته است. از سال ۱۳۹۱ش با تشدید بحران در سوریه و حضور گسترده تروریست‌های تکفیری این حرم چندین بار مورد حمله خمپاره‌ای و انتحاری قرار گرفت که به دنبال آن بخشی از قسمت‌های حرم آسیب دید.[۹۷][۹۸] به دنبال این اقدامات، گروه‌های مختلفی برای دفاع از حرم‌های اهل بیت(ع) عازم سوریه شدند. این گروه‌ها که به [مدافعان حرم]] مشهورند تا این زمان(۱۳۹۴ ش) مانع از حمله گروه‌های تروریستی به حرم حضرت زینب (س) شده‌اند.[۹۹]

 

    حرم حضرت معصومه: حضرت فاطمه معصومه (س) مشهور به کریمه اهل بیت، دختر امام کاظم (ع)، از بانوان برجسته و بافضیلت خاندان اهل بیت (ع) و از جمله امامزادگان مدفون در قم است. زیارت مرقد او نزد شیعیان جایگاه ویژه‌ای دارد. بر اساس روایات پاداش زیارتش، بهشت دانسته شده است. ایشان در مدینه به دنیا آمد و در سال ۲۰۱ هجری قمری به قصد دیدار برادرش امام رضا (ع) در طوس، وارد ایران شد؛ اما در میانه راه، به علت بیماری، در شهر قم درگذشت.[۱۰۰] پیکر فاطمه معصومه (س) را در محلی موسوم به باغ بابلان که اکنون روضه اوست، به خاک سپردند.[۱۰۱] نخستین قبه بر قبر وی توسط زینب از زنان علویه ساخته شد[۱۰۲] و این بنا در زمان صفویه به صورت باشکوهی در آمد. نخستین ضریح مرقد، ساخته شاه طهماسب اول است.[۱۰۳]

 

پیدایش تشیع

چندین دیدگاه در مورد زمان پیدایش و ظهور شیعه ارائه شده است که عبارتند از:

    به خاطر انتقام جویی از اعراب، ایرانیان برای انتقام از آنان به فکر ایجاد فرقه تشیع و یا نزدیک کردن خود به پیروان اهل بیت برای اختلاف در امت اسلامی شدند.[۱۰۴]

    به خاطر اینکه بتوانند عقائد مجوسی و زرتشتی خویش را در قالب طرفداری از اهل بیت(ع) ترویج دهند.[۱۰۵]

    به جهت عادت سیاسی به پذیرش حکومت موروثی در تاریخ، به رهبری موورثی اعتقاد داشتند و پس از اسلام آوردن اندیشه سیاسی خود را با امامت و رهبری امام علی و اولادش مطابق دیدند و به همین جهت امامت موروثی را پذیرفتند.[۱۰۶]

 

    پس از سقیفه بنی ساعده، توسط گروهی که از انتخاب ابوبکر به خلافت راضی نبودند در خانه حضرت فاطمه(س) جمع شدند.[۱۰۷]

    اواخر خلافت عثمان و تحت تأثیر دیدگاه‌های عبدالله بن سبأ.[۱۰۸]

    در روز قتل عثمان بود که شیعیان در برابر خون خواهان عثمان قرار گرفتند.[۱۰۹]

    پس از خلافت امام علی(ع)، این واژه بر کسانی که حضرت را در جنگ‌ها یاری کردند اطلاق شد.[۱۱۰]

    پس از جنگ جمل، این واژه بر کسانی که حضرت علی(ع) را در این جنگ همراهی کردند اطلاق شد.[۱۱۱]

    پس از جنگ صفین و در برابر پیدایش خوارج و عقائد آنها که تعیین امام را از سوی خداوند نمی‌دانستند، کسانی که به امامت منصوص علی (ع) تأکید داشتند، شیعه دانسته شده‌اند.[۱۱۲]

    پس از ماجرای حکمیت تا شهادت حضرت علی(ع) به وجود آمد.[۱۱۳]

    پس از شهادت امام حسین(ع) در کربلا که شیعیان متفرق را متحد کرد و آنان را از اهل سنت جدا کرد.[۱۱۴]

    تشیع توسط ایرانیان پدید آمد. انگیزه و عامل این کار به نظر برخی، انتقام شکست از اعراب و ایجاد تفرقه در جامعه اسلامی،[۱۱۵] و به نظر برخی دیگر، زنده نگهداشتن عقائد مجوسی در قالب آموزه‌های مذهبی به نام تشیع.[۱۱۶]

    به دنبال همکاری گروهی از مسلمانان که متمایل بودند سلطنت را به دست آورند و عده ای از درویشان صفوی، حکومت صفوی پدید آمد و در این دوره، درویشان، عقائد غلوآمیز خود را در قالب تشیع ارائه و به کمک حاکمان صفوی، عقائد خویش را ترویج دادند.[۱۱۷]

    واقعیت و عقائد شیعه از زمان پیامبر اکرم(ص) وجود داشته است و در احادیث نبوی نیز شواهدی بر به کار رفتن این اصطلاح در مورد گروهی از مسلمانان که فقط حضرت علی(ع) را شایسته جانشینی پیامبر اکرم(ص) می‌دانستند وجود دارد. بر اساس این دیدگاه، دیگر نظرهایی که پیش از این گذشت، صرفا ممکن است بر یک بعد از ابعاد گوناگون فرهنگ و عقائد تشیع تکیه داشته باشد نه با تمام واقعیت تشیع. به عقیده این افراد، تشیع نتیجه طبیعی اسلام و دعوت حقیقی این دین به کمال است.[۱۱۸]

نکته قابل توجه آن است که: اگر مراد پیشینه تشیع، واقعیت تشیع و محتوای اعتقادی آن است -که عبارت است از کسانی که معتقد به وجود نص و دلیل قطعی بر امامت امام علی(ع) و فرزندان ایشان هستند- پاسخ این است که این واقعیت از زمان خود رسول الله وجود داشته است.

اما اگر منظور پیشینه به کار رفتن این واژه و مصطلح شدن آن است، ممکن است این رویداد در یکی از دوره‌های بالا به کار رفته باشد. هرچند این مطلب چندان مهم نیست و بحثی صرفا علمی است.[۱۱۹]

 

تاریخچه و جغرافیای تاریخی تشیع

 

زمان پیامبر اسلام(ص)

اصطلاح «شیعه علی»، نخستین بار در روایتی از پیامبر(ص) مورد اشاره قرار گرفته است. جابر بن عبدالله انصاری گوید: ما نزد پیامبر (ص) نشسته بودیم که علی بن ابیطالب آمد. در این هنگام رسول خدا(ص) فرمود: قسم به کسی که جانم در دستان اوست این مرد و شیعیان او روز قیامت رستگارند. [۱۲۰]

سیوطی از ابن عباس نقل کرده است که وقتی آیه ۷ سوره بینه نازل شد، پیامبر(ص) به علی(ع) فرمود: آنها (یعنی: مؤمنانی که خیرالبریة هستند) تو و شیعیانت هستید. [۱۲۱]

ابوحاتم سهل بن محمد سیستانی (درگذشته سال ۲۵۰ق.)گفته است:

        نخستین نامی كه در اسلام در زمان خود پیغمبر(ص) ظاهر گردیده نام شیعه بوده است و به این نام چهار تن از صحابه: ابوذر و سلمان فارسی و مقداد بن عمرو و عمار بن یاسر لقب می‌داشته‌اند تا این كه در هنگام جنگ صفین این لقب میان دوستان و پیروان علی علیه‌السلام انتشار یافت.[۱۲۲]

 

دوره خلفای سه‌گانه

پس از انتخاب ابوبكر به عنوان خلیفه، واكنش‌هایی از سوی برخی از صحابه كه در زمان پیامبر (ص) با امام علی (ع) بیعت كرده بودند بروز كرد. آنها وفاداری خود را حفظ كردند و با جریان سقیفه به مخالفت پرداختند. برخی از مهم‌ترین این مخالفان عبارتند از: فاطمه زهرا(س)، سلمان فارسی، عماربن یاسر، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، ابان بن سعید، خالد بن سعید، ابی بن کعب، بریدة بن خضیب.[۱۲۳]

تا زمان خلافت امام علی(ع)، در بیشتر اوقات شیعه از شرایط اجتماعی و سیاسی مطلوبی برخوردار نبود. این امر در نتیجه اقدامات خلفای قبل از امیرالمومنین بود. از جمله اقدامات ابوبکر و عمر بر علیه شیعیان می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: غصب فدک و گرفتن سایر امکانات مالی اهل بیت(ع)، محروم کردن بنی هاشم و دوستان علی(ع) از منصب‌های مهم حکومتی، انتخاب افراد نالایق در مناصب مهم و استانداری ولایات؛ مانند برگزیدن معاویه و برادرش یزید به حکمرانی شام، تحریک قریش بر ضد علی(ع).[۱۲۴]

در دوره عثمان نیز این فشار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به صورت شدیدتری ادامه یافت. چنان‌که عثمان برخلاف دو خلیفه اول که ظواهر دین را رعایت می‌کردند، عثمان زمانی که به خلافت رسید، مسیری غیر از روش پیامبر اکرم(ص) و حتی روش شیخین برگزید[۱۲۵] و با روی کار آوردن بنی امیه، عملا زمینه فشار بیشتر بر بنی هاشم و دوستان ایشان را فراهم کرد. به همین جهت این دوره، عصر کشمکش نهایی بین امویان و شیعیان است.[۱۲۶]

 

دوره خلافت امام علی(ع)

عصر حکومت امام علی(ع)، دوره استوار شدن اندیشه شیعی و رشد و تثبیت تاریخی آن به شمار می‌رود. در این دوره، در پناه حکومت امام، تشیع خود را آشکار ساخت و با شکل گیری سایر فرقه‌ها مرزهای فکری و اعتقادی آن بیش از گذشته روشن و مشخص شد.

طرفداران امام در این دوره به دو گروه عمده تقسیم می‌شدند:

    شیعه سیاسی: پیروانی که به دلیل زمینه‌های سیاسی از حضرت حمایت می‌کردند، به ویژه پس از انتخاب کوفه به عنوان مرکز خلافت. این گروه، صرفا به عنوان خلیفه چهارم بر گرد علی(ع) جمع شده بودند نه به عناون امام منصوص.[۱۲۷]

    شیعه اعتقادی: دسته‌ای دیگر که پیروان راستین حضرت بودند و از همان آغاز وی را شایسته‌ترین فرد برای احراز مقام خلافت و رهبری جامعه پس از وفات پیامبر اکرم(ص) می‌دانستند.[۱۲۸]

دو دسته بندی دیگر برای طرفداران حضرت ارائه شده است. برخی معتقدند که طرفداران حضرت بر سه قسم هستند:

    کسانی که کاملا از او اطاعت و پیروی می‌کردند.

    کسانی که به شیخین نیز تمایل داشتند.

    کسانی که در حق او شدیدا مبالغه می‌کردند.[۱۲۹]

برخی دیگر طرفداران حضرت را به ۴ دسته تقسیم می‌کنند:

    الاصفیاء(دوستان صمیمی)

    الاولیاء(دوستان فداکار)

    الاصحاب(یاران)

    شرطات الخمیس(طبقه برگزیده)[۱۳۰]

در این دوره، معارف توحیدی توسط امیرالمؤمنین(ع) تبیین گردید. دانشمندان بسیاری در رشته‌های تفسیر، فقه و كلام از دانش ایشان بهره‌مند شدند. هرچند تبیین معارف توحیدی و تربیت دانشمندان توسط امام علی علیه‌السلام در دوره قبل از خلافت او نیز انجام می‌گرفت، ولی در دوران خلافت آن حضرت رشد زیادی یافت.

در کلمات امام علی(ع) نیز اصطلاح شیعه به کار رفته است. در روایتی امام علی(ع) به برخی که مدعی بودند شیعه ایشان هستند فرمود: «در شما نشان شیعه را نمی‌بینم» و سپس نشانه‌هایی را برای «شیعه» برشمرد.[۱۳۱]

در نامه علی(ع) پس از جنگ نهروان به یارانش، نیز بیان شده است:

            بسم الله الرحمن الرحیم، من عبد الله علی أمیر المؤمنین إلی شیعته من المؤمنین والمسلمین، فإن الله یقول «وَإِنَّ مِن شِیعَتِهِ لَإِبْرَ‌اهِیمَ» وهو اسم شرفه الله تعالی فی الكتاب أنتم شیعة النبی محمد صلی الله علیه وآله كما أن محمدا من شیعة إبراهیم اسم غیر مختص وأمر غیر مبتدع... (ترجمه: به نام خداوند بخشاینده مهربان، از بنده خدا علی امیر مؤمنان به شیعیان مؤمن و مسلمانش، خداوند می‌فرماید: و از شیعیان او ابراهیم بود و این نام (شیعه) را خدا در قرآن گرامی داشته است، شما [در واقع] شیعه محمد صلی الله علیه و آله هستید همچنانکه محمد از شیعیان ابراهیم بود. این اسم ویژه اشخاص خاص نیست و امری نوظهور نیست...)

 

[۱۳۲]

دوره امام حسن(ع)

این دوره به دو مرحله تقسیم می‌شود:

مرحله اول: از آغاز حکومت آن حضرت تا صلح با معاویه: در این مرحله، شیعیانی که با شهادت امیرالمؤمنین، رهبر خویش را از دست داده بودند و دچار آشفتگی شده بودند، با روی کار آمدن امام حسن(ع)، دوباره اوضاعشان سامان یافت و رشد و بالندگی آنان در این دوره کوتاه، ادامه یافت. با بیعت قیس بن سعد بن عباده، حدود ۴۰ هزار نفر از لشکریان عراق که بر هم‌پیمانی با علی(ع) تا سرحد مرگ سوگند یاد کرده بودند، با آمادگی کامل به امام حسین(ع) با عنوان خلیفه جدید بیعت کردند. البته همه این حامیان، دارای انگیزه‌های یکسانی نبودند اما بسیاری از آنان جانشینی امام حسن(ع) را ادامه سیاست علی(ع) علیه حکمرانی معاویه می‌دانستند. برخی دیگر از پیروان نیز ایشان را تنها شخصیت شایسته خلافت و رهبری جامعه اسلامی بر اساس مبانی و اصول مذهبی می‌دانستند.[۱۳۳]

مرحله دوم: از صلح و بازگشت به مدینه تا شهادت امام: در این مرحله، در اثر اقدامات سیاسی معاویه، صلح بر امام تحمیل شد و بدین سان دوباره دوره بالندگی شیعه متوقف شد. به دنبال صلح، قدرت و حکومت به معاویه و بنی امیه سپرده شد و یکی از مهمترین ابزارها برای انجام فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را از دست داد. با خانه نشینی امام، شیعیان نیز موقعیت‌های گذشته را را دست دادند و به تدریج تحت فشار دولت اموی قرار گرفتند. عصر مشقت و دشواری برای شیعیان آغاز شد و روز به روز با تثبیت بیشتر دولت اموی گسترش یافت.

سیاستهای ضد شیعی دولت اموی روز به روز بیشتر می‌شد، خصوصا در عراق که مرکز تجمع شیعیان از زمان خلافت امیرالمؤمنین شده بود. این کار با انتخاب افرادی چون زیاد بن ابیه که قبلا ظاهرا در زمره شیعیان امیرالمؤمنین بود و با نیرنگ معاویه به او پیوست. او که شیعیان را به خوبی می‌شناخت به خوبی می‌توانست آنان را شناسایی کند و حتی تقیه نیز فایده نداشت. افراد زیادی دست و پایشان بریده، چشمانشان کور و در نهایت به درختان آویخته شدند. به دستور معاویه، در هیچ محکمه‌ای شهادت دادن شیعیان علی(ع) و خاندان پذیرفته نمی‌شد، نام آنان از دیوان بیت المال حذف شد و مقرّری آنها از بیت المال پرداخت نمی‌شد. او حتی دستور داد کسی که متهم به دوستی علی(ع) است، سرکوب و خانه‌اش ویران شود.[۱۳۴]

 

دوره امام حسین(ع)

این دوره که با شهادت امام حسن(ع) در صفر سال ۵۰ هجری شروع شد، در یک دسته بندی کلی به دو دوره مجزا تقسیم می‌شود. وضعیت شیعیان نیز به همین تناسب به دو دوره مجزا تقیسم می‌شود.

بخش اول: شهادت امام حسن(ع) تا مرگ معاویه(۵۰ تا ۶۰ هجری): با شهادت امام حسن(ع)، شیعیان سعی کردند امام حسین(ع) را به نقض صلح‌نامه با معاویه ترغیب و به قیام علیه وی برانگیزند. اما ایشان در این دوره، به جهت وجود حکومت قدرتمند معاویه که زمینه هرگونه اعتراضی را منتفی می‌ساخت و نیز عدم امکان جمع آوری دوباره نیرو و تجدید سازمان لشگر،[۱۳۵] امام بر عدم مقابله عملی با معاویه تأکید داشتند و به درخواست شیعیان کوفه که با ایشان رفت و آمد داشتند، پاسخ منفی داده و آنان را نیز به صبر تا مرگ معاویه فرا می‌خواندند.[۱۳۶]

ارتباط شیعیان با یکدیگر و با امام حسین(ع) به صورت مخفیانه و به د ور از جشم جاسوسان معاویه بود. با این وجود، گاهی این رفت و آمدهای پنهانی حساسیت‌هایی را برمی‌انگیخت ولی معاویه به نیروهای خود دستور داده بود که مراقب امام باشد ولی تا زمانی که نیاز نشده، برایش مزاحمتی ایجاد نکند.[۱۳۷]

در این برهه تاریخی، به جهت اقدامات ضد شیعی معاویه، شیعیان در وضعیت سختی به سر می‌بردند و تنها امیدواری آنان، مرگ معاویه بود. پس از مرگ او، شرایط جدید و فضای تازه‌ای برای مخالفان اموی، به ویژه امام حسین(ع) و شیعیان ایشان فراهم شد.[۱۳۸]

بخش دوم: مرگ معاویه تا شهادت امام حسین(ع)(رجب ۶۰ تا محرم۶۱): با مرگ معاویه، عملا قرار داد صلح لغو شد و ا مام حسین(ع) از محدودیت عمل به آن رهایی یافت. به همین جهت، در کوفه، شیعیان که از شنیدن خبر مرگ معاویه شادمان شده بودند در خانه سلیمان بن صرد خزاعی جمع شده و با نوشتن نامه‌ای به امام، آمادگی خود را برای قیام اعلام کردند.[۱۳۹] با ورود مسلم به کوفه، تحرک شیعیان بیشتر شد و در ظاهر، همدلی کاملی میان آنان در همراهی امام ایجاد شد. اما با قتل مسلم و به شهادت رساندن امام حسین(ع) و یارانش در کربلا، شیعیان در تنگنا و سختی بیشتری قرار گرفتند. این دوره از تاریخ تشیع، بسیار غمناک و اندوهبار بود و غمبارترین دوره تاریخ تشیع و بلکه اسلام به شمار می‌رود.[۱۴۰]

 

دوره امام سجاد(ع)

پس از شهادت امام حسین(ع) سختی و فشار بر شیعیان به نهایت خود رسید، به ویژه در زمان حجاج ثقفی که معاصر امام سجاد(ع). بر اثر فشار و اختناق شدید، محافل شیعه در عراق و حجاز، دچار ضعف و سستی شد و انسجام خود را از دست داد. چنانکه به روایت امام سجاد(ع)، در تمام مکه و مدینه، بیست نفر نبودند که ایشان را دوست داشته باشند.[۱۴۱] در این دوره، چندین قیام شیعی و غیر شیعی بر علیه حکومت یزید به راه افتاد. از جمله این قیام‌ها قیام مدینه(واقعه حره)، قیام توابین، قیام مختار، ماهیت شیعی داشت. رفتار عبدالملک و کارگزاران او حجاج بن یوسف با شیعیان بسیار ناشایست بود. انواع شکنجه‌ها، مجازات‌ها و کشتارها بر علیه شیعیان صورت می‌گرفت. قیام‌های شیعی در این دوره در عراق، ایران و حجاز به سختی سرکوب می‌شد.[۱۴۲]

 

دوره امام باقر(ع)

در این دوره، حاکمان اموی و بخصوص هشام بن عبدالملک بیشترین فشارها را بر اهل بیت داشتند.[۱۴۳] خود ایشان نیز مجبور به رعایت تقیه بود و به شیعیان نیز سفارش می‌کرد که از تقیه برای محافظت از خویش استفاده کنند تا جائیکه نقل شده کسی که تقیه ندارد، دین ندارد.[۱۴۴]

در این دوره همچنین، گروهی از یهودیان که به ظاهر مسلمان شده بودند، مرجعیت علمی گروهی از مسلمانان را برعهده داشتند. مهمترین تأثیر این افراد، وارد کردن اسرائیلیات در بین متون حدیثی مسلمانان بود.[۱۴۵]

به دنبال اقدامات تبلیغاتی عباسیان در دفاع از اهل بیت در برابر بنی امیه، در این دوره تشیع گسترش زیادی یافت. بیشترین حوزه فعالیت آنان در خراسان بود. بعد از شهادت زید، در خراسان جنب و جوش شیعیان زیاد شد و شیعیان، تقیه را کنار گذاردند.[۱۴۶]

شورش‌های زیادی که در این دوره روی داد، باعث غفلیت امویان از شیعه شد و به همین جهت، شیعیان توانستند از حالت تقیه شدید بیرون آیند.[۱۴۷] از این رو، اقبال عمومی به امام باقرع) صورت گرفت. گروهی از شیعیان كه اطلاعات كافی به آنها نمی‌رسید، در میان امام و برادرش زید تردید داشتند که این امر موجب پیدایش انشعاباتی در شیعه شد.[۱۴۸] با این حال، آن حضرت به ارشاد و هدایت مردم پرداخت و حلقه‌های درس در مدینه و مسجدالنبی تشکیل داد.[۱۴۹] افرادی چون زرارة بن اعین، محمد بن مسلم، ابوبصیر، یزید بن معاویه عجلی، جابر بن یزید، حمران بن اعین، هشام بن سالم از شاگردان معروف ایشان بودند. بسیاری از علمای اهل سنت نیز شاگرد ایشان بوده و از حضرت نقل روایت کرده‌اند. افرادی مانند: عطاء بن ابی رباح، سفیان ثوری، مالک بن انس، شعبه و ابوایوب سجستانی.[۱۵۰]

 

دوره امام صادق(ع)

دوران امام صادق مصادف بود با ضعیف شدن و سپس درهم ریختن حکومت مروانیان. در این دوره همچنانکه آزادی‌های سیاسی فراهم آمد و در گوشه و کنار مقدمات قیام‌های دینی و دسته‌بندی علیه حاکمان آماده گردید، آزادی در بحث‌های علمی در شاخه‌های گوناگون نیز پدید آمد.[۱۵۱]

روایت‌های رسیده از امام صادق (ع) در مسائل مختلف فقهی و کلامی مجموعه‌ای گسترده و متنوع است و از این رو است که مذهب شیعه را مذهب جعفری خوانده‌اند. گشایشی که در آغاز دهه سوم از سده دوم هجری پدید آمد، موجب شد که مردم آزادانه‌تر به امام صادق (ع) روی آورند و در فقهی و غیر فقهی از ایشان استفاده کنند.[۱۵۲]

ابن حجر درباره حضرتش نوشته است: مردم از دانش او آنقدر نقل کردند که آوازه او به همه شهرها رسید. پیشوایان بزرگی چون یحیی بن سعید، ابن جریح، مالک، سفیان بن عیینه، سفیان ثوری، ابوحنیفه، شعبه و ایوب سختیانی از او روایت دارند.[۱۵۳]

در میان اهل بیت، امام صادق(ع) بیشترین شاگرد را داشته است، همچنان‌که بیشترین تعداد روایات نیز از ایشان نقل شده است. اصحاب حدیث نام راویان از او را ۴۰۰۰ تن نوشته‌اند.[۱۵۴]

تشیع در این دوره به اندازه ای گسترش داشت که عده ای برای دست یابی به جایگاه اجتماعی میان مردم و جذب آنان به سوی خود، دست به جعل و تاویل احادیث ائمه زده و روایات ائمه را به سود خود تفسیر کردند. چنانکه حضرت سبب اختلاف احادیث را دنیاطلبی و ریاست خواهی گروهی از راویان حدیث معرفی کرده است.[۱۵۵]

 

دوره امام کاظم(ع)

با شهادت امام صادق(ع)، نزاع زیادی بر سر جانشینی ایشان روی داد که حاصل آن ظهور و بروز شش فرقه تازه در تاریخ تشیع است: موسویه، ناووسیه، افطحیه، اسماعیلیه خالصه و اسماعیلیه مبارکه. بیعت افرادی چون علی بن یقطین، هشام بن حکم و مؤمن الطاق تا میزان زیادی، شک و تردید پیروان مردد را از بین برد. در این بین، موسویه و اسماعیلیه محور اصلی تحرکات سیاسی تشیع در سده‌های بعدی قرار گرفت.[۱۵۶] در زمان منصور بار دیگر علویان تحت فشار سیاسی سختی قرار گرفتند.[۱۵۷] آزار و شكنجه‌های علویان توسط منصور در زندان‌های تاریك و نمناك و قرار دادن آنان در لای دیوار مشهور است.[۱۵۸]

امام در کنار فعالیت‌های علمی و مذهبی و در پرتو سیاست تقیه، دو کار مهم دیگر نیز انجام داد و تشیع را از خطر پراکندگی و فرواپاشی تدریجی و فرسایشی رهانید: گسترش تشکیلات وکالت و وارد کردن افراد نفوذی مانند علی بن یقطین در تشکیلات سیاسی عباسیان. تشکیلات وکالت، موجب می‌شد تا ارتباط افراد و گروه‌های شیعی با یکدیگر و امام به صورت شبکه ای محفوظ بماند و از ناامیدی شیعیان کاسته شود. چنانکه وارد کردن افراد نفوذی در دستگاه حکومت باعث می‌شد تا امام از خطرهایی که شیعیان را تهدید می‌کرد، به موقع آگاهی یافته و آنان را از خطر برهاند. همچنین گاهی با دخالت غیر مستقیم در تصمیم‌سازی‌های حاکمیت، فشارهای آنان بر شیعیان را کاهش می‌داد.[۱۵۹]

در این دوره، قیام‌های وسیعی روی داد که با استقبال شیعیان روبرو شد. قیام نفس زکیه و قیام فخ از جمله این قیام‌هاست. با این حال، امام کاظم به پیروی از شیوه امامان شیعه از زمان حادثه کربلا، از دخالت آشکار در جنبش‌های سیاسی و تحرکات نظامی دوری می‌کرد و بیشتر فعالیت آکار خود را صرف برپا نمودن مجالس ومحافل درسی نمود.[۱۶۰]

 

دوره امام رضا(ع)

پس از درگذشت هارون و خلافت امین، امام رضا و شیعیان از آزار و اذیت دستگاه خلافت در امان ماندند و بدین ترتیب مجالس درس و ارتباط امام با شعیان به راحتی برپا می‌شد و شیعه گسترش یافت. اما پس از قتل امین و آغاز خلافت مامون، تحول شگرفی در برخورد عباسیان با امامان و شیعیان به وقوع پیوست که اوج آن اقدام مامون در سپردن مقام ولیعهدی به امام رضا بود. او با این اقدامات، هم به خلافت خویش مشروعیت بخشید، هم محافل شیعی را به خود جلب و آنان را از اندیشه قیام باز داشت و هم ایرانیان را در یاری خود یک‌دل ساخت. [۱۶۱]

از این گذشته، گسترش شیعه در این زمان معلول عوامل دیگری نیز بود. مشغول شدن دستگاه خلافت در اثر درگیری میان مأمون و امین، و انتقال پایتخت عباسیان از بغذاد به مرو از جمله عواملی بود که باعث شد مراکز مهم اجتماعی و سیاسی در عراق، حجاز و شام از مرکز خلافت دور و کانون‌های شیعی در این مناطق بار دیگر فعال شده و قیام‌های متعدد شیعی یکی پس از دیگری به ظهور برسد. از جمله این قیام ها، قیام محمد بن ابراهیم در کوفه، قیام زید بن موسی برادر امام رضا و نیز قیام ابراهیم بن موسی دیگر برادر امام در یمن بود.[۱۶۲]

تشیع حتی تا درون دستگاه خلافت مامون نیز نفوذ کرد و تا بالاترین مقامات دربار گسترش یافت. چنانکه بنابر نقل مشهور، افراد مشهوری چون فضل بن سهد وزیر بانفوذ مامون، طاهر بن حسین فرمانده سپاه یا شیعه یا از علاقمندان به امامان شیعه بودند.[۱۶۳]

 

دوره امام جواد(ع)

امام رضا در سال ۲۰۳ هجری شهید شد. در این هنگام فرزندش جواد ۸ سال بیشتر نداشت که به امامت رسید و این مسأله سبب اختلاف میان شیعیان شد. برخی از شیعیان به دنبال عبدالله بن موسی بن جعفر، برادر امام رضا رفتند، ولی از آنجا که حاضر نبودند بدون دلیل، امامت فردی را بپذیرند، برخی از آنها سؤالاتی را از عبدالله پرسیدند. پس از اینکه او را از پاسخ دادن ناتوان دیدند وی را ترک کردند. برخی از شیعیان نیز به واقفی‌ها پیوستند. به نظر نوبختی علت پیدایش این اختلاف، آن بود که آنها بلوغ سنی را یکی از شرایط امامت می‌دانستند.[۱۶۴] با این حال، بیشتر شیعیان به امامت امام جواد روی آوردند. گرچه برخی پائین بودن سن امام را مطرح کردند که امام در پاسخ با اشاره به جانشینی سلیمان از داوود، فرمود: حضرت سلیمان هنگامی که هنوز کودکی بیش نبود و گوسفندان را به چرا می‌برد، حضرت داوود او را جانشین خود کرد.[۱۶۵]

در این عصر نیز فرقه‌هایی وجود داشت و در عرصه‌های مختلف فعالیت می‌کردند و برای ترویج افکار و عقاید خود در جامعه و دور کردن شیعیان از عقاید اصیل خود تلاش می‌کردند. از جمله این فرقه‌ها، اهل حدیث، واقفیه، زیدیه بود که امام جواد برای باقی ماندن از عقاید اصیل شیعه، پیروان خویش را از ارتباط با آنها نهی می‌کرد و فرمود که شیعیان پشت سر آنها نماز نخوانند و به آنها زکات پرداخت نکنند.[۱۶۶]

در این دوره، ارتباط امام با شیعیان غالبا از دو طریق بود: نصب وکیل‌هایی در مناطق مختلف جهان اسلام و نامه نگاری(رجوع کنید به: توقیع). ایشان وکلائی در بغداد، کوفه، اهواز، بصره، همدان، قم، ری، سیستان و بُست.[۱۶۷] بسیاری از معارف و مطالبی که از آن حضرت باقی مانده، در نامه‌های وی به شیعیان مندرج است[۱۶۸] شیعیان در نامه هایشان سؤالات خود را، که بیشتر در مسائل فقهی بود، طرح می‌کردند و امام به آنان پاسخ می‌داد. در اغلب موارد نام و نشان کسی که امام به او نامه نوشته، مشخص است.[۱۶۹] در مواردی هم نویسنده نامه مشخص نیست.[۱۷۰]

 

دوره امام هادی(ع)

دوره امامت این امام، یکی از دشوارترین دوره‌های تاریخ شیعه بود. این دشواری در دوره متوکل به اوج خود رسید. متوکل، به بهانه‌های واهی و بی‌اساس شسیعیان را در بند می‌کرد و با خشم و کینه خون آنها را می‌ریخت.[۱۷۱] با وجود این فشار شدید، میان امام هادی(ع) و شیعیان عراق، یمن، مصر و نواحی دیگر نیز رابطه برقرار بود. سازمان وکالت ضامن پیدایش و دوام و استحکام این ارتباط بود. وکلا علاوه بر جمع آوری خمس و ارسال آن برای امام، در مشکلات کلامی و فقهی نیز، نقش سازنده‌ای داشته و در جا انداختن امامت امام بعدی، موقعیت محوری در منطقه خود داشتند. در زمان امام هادی(ع)، قم، مهمترین مرکز تجمّع شیعیان ایران بود و روابط محکمی میان شیعیان این شهر و ائمه(ع) وجود داشت. درست همان اندازه که میان شیعیان کوفه گرایش‌های انحرافی و غلوّآمیز رواج داشت، در قم اعتدال و بینش ضد غلوّ حاکم بود. شیعیان این دیار، اصرار و ابرام فراوانی در این مسأله از خود نشان می‌دادند. در کنار قم، دو شهر آبه یا آوه و کاشان نیز تحت تأثیر تعلیمات شیعی قرار داشته و از بینش شیعی مردم قم پیروی می‌کردند. در پاره‌ای روایات از محمد بن علی کاشانی نام برده شده که در باب توحید از امام هادی(ع) سؤالی کرده است.[۱۷۲]

مردم قم، رابطه مالی نیز با امام هادی(ع) داشته‌اند. در این زمینه، از محمد بن داود قمی و محمد طلحی یاد شده است که از قم و شهرهای تابع آن، خمس، هدایا و سؤالات مردم را به امام می‌رساند.[۱۷۳] مردم شیعه دیگر شهرهای ایران نیز، چنین رابطه‌ای با امامان(ع) داشتند. این در حالی بود که بیشتر شهرهای ایران، به دلیل نفوذ قهرآمیز امویان و عباسیان، رویکردهای سنی داشتند و شیعه در اقلیت بود. دیلم (شرق گیلان کنونی) از اواخر قرن دوم هجری، شیعیان زیادی را در آغوش خود داشت. افزون بر آن، کسانی از مهاجران دیلمی در عراق نیز به مذهب تشیع گرویده بودند.

لقب‌های شهری که نسبت‌های محلی اصحاب امام هادی(ع) را مشخص می‌کند، تا حدودی می‌تواند نشان از مراکز و اقامتگاه‌های شیعیان باشد؛ به عنوان نمونه می‌توان از بشر بن بشار نیشابوری، فتح بن یزید جرجانی، احمد بن اسحاق رازی، حسین بن سعید اهوازی، حمدان بن اسحاق خراسانی و علی بن ابراهیم طالقانی یاد کرد که در شهرهای مختلف ایران می‌زیسته‌اند. جرجان و نیشابور به خاطر فعالیت‌های شیعیان، به مرور به صورت مراکز نفوذ شیعه در قرن چهارم در آمد. شواهد دیگری حاکی از آن است که در قزوین نیز کسانی از اصحاب امام هادی(ع) ساکن بوده‌اند.[۱۷۴]

اصفهان که شایع بود اهالی آن سنّیان متعصب حنبلی هستند، گاه شیعیانی از اصحاب امام هادی(ع) را در خود داشت که از آن جمله باید به ابراهیم بن شیبه اصفهانی اشاره کرد. وی گرچه کاشانی بوده، ولی به احتمال مدتی طولانی در اصفهان می‌زیسته که ملقب به «اصفهانی» شده است. عکس این مطلب نیز صادق است. چنانکه علی بن محمد کاشانی که از اصحاب امام هادی(ع)، است اصفهانی بوده است[۱۷۵] در روایتی از عبد الرحمن نامی، نام برده شده که از مردم اصفهان بوده و تحت تأثیر کرامتی که در سامرا از امام هادی(ع) دیده به مذهب شیعه در آمده است.[۱۷۶]

 

دوره امام حسن عسکری(ع)

پس از درگذشت امام هادی، بیشتر پیروان وی امامت فرزند بزرگش حسن را پذیرفتند و با وی به عنوان امام بیعت کردند. هرچند گروهی اندک، امامت محمد برادر امام عسگری که در زمان حیات ایشان از دنیا رفته بود را پذیرفتند.[۱۷۷] در ادامه، دیگر برادر دیگر امام به نام جعفر علم مخالفت را برداشت و به کمک فارس بن حاتم قزوینی که قبلا از وکلای امام دهم و یازدهم بود، گروه اندکی از شیعیان را به سمت خود کشاند.[۱۷۸]

وجود این مشکلات درون مذهبی، در کنار نظارت شدید دستگاه خلافت عباسی بر فعالیت‌ها و رفت و آمد امام و شیعیان، نقش حساس امام عسگری در تداوم حرکت مذهبی و اجتماعی شیعه را بیشتر نمایان می‌کند. امام و شیعیانش در فرصت‌های گوناگونی همدیگر را به صورت‌های مختلف ملاقات می‌کرده‌اند. یکی از بهترین راه‌های ارتباطی شیعیان با امام، مکاتبه بوده که در منابع نیز فراوان به آن برمی‌خوریم.[۱۷۹]

ایشان همواره با پیروان و شیعیان خود در شهرهای سامره، بغداد، مدائن، کوفه و قم در ارتباط بود و به هدایت آنان می‌پرداخت.[۱۸۰] هرچند ارتباط شیعیان با امام تا حدی سخت بود که خیلی مواقع شیعیان در هنگام عبور از کوچه‌ها، حضرت را ملاقات می‌کردند،[۱۸۱] البته سخت گیری بر امام تا حدی بود که گاهی اوقات، شیعیان حتی نمی‌توانستند در مسیر عبور به امام اشاره یا سلامی داشته باشند.[۱۸۲] عباسیان نیز برای نظارت کامل بر امام، ایشان را مجبور کرده بودند هر دوشنبه و پنجشبه در‌دار الخلافه حاضر شود و خود را به مأموران حکومتی معرفی کند.

وجود ارتباط میان شیعیان و حضرت از یک سو و قیام‌های شیعی چون قیام علی بن یزید، احمد بن محمد و نهضت صاحب الزنج و احتمال ارتباط آنها با امام از سوی دیگر، باعث تحریک بیشتر خلفای معاصر حضرت و فشار بیشتر بر ایشان و یارانشان می‌شد.[۱۸۳]

محدودیت‌های شدید حاکم بر زندگی امام عسکری(ع) سبب شد که حضرت از نمایندگانی جهت ارتباط با شیعیان استفاده نماید. یکی از این رابطان عقید، خادم خاص وی بود که در منزل امام بزرگ شد، و حامل بسیاری از نامه‌های او به شیعیان بود.[۱۸۴] همچنین فردی با کنیه غریب ابوالادیان که خادم حضرت بوده، و ارسال برخی نامه‌ها را به عهده داشته است[۱۸۵] اما مشخصاً کسی که در منابع امامی به عنوان باب [نماینده و رابط امام با مردم] شناخته شده، عثمان بن سعید است. او پس از وفات امام عسکری(ع) و با ورود به عصر غیبت صغری، به عنوان نخستین وکیل و نایب خاص امام زمان(ع) نیز ایفای نقش کرده است.[۱۸۶]

 

دوره غیبت صغرا

در این دوره، خلفای عباسی بر ظلم و ستم خویش بر مسلمانان افزودند و جو اختناق و وحشت با شدت تمام در سراسر این دوره حاکم بود. خصوصا در دوره معتضد که خون‌های زیادی بر زمین ریخته شد.[۱۸۷] با ظهور قرامطه در ۲۷۷ و غائله صاحب زنج که هر دو جنایات بی‌شماری را مرتکب شدند و هر دو به شیعه نسبت داده شد، این دو حرکت بهانه‌ای در دست خلفای عباسی بر ضد شیعیان شد. در نتیجه، جو اختناق بر ضد شیعیان را تشدید کرد و دیگر شیعیان را نسبت به قیام‌های مسلحانه ناامید کرد.[۱۸۸] با این حال، قیام‌های علویان به ویژه زیدیان به کلی فروکش نکرد و چندین قیام در این دوره صورت گرفت که از آن جمله می‌توان به قیام ابن‌الرضا (در ۳۰۰ق در دمشق)، قیام حسن بن یحیی(۲۷۸ق در یمن)[۱۸۹]، قیام اطروش(۳۰۱ق در طبرستان و دیلم)، قیام حسن بن قاسم معروف به داعی صغیر، قیام احمد بن محمد طالبی(در مصر بر علیه سپاه احمد بن طولون).[۱۹۰]

بنابر روایات، امام زمان(ع)، در عصر غیبت صغرا پیروان خویش را از طریق چهار نماینده برگزیده خود رهبری می‌کرده که اینان را سفرا و نواب اربعه می‌خواندند. نخستین آنها عثمان بن سعید عمری، دوم پسرش محمد، سوم حسین بن روح نوبختی و چهارم علی بن محمد سمری بوده است. وظیفه عمده سفرا، اجرای وظایف مشخصی بود که پیش از این توسط امامان انجام می‌گرفت، تا آنان را از فشار سیاسی عباسیان مصون دارند. پدران آن حضرت تا زمان مأمون از این فشارها در رنج بودند، به‌ویژه چون اعتقاد عموم امامیه این بود که امام دوازدهم کسی است که حکومت‌ها را (ستمکاران را با نیروی مسلحانه) سرنگون می‌سازد[۱۹۱] سفرای امام موظف بودند نام و محل زندگی امام را نه تنها از دشمنان، بلکه از شیعیان نیز مخفی کنند و در عین حال، وجود ایشان را برای هواداران مورد اعتماد حضرت اثبات کنند.[۱۹۲] کار عمده سفیران این بود که با اثبات امامت امام زمان، جمعیت شیعیان را از تفرقه و انشعاب حفظ کنند. به منظور رسیدن به این هدف، این افراد در طول غیبت صغرا، آن دسته از گفتارهای پیامبر(ص) و ائمه را که سلسله امامان را دوازده تن می‌داند به کار می‌گرفتند.[۱۹۳]

در این دوره، به جهت مخفی بودن حضرت از دیدگاه مسلمانان و شیعیان، برخی از شیعیان در آغاز شهادت امام حسن عسگری در امامت ایشان و امام زمان(ع) دچار تردید شدند و به همین جهت، بر اساس برخی نقل‌ها شیعیان ایشان به ۱۴ یا ۱۵ فرقه منشعب شدند.[۱۹۴] برخی نیز تعداد این فرقه‌ها را ۲۰ گروه گزارش کرده‌اند.[۱۹۵] هرچند این فرقه‌ها قبل از شیخ مفید از بین رفته بودند.[۱۹۶]

 

عصر حکومت‌های متقارن

در اوایل قرن چهارم كه سلاطین با نفوذ شیعی آل بویه روی كار آمدند، شیعه تا حدود زیادی آزادی عمل یافت و به مبارزه علنی پرداخت. این وضعیت تا آخر قرن پنجم ادامه یافت و در اوایل قرن ششم، با حمله مغول و نیز جنگ‌های صلیبی، حکومت‌های اسلامی، فشار چندانی بر شیعیان وارد نمی‌کرد. به‌خصوص شیعه شدن جمعی از سلاطین مغول در ایران و حكومت سلاطین مرعشی در مازندران، در قدرت و وسعت جمعیت شیعه كمك زیادی نمود.[۱۹۷]

در این قرن، تشیع در تمام نقاط جهان اسلام رواج و رشد بی‌سابقه‌ای یافته بود، چنانکه علویان طبرستان در شمال ایران، فاطمیان در مصر، زیدیان در یمن، حمدانیان در شمال عراق و سوریه، و آل بویه در عراق زمام قدرت را در دست داشتند. بر اساس نقل برخی از مورخان، شیعیان در سرزمین‌های مغرب، شام، کوفه، بصره، بغداد، عراق، خراسان، ماوراء النهر، حجاز، یمن و بحرین منتشر شده بودند.[۱۹۸]

در عصر حمدانیان[۱۹۹] سرزمین سوریه، مانند حلب و اطراف آن، بعلبك و توابعش، جبل عامل و سواحل آن مملو از شیعیان بود، و به‌ویژه شهر حلب پایگاه عالمان شیعه و به‌خصوص بنو زهره به‌شمار می‌رفت. از كسانی كه در تحكیم و نشر مذهب تشیع نقش مهمی ایفا نمود، ابو فراس (متوفای ۳۵۷) شاعر نامدار آل حمدان بود، چنانكه قصیده میمیه او از شهرت به سزایی برخودار است و مطلع آن چنین است:[۲۰۰] وجود دولت مقتدر حمدانی در قرن چهارم، موجب گرد آمدن دانشمندانی چون فارابی(م۳۳۹ق)، ابوبکر خوارزمی(م۳۸۳ق)، ابوالقاسم زاهی، ناشی اصغر و ابن جعابی در دربار حمدانیان شده و آنان به تبلیغ و ترویج تشیع در این منطقه پرداختند. (رجوع کنید به: الشیعه و التشیع، ص ۱۷۷- ۱۸۸) در عصر حكومت یوسف الدوله، مذهب تشیع در سوریه، گسترش سریعی یافت، به صورتی كه در دوره حمدانیان، مركز جهان تشیع شناخته می‌شد. در زیر همه گنبدهای مساجد، اسامی: الله، محمد، علی و فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود، و روز به روز بر قدرت شیعیان افزوده می‌شد، در حالی كه اسمی از معاویه و یزید و پادشاهان آل مروان در میان مردم نبود.[۲۰۱] حمدانیان هیچ‌کس را به پیروی از مذهب شیعه مجبور ننموده، به‌وسیله مال و مقام هم نفریفتند، بلكه مردم را به اختیار خود واگذار كردند تا هر چه می‌پسندند برای خود برگزینند. فقط مبلغان با اخلاص حقایق را برای مردم بازگو می‌كردند، برعکس امویها و عباسی‌ها و صلاح‌الدین ایوبی كه مردم را با ترساندن و خشونت به مذهب تسنن فرا می‌خواندند.[۲۰۲]

در دوره حکومت آل بویه، (۴۷۷- ۳۲۰) شیعیان از آزادی زیادی برخوردار بودند و حتی در دوره معزالدوله، مراسم مذهبی در ایام عاشورا و عیدغدیر با آزادی کامل برقرار بود. رشد شیعه در این دوره به حدی بود که حتی در بغداد، که در آن زمان مرکز خلافت عباسیان بود و ساکنانش بیشتر، سنی مذهب بودند، مذهب شیعه نشو و نمو یافت. شیخ مفید در مسجد براثا در منطقه کرخ بغداد به اقامه نماز و تعلیم و تدریس می‌پرداخت و آرا و عقائد شیعه را ترویج دهد.[۲۰۳] در سایه حمایت امیران و وزیران بویه‌ای، بغداد به بزرگترین پایگاه و حوزه علمی شیعیان تبدیل شد؛ آنگونه که در فاصله سال‌های ۳۳۵ تا ۴۴۷ ق، به کانون اصلی تجمع عالمان و اندیشمندان شیعی تبدیل شد. در این دوره، زمینه رشد اندیشمندانی چون شیخ مفید(م۴۳۶ق)، سید مرتضی(م۴۴۹ق) و شیخ طوسی(م ۴۶۰ق) و نگارش صدها اثر علمی شیعی فراهم شد.[۲۰۴]

در سرزمین‌های غرب سرزمین‌های اسلامی، در قرن پنجم، فاطمیان حکومت می‌کردند. آنان در این منطقه، علاوه بر ترویج تشیع، شعارهای شیعی مانند عزاداری امام حسین(ع) را نیز علنی کردند و نام امیرالمومنین را بر سکه‌های خود حک کردند.[۲۰۵]

 

عصر سلجوقیان و ایوبیان

در اواسط قرن پنجم هجری، حکومت سلجوقی پدید آمد. این دولت، حكومت سنی مذهب بغداد از سقوط نجات داد و از پیشرفت شیعیان در مصر، عراق، شام، فارس و خراسان جلوگیری نمود. حكومت سلجوقیان تا اواخر قرن هفتم هجری استقرار یافت.[۲۰۶] شیعه در این دوران، از موقعیت چندان خوبی برخوردار نبود، به ویژه در بغداد که غلبه با تندوران اهل سنت بود تا جائی‌که شیخ طوسی از بغداد به نجف مهاجرت کرد و کتابخانه وی توسط تندورهای حنبلی سوزانده شد. حكومت مقتدر دیگری كه در نیمه دوم قرن ششم (۵۶۵ق) تأسیس شد، حكومت ایوبیان به دست صلاح الدین ایوبی بود، كه تا سال ۸۴۸ دوام یافت.[۲۰۷] صلاح‌الدین پس از تسلط بر مصر، با فاطمیان با خشونت زیادی رفتار کرد.[۲۰۸] او دستور داد روز عاشورا كه بنی امیه و حجاج عید می‌گرفتند، مجددا عید باشد و حی علی خیر العمل را از اذان برداشت. او دستور داد تنها گواهی پیروان مذاهب چهارگانه اهل سنت را قبول کنند و غیر از آنان کسی حق سخنرانی و تدریس ندارد. در نتیجه این اقدامات، مذهب تشیع در مصر رو به فراموشی نهاد.[۲۰۹]

 

دوره مغول

حمله مغول به ایران، به حکومت اسماعیلیان و عباسیان پایان داد. با شکست این دو حکومت که هر دو از دشمنان و رقیبان شیعه امامیه به حساب می‌آمدند، شیعیان برای گسترش خویش مجال یافتند. در زمان سلطان محمد خدابنده، به دنبال پیروزی علامه حلی بر نظام الدین عبدالملک شافعی، او آیین شیعه را برگزید و دستور داد تا سراسر قلمرو فرمانروایی او مراسم مذهب امامیه اجرا شود. علامه حلی، به درخواست سلطان محمد، کتاب نهج الحق و کشف الصدق را تألیف نمود. پس از وی فرزندش بهادر خان، آخرین سلطان مغول نیز پیرو آیین شیعه بود.

در این عصر، دانشمندان بزرگی از شیعه ظهور کردند که برخی از آنان عبارتند از: محقق حلی، یحیی بن سعید، علامه حلی، سدید الدین حلی، سید بن طاووس، سید غیاث الدین بن طاووس، ابن میثم بحرانی، خواجه نصیر الدین طوسی و قطب الدین رازی.[۲۱۰]

 

دوره‌ی تیموریان

در این دوره، سادات و علما احترام خاصی داشتند و همه سلاطین تیموری در ترویج علوم و توسعه فرهنگ و هنر سعی داشتند.[۲۱۱] گفته شده، وی پس از فتح حلب، به مردم آن دیار در مورد حقانیت علی و ظلم معاویه و فسق یزید سخن گفت.[۲۱۲] وجود چنین گرایشاتی در پادشاهان تیموری، فضا را بر شیعیان و عزاداری آنان بر سیدالشهدا گشود. تاجائیکه مداحان، به آزادی به منقبت خوانی ائمه در ملأ عام می‌پرداختند.[۲۱۳] سلطان ابوالقاسم بابر سنی مذهب، سکه به نام دوازده امام زد[۲۱۴] و نفوذ شیعه تا جایی پیش رفت که آخرین سلطان تیموری لقب حسینی را برای خود برگزید و برخی از خطیبان شیعه از وی درخواست کردند نام امامان به جای خلفا در خطبه‌های نماز جمعه برده شود.[۲۱۵]

 

عصر صفویان و عثمانیان

در ابتدای قرن دهم هجری، با تأسیس حکومت صفوی توسط شاه اسماعیل صفوی، مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی پذیرفته شد. او در سال ۹۰۷ ق برای اولین بار به نام امامان دوازده گانه شیعه خطبه خواند و به نام علی ولی الله سکه ضرب کرد. از آن زمان، در سرزمین ایران زمینه‌های رشد و شیوع تشیع فراهم بود و مناطقی مانند قم، طبرستان، ری، سبزوار مرکز تجمع شیعیان محسوب می‌شدند.[۲۱۶]

پس از درگذشت وی (۹۳۰ هجری) پادشاهان دیگر صفوی نیز رسمیت مذهب شیعه را تأیید و تثبیت نمودند و به ترویج آن پرداختند. در این دوره، مراکز دینی مانند مساجد، مدارس علمی و حسینیه‌های بسیار ساخته شد، و به تعمیر و توسعه اماکن مقدس و زیارتی اقدام شد. این اقدامات، گذشته از جاذبه معنوی این اماکن، حاصل نفوذ علمایی نظیر شیخ بهایی و میرداماد در دربار صفویان بود. از دیگر علمای مشهور شیعی این دوران می‌توان از محقق کرکی، عزّالدین حسین بن عبدالصمد حارثی(پدر شیخ بهایی)، صدر المتالهین، علامه مجلسی، محقق اردبیلی، ملا عبد الله یزدی و فیض کاشانی یاد کرد.[۲۱۷]

در این دوران، دولت عثمانی نیز بر بخش وسیعی از سرزمین‌های اسلامی حکومت می‌کرد. آنان نسبت به مذاهب اهل سنت متعصب بوده و با شیعیان دشمنی می‌ورزیدند. این سخت گیری تا حدی بود که گزارش شده به دنبال فتوای برخی از فقهای اهل سنت، سلطان سلیم در آناطول بیش از ۴۰ هزار نفر را به جرم شیعه بودن کشت. در حلب به دنبال فتوای شیخ نوح حنفی به کفر و وجوب قتل شیعه دهها هزار شیعه کشته شدند و بقیه فرار کردند و حتی یک نفر شیعه نیز در حلب نماند. عثمانی‌ها، شیعیان را از دستگاه‌های دولتی اخراج کردند و آنان را از انجام مناسک مذهب خود باز می‌داشتند. این وضعیت تا ۴ قرن(۱۱۹۸- ۱۵۱۶م) ادامه داشت.[۲۱۸][۲۱۹]

 

دوره افشاریان

با پدید آمدن حکومت افشاریان، توجه نسبت به امور دینی و ترویج علم از دوره صفویه کمتر شد ولی نادرشاه خدماتی را در مورد حرم‌های ائمه انجام داد. تزئین گنبد حرم امیرالمؤمنین با روشک طلا، پر شدن خزانه مرقد امام حسین از پول و جواهر، ساخت بنائی بزرگ در حرم امام رضا(ع) برخی از این اقدامات است. در این زمان، نادرشاه سعی کرد در توافق نامه صلح با عثمانی‌ها، مذهب تشیع را یکی از مذاهب رسمی جهان اسلام در بیاورد ولی حکومت عثمانی از انجام این تعهد سرباز زد. پس از نادر، خاندان افشاریه بیشتر گرفتار جنگهای داخلی و رقابت بودند و کار مهمی نسبت به مذهب و شیعیان صورت نگرفت.[۲۲۰]

 

عصر قاجاریه

در این دوره، روحانیت توانست دوباره در حکومت نفوذ پیدا کند و پادشاهان قاجار در برابر عالمان دینی توجه خاصی داشتند. آنان اهتمام زیادی به بزرگداشت علما داستند تاجائیکه عده ای از عالمان کتابهای متعددی به نام شاهان قاجار تألیف می‌کردند و گاه در دیباچه کتاب خود به ستایش از او می‌پرداختند. این وضعیت بخصوص در دوره حکومت فتحلی شاه و ناصرالدین بیشتر به چشم می‌خورد. در دوره فتحلی شاه کتاب‌هایی از جمله کشف الغطاء، زبدة المعارف و نجم الهدایه به نام وی نگاشته شد. از جمله کارهای نیک دیگری که در زمان سلطنت فتحلی شاه انجام شد عبارتند از:

    روکش طلا بر گنبد و ایوان مرقد امام حسین(ع)

    نصب پنجره‌هایی از نقره بر ضریح امام حسین(ع)

    ساخت گنبد بر مرقد حضرت عباس(ع)

    پوشش طلا بر گنبد حضرت معصومه(س) و ساخت صحن وسیع برای ایشان.

    ساخت صحن امام رضا(ع) و اهدای قندیل‌های زرین برای حرم ایشان.

    نصب ضریح نقره بر مرقد عبدالعظیم حسنی در شهر روی.

    نصب ضریح نقره بر مرقد شاه چراغ در شیراز.

    ساخت مساجد و مدارس.

در زمان ناصرالدین شاه نیز این وضعیت ادامه داشت و توجه خاصی نسبت به روحانی‌های عراق و ایران می‌شد. خدمات دیگری که در این دوره نسبت به دین انجام شد عبارتند از:

    پوشش طلا بر گنبد عسگریین در سامرا

    پوشش طلایی برای ایوان حرم امام رضا در مشهد.

    پوشش طلایی برای گنبد حضرت عبدالعظیم.[۲۲۱]

 

دوره پهلوی

در ابتدای دوره پهلوی، رضا شاه که به کمک مجلس توانسته بود احمد شاه قاجار را از سلطنت برکنار کند، سعی می‌کرد نسبت به تشیع و ظواهر آن پایبند باشد(یا خود را اینگونه نشان می‌داد). به همین جهت، کابینه اولش را هم از کسانی انتخاب کرد که اهل رعایت ظواهر شرعی و مقید به شرعیات و شرکت در روضه بودند. او در رمضان ۱۳۰۳ش. در قزاق‌خانه محلی را برای عزاداری امام حسین(ع) و تبلیغ امور دینی اختصاص داد. همچنین در این سال به زیارت عتبات رفت و با مراجع تقلیدنجف دیدار کرد و در ۱۳۰۴ش. علیه تخریب اماکن مقدسه مکه و مدینه به دست وهابیان موضع شدیدی گرفت.[۲۲۲] اما در نیمه دوم سلطنت‌اش و به دنبال مسافرت به ترکیه، به مقابله با دین و شعایر مذهبی پرداخت و این امور را خرافات نامید. از ۱۳۱۴ش اقدامات او در مقابل آئین‌های مذهبی شیعیان شروع شد و تا ۱۳۲۰ش ادامه یافت؛ کارهایی از قبیل کشف حجاب، جلوگیری از راه انداختن دسته‌های عزاداری در محرم و صفر، تغییر شکل برگزاری مجالس روضه خوانی، سخت‌گیری درباره برپائی مجالس روضه، به زندان انداختن برخی واعظان و برپاکنندگان مجالس روضه،[۲۲۳] تخریب تکیه دولت در ۱۳۱۷ش که محل برگزاری مراسم تعزیه بود.[۲۲۴]

بعد از رضا شاه و در ابتدای سلطنت محمدرضا پهلوی، تا حدودی از سختگیری حکومت بر علیه مذهب کاسته شد. در همین راستا، دفتر فرح پهلوی کوشش‌هایی در راستای احیای آئین تعزیه به مثابه یک هنر نمایشی انجام داد.[۲۲۵] برخی سخنرانان قدرت یافتند در رادیو علیه بهایی‌گری سخنرانی کنند و مشروب‌فروشی‌ها در ۱۵ روز اول محرم تعطیل شدند.[۲۲۶] اما با فوت آیت الله بروجردی، محمدرضا شاه، اقداماتی از جمله مانند اصلاحات ارضی، لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی، انقلاب سفید، کاپیتولاسیون و... زد که مورد مخالفت علما قرار گرفت. در پی مخالفت علما با انقلاب سفید و هجوم طرفداران حکومت به مدرسه فیضیه و بیانیه‌های امام خمینی به آن، شکاف بین علما و شاه بیشتر شد و عالمان از مراسمات عزاداری مثل ایام فاطمیه، ایام شهادت امام صادق(ع) و محرم و صفر برای مخالفتشان با شاه استفاده می‌کردند.[۲۲۷]

 

دوره معاصر

در دوره معاصر نیز، هنوز تشیع به عنوان مذهب رسمی کشور ایران است. به دنبال انقلاب اسلامی ایران، اصول عقاید اسلامی شیعه (توحید، نبوت‌، معاد، عدل و امامت‌) و اصل کرامت و آزادی توأم با مسئولیت انسان‌، ارکان تأسیس و استمرار نظام جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.[۲۲۸] در این نظام، ولی فقیه به عنوان نائب عام امام عصر(عج) عهده‌دار حکومت و سرپرستی جامعه است و سایر نهادها زیر نظر وی به فعالیت می‌پردازند.

 

جغرافیای سیاسی(پراکندگی شیعیان در جهان)

 

تشیع در غرب آسیا

نوشتار‌های اصلی: عراق، ایران، عربستان، ایران، سوریه، قطر، کویت، یمن، جبل عامل، افغانستان و بحرین

 

    عراق: سابقۀ تشیع در عراق به زمان امام علی(ع) برمی‌گردد.[۲۲۹] گسترش تشیع در عراق صورت گرفت و از آنجا به جاهای دیگر از جمله ایران منتقل شد.[۲۳۰]هر چند در دولت‌های شیعی عراق همچون حمدانیان،آل بویه و صفویه شیعیان، کم و بیش در حکومت نقش داشتند، اما با تأسیس دولت عثمانی، شیعیان از صحنه سیاسی حکومت عراق طرد شدند. در زمان اشغال عراق به دست انگلیسی‌ها شیعیان نقش فعال‌تری یافتند[۲۳۱] و حزب الدعوه از مهمترین احزاب شیعی عراق، فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد در طول این دوران شیعیان در استقلال عراق نقش اساسی داشتند؛ علمای بسیاری از جمله محمد تقی شیرازی فتوای جهاد علیه انگیسی‌ها را صادر کردند. با روی کار آمدن حزب بعث سیاست طرد شیعیان شدّت بیشتری گرفت؛[۲۳۲] پس از حمله عراق به کویت و در پی آن حمله امریکا به عراق، شیعیان قیام خودجوشی علیه حکومت (حزب بعث) انجام دادند که به انتفاضۀ شعبانیه نام گرفت. در پی این قیام سرکوب شیعیان از سوی نظام حاکم بر عراق آغاز شد و علاوه بر قتل عام شیعیان، بسیاری از رهبران آنان زندانی، تبعید و یا کشته شدند.[۲۳۳] پس از اشغال عراق توسط امریکا و سقوط صدام حسین در سال ۲۰۰۳م، شیعیان نیز وارد صحنه سیاسی عراق شدند. بر اساس قانون اساسی جدید عراق، نخست وزیر باید از شیعیان باشد و از آن زمان تا کنون سه تن از سیاست‌مداران شیعه که وابسته به حزب الدعوه الاسلامیه هستند مقام نخست وزیری را در دست گرفته‌اند. آیت الله سید علی سیستانی مهم‌ترین مرجع تقلید ساکن در عراق محسوب می‌شود. شیعیان بسیاری از سراسر جهان برای زیارت حرم امامان شیعه به عراق سفر می‌کنند. بزرگترین اجتماع شیعیان جهان امروزه در کربلا و در ایام اربعین شکل می‌گیرد.

  

    عربستان: در عربستان شیعیان اثنی‌عشری، اسماعیلی و زیدی سکونت دارند. آمار دقیقی از تعداد شیعیان در دست نیست. منابع مختلف تعداد شیعیان را در این کشور بین ۵ تا ۱۵ درصد از جمعیت عربستان ذکر کرده‌اند.[۲۳۴] تا پیش از به قدرت رسیدن سعودی‌ها، مؤسسات مهم دینی شیعیان از جمله مساجد و حسینیه‌ها همچنان زنده و فعال بودند و شیعیان تا آن زمان، آشکارا مراسم عبادی خود را برگزار می‌کردند و در حوزه‌های علمیه محلی، به فراگیری علوم دینی می‌پرداختند. این پویایی تا دهه ۴۰ میلادی قرن گذشته به اندازه‌ای بود که قطیف را نجف کوچک می‌خواندند.[۲۳۵] اکثر شیعیان عربستان اثنی عشری هستند و بیشتر آنها در منطقه شرقی به‌ویژه استان‌های احساء و قطیف حضور دارند. در دیگر مناطق مانند دمام و مدینه نیز شیعیان حضور دارند. شیعیان اسماعیلی در استان نجران و حومه آن (در منطقه مرزی نزدیک به یمن) و شیعیان زیدی در شهرهای جنوبی نجران، جده، ینبوع و عسیر سکونت دارند و وابستگی‌شان بیشتر به زیدیان یمنی است. شیعیان در این کشور به سبب سیاست‌های خاص مذهبی حکومت سعودی در شرایط سختی به سر می‌برند و علی‌رغم همه تلاش‌های صورت گرفته هنوز وضع آنان بهبودی نیافته است. شیعیان عربستان بویژه شیعیان ساکن در مناطق شرقی(احساء وقطیف) در طی دهه‌های گذشته مجموعه تلاش‌هایی، برای احقاق حقوق خود انجام داده‌اند که تاکنون به نتیجه مطلوب نرسیده است. بخشی از این اقدامات تشکیل سازمان‌ها و اقدامات فرهنگی و تبلیغی بوده است و بخشی دیگر اعتراضات خیابانی بوده است. دولت سعودی به خاطر سیاست‌های مذهبی خود رفتاری تبعیض آمیز علیه شیعیان در پی گرفته و انواع محدودیت‌ها را بر ضد شیعیان اتخاذ کرده است. برخی از محدودیت‌های اعمال شده در مورد شیعیان عبارت است از:غصب و تملک اراضی شیعیان، محروم بودن از آزادی‌های فردی و اجتماعی، منع انتخاب نمایندگان شیعه در مجالس مختلف کشور، ممانعت از تشکیل احزاب و گروه‌های سیاسی، جلوگیری از ارتباط و تعامل شیعیان با سایر شیعیان منطقه و جهان.[۲۳۶]

 

    یمن: یمن، سابقه‌ای دیرینه در اسلام و تشیع دارد و تنها کشوری است که مردمش بدون جنگ تسلیم امام علی(ع) فرستاده پیامبر اسلام شدند و به اسلام گرویدند.[۲۳۷] مسلمانان یمن، هم در تحکیم تشیع بعد از ماجرای سقیفه نقش داشتند،[۲۳۸] هم در دعوت از امام علی (ع) برای خلافت بعد از قتل خلیفه سوم.[۲۳۹] اهالی یمن از جدی‌ترین مخالفان معاویه بودند. در واقعه عاشورا چند مسلمان اهل یمن در دفاع از امام حسین(ع) حضور داشتند.[۲۴۰] از سال ۲۸۰ ق شیعیان زیدی در یمن حکومت تشکیل دادند و از آن زمان یمن مرکز زیدیه محسوب می‌شود.[۲۴۱] در دوره معاصر، شیعیان یمن از دو گروه اثنی عشری و زیدیه تشکیل شده است. شیعیان اثنی عشری ارتباط خوبی با شیعیان زیدی دارند و سازمان وحدت شیعیان جزیره در یمن، فعالیت‌های شیعیان زیدی و اثنی عشری را پوشش می‌دهد.[۲۴۲]شیعیان امامی در دو شهر عدن و صنعاء و هم‌چنین در جوف، مأرب، ذمار، رداع و برخی از نقاط دیگر یمن به صورت پراکنده زندگی می‌کنند[۲۴۳] و فعالیت آنان نیز زیر نظر سازمانی به نام رابطة الشیعة جعفریة فی الیمن قرار دارد. جمعیت شیعیان اثناعشری یمن ۲ تا ۸ درصد تخمین زده شده است. در دوره معاصر، شیعیان یمن با مشکلات زیادی روبرو هستند؛ دستگیری و بازداشت تعداد زیادی از آنان توسط حکومت،[۲۴۴]صدور حکم اعدام و تبعید برای شیعیان معترض به نحوه رفتار حکومت با شیعیان،[۲۴۵] تخریب مناطق شیعه‌نشین،[۲۴۶] تهدید از سوی گروه‌های سلفی که گفته می‌شود بیشتر از سوی عربستان حمایت می‌شوند،[۲۴۷] در فروردین ۱۳۹۴ش نیز شیعیان این کشور مورد هجوم هوایی عربستان و برخی از کشورهای عربی قرار گرفت.[۲۴۸]

   

جبل عامل: جبل عامل، به سرزمین‌های ساحلی و کوهستانی جنوب لبنان اطلاق می‌گردد.[۲۴۹] این منطقه سرزمین شیعیان شمرده می‌شود و اهالی آن پیش از دیگر شهر‌ها به تشیع گرویده اند.[۲۵۰] در سده‌های دهم و یازدهم، بر اثر فشار دولت عثمانی از یک سو و دعوت حکومت شیعی تازه تأسیس صفوی از سوی دیگر، بسیاری از علمای جبل عامل به ایران هجرت کردند.[۲۵۱] با حضور شهید ثانی، حوزه علمیه جبل عامل رونق علمی یافت و به تدریج یکی از بزرگ‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه شد؛ این حوزه تا اواخر قرن دوازدهم، بزرگ‌ترین حوزه علمیه شیعی شناخته می‌شد. در تقسیمات کشوری کنونی لبنان، بیشتر منطقه جبل عامل جزو استان‌های نبطیه و لبنان جنوبی است و ۹۰% جمعیت آن را شیعیان دوازده امامی تشکیل می‌دهند.[۲۵۲]

   

سوریه: سه طایفه شیعه اثنی عشری، علویان و اسماعیلیه در سوریه سکونت دارند. شیعیان اثنی عشری از دیرباز در سوریه سکونت داشتند و امروزه نیز در بسیاری از مناطق سوریه حضور دارند: دمشق، ریف دمشق، حلب، حمص، ادلب، درعا، لاذقیه، حماه و دیر الزور از جمله این مناطق است. مرکز اصلی تجمع اسماعیلیان مذهب شهر سلمیه در استان حماه است. علویان در استان‌های متعددی حضور دارند. معروف‌ترین عالمان شیعی سوریه عبارتند از سید عبدالله نظام، نبیل حلباوی، زهیر قوصان، ادهم الخطیب.

 

    بحرین: آغاز ظهور تشیع در بحرین به عصر پیامبر(ص) برمی‌گردد. آن حضرت، ابان بن سعید را که از علاقه‌مندان حضرت علی(ع) بود، برای مأموریت به این سرزمین اعزام کرد.[۲۵۳] از عوامل گسترش تشیع در بحرین در آن دوره، می‌توان به شیعه بودن برخی از بزرگان طایفه بنی عبد القیس- که بسیاری از ساکنان بحرین از این طایفه بودند- اشاره کرد.[۲۵۴] یکی از این بزرگان صعصعه بن صوحان است که در جنگ صفین فرماندهی عبد القیس را بر عهده داشت[۲۵۵] و در دوره معاویه به بحرین تبعید شد و در همانجا درگذشت.[۲۵۶] از اواخر قرن سوم تا قرن دهم، چندین حکومت شیعی در این منطقه ظهور کرد که مهمترین آنان عبارتند از: دولت قرامطه، عیونی، عصفوری، جروانی و جبری. بهترین مناطق شیعه نشین، جد، حفص و سنابس ذکر شده است. شیعیان بحرین بیشتر روستا نشین هستند.[۲۵۷] در نظام سیاسی ـ اجتماعی و ارکان حکومتی بحرین، شیعیان در پایین‌ترین مرتبه قرار دارند.[۲۵۸] تشکّل‌های عمده شیعی در بحرین عبارتند از: جمعیة الوفاق الوطنی الاسلامی، جمعیة التوعیة، الجبهة الاسلامیة لتحریر البحرین، حرکة الخلایا الثوریة، حزب الله بحرین، حرکة انصار الشهداء الاسلامیة، جمعیة العمل الاسلامی، جمعیة الاخاء.

 

    قطر: شیعیان در کشور قطر، قریب ۲۰ درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند.[۲۵۹] رشد تشیع در قطر عموما به دهه‌های اخیر و مهاجرت اتباع بحرینی، ایرانی و لبنانی به این کشور برمی‌گردد. شیعیان قطر از آزادی رضایت بخشی برخوردار بوده و با محدودیتی مواجه نیستند. شیعیان دارای ۲۳ حسینیه و چندین مسجد هستند که در تمامی ایام محرم، صفر و رمضان و در روزهای ولادت و وفات ائمه اطهار به روی شیعیان باز است و در آنها به برگزاری مراسم در مناسبتهای مذهبی برای اهل بیت پرداخته می‌شود.[۲۶۰] هرچند از دست یابی به مناصب کلیدی و مشاغل بالای دولتی و شغل‌های کلیدی محروم هستند.[۲۶۱] پس از آغاز دوره بیداری اسلامی در منطقه، دولت قطر محدودیت‌هایی را علیه شیعیان اعمال نموده است. حسینیه‌های زیادی در قطر وجود دارد که در تمامی ایام محرم، صفر و رمضان و در روزهای ولادت و وفات ائمه اطهار به روی شیعیان باز است و در آنها به برگزاری مراسم د رمناسبتهای مذهبی برای اهل بیت پرداخته می‌شود. اما با این حال در روز عاشورا در کشور قطر هیئت‌ها و دسته‌های عزاداری در خیابان‌ها مشاهده نمی‌شود.

 

    کویت: شیعیان کویت عمدتا از دیگر کشورها ومناطق به این سرزمین آمدند و ساکن شدند. عمده شیعیان کویتی، در اصل ایرانی، عراقی، عربستانی و بحرینی هستند. شیعیان ایرانی کویت که در اصطلاح «عجم کویتی» نامیده می‌شوند عموما از سواحل جنوبی ایران و استان‌های بوشهر، فارس، خوزستان به این کشور آمده اند. اغلب شیعیان عراقی از مناطق جنوبی عراق، بصره، نجف و کربلا هستند. شیعیان عربستان از منطقه شرقیه و از الاحساء (حساوی ها) هستند. گروهی از شیعیان بحرینی نیز به کویت آمده اند که به بحارنه و قلالیف مشهورند. این مهاجرت ها به دلایل مختلف و از جمله بهبود اوضاع اقتصادی و کارهای تجاری صورت گرفته است.[۲۶۲] شیعیان در کویت به چهار مکتب تقسیم می‌شوند: شیخیه، اخباریه، اصولیه و خوئیه.[۲۶۳] مهمترین تشکیلات شیعیان در کویت عبارتند از:حزب الدعوه، انجمن دانشجویان شیعه، جمعیة الثقافیة الاجتماعیة، ائتلاف الاسلامی الوطنی.[۲۶۴] شیعیان در این کشور، بر اساس قانون اساسی آزادانه به مراسم مذهب خود می‌پردازند. دولت این کشور نیز از انجام فعالیت‌های مذهبی که براساس عادت‌های مرسوم باشد و نظم عمومی را بر هم نزند و مخالف با عرف جامعه نباشد حمایت می‌کند.

 

    افغانستان: به اعتقاد برخی تاریخ نگاران، مذهب شیعه در دوران صفویه و در پادشاهی شاه عباس وارد افغانستان شده است.[۲۶۵] امروزه ۹۹ درصد مردم این کشور، پیرو دین اسلام هستند که بر اساس برخی منابع، ۸۰ درصد آنان، از اهل سنت و ۱۹ درصد شیعی هستند.[۲۶۶] بیشتر شیعیان افغانستان، اثنی عشری هستند، اما شیعیان زیدی و اسماعیلی هم در مناطقی از افغانستان حضور دارند. شیعیان افغانستان از اقوام مختلفی از جمله هزاره‌ها، تاجیک‌ها، قزلباش‌ها، سادات، پشتون‌ها و... هستند.[۲۶۷] تا قرن ۱۹ م، بیشتر شیعیان در هزاره‌جات ساکن بودند، اما پس از سیاست‌های خصمانه عبدالرحمان خان در برابر شیعیان و هزاره‌ها، در بیشتر نقاط افغانستان پراکنده شده‌اند. با این حال علاوه بر ۶ ولایت دایکندی، وردک، پروان، غزنی، ارزگان، غور و بامیان که جمعیت شیعه در آن اکثریت دارد، شیعیان در ۱۳ ولایت دیگر هم ساکن‌اند.

 

تشیع در جنوب شرق آسیا

نوشتار‌های اصلی: هند، چین و اندونزی

 

    هند: ظهور تشیع در شبه قاره هند، در زمان خلافت حضرت علی(ع) بوده است.[۲۶۸] هم زمان با ظهور حکومت شیعی صفویه در ایران در اواخر قرن نهم هجری، شیعیان هندوستان نیز نیروی جدیدی به دست آوردند و مذهب شیعه در آنجا رواج بیشتری یافت. یوسف عادلشاه، در سال ۸۹۵ ق، به حکومت رسید.[۲۶۹]ریشه‌های تاریخی گسترش تشیع در هندوستان را مهاجرت بسیاری از ایرانیان به این سرزمین، در سال‌های بعد از حمله مغولان به ایران دانسته‌اند.[۲۷۰] در طول تاریخ اسلامی هند، چندین سلسله حکومتی شیعه در شبه‌قاره هند به وجود آمد. برخی از حاکمان غزنوی هند، دارای نژاد ایرانی و بسیاری شیعه مذهب بودند. حکومت‌های شیعی که در شبه قاره هند تشکیل شد عبارتند از: بهمنیان، عادل شاهیان، قطب شاهیان و نظام شاهیان. شیعیان هند برچندین گروه و فرقه هستند: اثناعشری، اسماعیلیه، میمن،‌[۲۷۱] بهره،[۲۷۲] خوجه ها،‌[۲۷۳] جعفری[۲۷۴] و پنج تن.[۲۷۵] منابع مختلف جمعیت شیعیان هندوستان را بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون نفر تخمین زده‌اند.[۲۷۶] مراکز اصلی سکونت شیعیان شهرهای پنجاب، دهلی، حیدرآباد، امروها، فیض آباد، جونیپور، لکنهو، رامپور و کشمیر است.

 

    چین: شمار رسمی شیعیان چین اندک و بر اساس آمار غیر رسمی بین پانزده تا بیست هزار نفر است،[۲۷۷] اما نفوذ غیر رسمی اندیشه شیعی بین مسلمانان آنجا بسیار است.[۲۷۸] شیعیان در چین به دو گروه اصلی تقسیم شده اند: شیعیان به معنای خاص که در کوه‌های پالیر (اسماعیلیه) و اطراف شهرهای ختن و یارغند (دوازده امامی) و شیعیان به معنای عام که در طریقت‌های متعددی چون نقشبندیه، قادریه، کبرویه و غیره تشکیل یافته‌اند.[۲۷۹] تشیع در میان قوم تاجیک در کاشغر و معدودی از دسته‌های قوم ایغور در «یارغند» پیروانی دارد. تاجیک‌های کاشغر به فرقه اسماعیلیه و اویغورهای «یارغند» به شیعه دوازده امامی تعلق مذهبی دارند.[۲۸۰] شیعیان دوازده امامی بیشتر در شهرهای ختن و یارغند و مناطق اطراف آن در ایالت خودمختار سین کیانگ اسکان دارند. تشیع مانند اصل اسلام از طریق ایران و شبه قاره وارد چین شده است. این شیعیان همچنان که خود اظهار می‌کنند غالبا کشمیری الاصل بوده‌اند که در اثر دشواری زندگی اقتصادی یا سیاسی آن نواحی به سمت شرق رفته‌اند. در حال حاضر نیز شیعیان شهرهای یاد شده ارتباط خود را با شهر گلیگیت که از شهرهای شیعه نشین پاکستان است حفظ کرده و از آن طریق تغذیه فکری می‌شوند. دوری راه این شیعیان با عتبات سبب شده است تا آنان، اماکن متبرکه‌ای را به نام امامان ساخته و آنها را زیارت کنند. یکی از معروف‌ترین آنها آرامگاه جعفر صادق(ص) در شهر یارغند است.[۲۸۱]

 

    اندونزی: جمعی از پژوهشگران بر این باورند که تاریخ تشیع در اندونزی نیز همراه با ورود اسلام به این کشور، به سده‌های اولیه هجری باز می‌گردد.[۲۸۲] گروهی از شیعیان امروز این کشور از نوادگان امام صادق(ع) هستند که برای حفظ جان خود از مناطق دیگر گریخته و در این سرزمین ساکن شدند و در اثر ازدواج با ساکنان پرنفوذ این کشور، موقعیت اجتماعی خوبی پیدا کردند. از جمله مهم‌ترین مراسم‌های شیعیان، مراسم تابوت است. مسلمانان غیرشیعه نیز به این مراسم احترام می‌گذارند. مردم برخی از مناطق کشور هنوز پایبند مراسم عاشورای حسینی(ع) بوده، به این روز تاریخی husein hona (روز حسین) می‌گویند. شیعیان این کشور، علاقه خاصی به جمهوری اسلامی ایران، امام خمینی و رهبر انقلاب دارند. بر اساس گزارش‌های رسمی، تعداد شیعیان در کشور اندونزی به چند میلیون نفر میرسد. بسیاری از شیعیان برای حفظ امنیت و سلامتی خانواده هایشان، مذهب خود را پنهان نگه می‌دارند. متأسفانه در دهه‌های گذشته، شیعیان در اندونزی با تبعیض‌های شدیدی از جانب دولت این کشور رو‌به‌رو شده‌اند.[۲۸۳]

 

تشیع در اروپا

نوشتار‌های اصلی: انگلستان، فرانسه، ایتالیا و روسیه

 

    انگلستان: شیعیان ساکن در بریتانیا که نسبت به سنی‌ها در اقلیتند، حدود ۲۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شوند. بیشترین تجمع آنان در لندن، بیرمنگهام و منچستر بوده و از ملیت‌های ایرانی، عراقی، پاکستانی، هندی، لبنانی و به طور اندک و پراکنده از سایر کشورها تشکیل شده‌اند. مراکز شیعی انگلستان به فعالیت‌های آموزشی و تبلیغی، پرداخت کمک به نیازمندان و برگزاری مراسم در مناسبت‌های مذهبی همچون ماه مبارک رمضان و شب‌های قدر، ایام سوگواری بویژه دهه عاشورای حسینی و ایام جشن و سرور به خصوص ولادت نبی اکرم(ص) و نیمه شعبان.[۲۸۴] مهمترین این مراکز عبارتند از: مرکز اسلامی انگلیس، مجمع جهانی اسلام، بنیاد امام خویی، مؤسسه محمدی تراست، مرکز اسلامی منچستر، مرکز فرهنگی امام رضا (ع).

   

فرانسه: با توجه به حضور فاطمیان در مغرب(مراکش)، گرایش‌ها به مکتب اهل بیت(ع) در آن منطقه قوی بوده و همیشه تمایلات شیعی کم و بیش وجود داشته است. شیعیان لبنان، ایران، عراق، پاکستان، مراکشی و همچنین فرانسوی الاصل از مهم‌ترین گروه‌های شیعی این کشور هستند. بر اساس آماری که از سوی مجمع جهانی اهل بیت اعلام شده، جمعیت شیعیان فرانسه در سال ۲۰۰۸ م، بیش از ۳۵۸هزار نفر است. شیعیان فرانسه بیشتر در پاریس و اطراف آن قرار دارند. مراکز عمده شیعی این کشور نیز عبارتند از: مؤسسه امام خوئی(عراقی ها)، امامباره محمدی(خوجه‌ها)، محفل زینب(ماداگاسکاری‌ها)، مرکز الغدیر(لبنانی‌ها)، مسجد شاه نجف(پاکستانی‌ها)، مکان متعلق به سفارت ایران(ایرانی‌ها)، مسجد ژیور و مرکز فاطمه الزهرا.

 

ایتالیا:شیعیان در مقایسه با سایر مسلمانان در اقلیت هستند و در گسترش و سازماندهی شیوه‌های زندگی‌شان گام‌های بزرگی برداشته‌اند. اکنون برخی از شهرهای کوچک ایتالیا مسجد یا دست کم اتاق هایی، وجود دارد که شاهد برگزاری نمازهای روزانه شیعیان می‌باشد. بیشتر شیعیان ایتالیا، اصلیت ایرانی یا لبنانی دارند و ایرانی‌ها که درصد قابل توجهی از شیعیان موجود در ایتالیا را تشکیل می‌دهند، حداقل تلاش می‌کنند در مراسم محرم، به ویژه روز تاسوعا و عاشورا شرکت کنند. همچنین درصد قابل توجهی از آنان در مراسم احیاء ماه رمضان نیز شرکت می‌کنند.[۲۸۵] قوی‌ترین و بهترین انجمن سازماندهی شده شیعیان مؤسسه اهل البیت در ناپل است که ارتباطات نزدیکی با انجمن‌های بین المللی شیعه، خصوصا با انجمن‌های واقع در انگلیس دارد. شیعیان ایتالیایی مانند نقاط دیگر اروپا یک دسته مهاجران و دسته دیگر بومی‌ها هستند. بخشی از اینان مردان و زنان ایتالیایی هستند که به خاطر ازدواج با یک ایرانی ملزم به تغییر دین بوده‌اند.[۲۸۶]

  

  روسیه: در اواسط قرن نوزدهم تاجران شیعه ایرانی و آذری در زمره فعال‌ترین تاجران شرقی مسکو قرار داشتند. پس از معاهدات گلستان و ترکمن‌چای که بین ایران و روسیه بسته شد تقریبا ۱۷ شهر ایران که که اکثر اهالی آن را شیعیان تشکیل می‌دادند تحت تسلط روسیه قرار گرفتند.[۲۸۷] شرایط در دوران پس از شوروی تغییر کرد و تعداد شیعیان آذری مقیم مسکو در سال‌های ۲۰۰۰ به ۸۰۰ هزار تن رسید. در ۱۹۹۶، انجمن اهل بیت، شیعیان تأسیس شد.[۲۸۸] بخشی از شیعیان روسیه از مهاجران آذربایجان تشکیل شده است که به خاطر مشکلات اقتصادی مجبور به مهاجرت به این کشور شده اند. بیشتر این افراد با داد و ستدهای خرد و معاملات کوچک مانند دلالی و خرید و فروش جرئی مشغول‌اند و به خاطر کارشان و سطح معیشتی‌شان از ادامه تحصیل و حضور در دانشگاه‌ها و انجام تحصیلات عالی محروم هستند. برخی نیز به دلایل مختلف، اقدام به تغییر دین و گرایش به مسیحیت می‌کنند.[۲۸۹] شیعیان به طور عمده در مناطق مرزی قفقاز شمالی زندگی می‌کنند. آنان در سن پترزبورگ و مسکو نیز حضور دارند. همچنین در اطراف قازان و اقوامی که به آنها لزگی می‌گویند نیز شیعیان وجود دارند. از بین جمیعیت ۱۵ تا ۲۰ مسلمان ساکن روسیه، حدود ۳ میلیون نفر شیعه هستند. این تعداد افراد نیز بیشتر افراد مهاجری هستند که از آذربایجان به شهرهای مسکو، سن پترزبورگ و منطقه سیبری مهاجرت کرده‌اند. عموما در اکثر شهرهای روسیه آذربایجانی‌ها ساکن هستند.[۲۹۰]

 

تشیع در آفریقا

نوشتار‌های اصلی: نیجریه، مصر، آفریقای جنوبی و مراکش

 

    نیجریه: شیعیان نیجریه پر جمعیت‌ترین گروه شیعی در قاره آفـریقا هستند. گفته می‌شود ۹۵ درصد شیعیان، پیشتر مذهب یا دین دیگری داشتند؛ ولی در ۳ دهه اخیر به تشیع گرویده‌اند که به مستبصرین معروف‌اند. مرکز شیعیان نیجریه در شهر زاریا در ایالت کادونا واقع است. به جز شیعیان بومی، شماری مهاجر لبنانی نیز در نیجریه زندگی می‌کنند، شیعیان این کشور دوازده امامی هستند و در مناطق کانو، لاگوس و زاریا سکونت دارند.[۲۹۱] شیعیان نیجریه علاوه بر برگزاری مراسم مذهبی - مانند دسته‌های چند هزار نفری عاشورا - روزنامه، مجله، کتاب‌، سایت و تولیدات صوتی و تصویری دریاره مذهب اهل بیت و ائمه معصومین به زبان‌های بومی نیجریه دارند.[۲۹۲] آمار دقیقی از جمیت شیعیان نیجریه در دست نیست، ولی برآوردها حاکی از آن است که در نیجریه حدود سه تا هفت میلیون شیعه زندگی می‌کنند. شبکه BBC انگلیس نیز آمار شیعیان این کشور را تا هفت میلیون تن اعلام کرده است.[۲۹۳]

 

    مصر: پیشینه تشیع در کشور مصر طولانی و به عقیده برخی نویسندگان ریشه‌های آن را در حضور برخی از صحابه بزرگ مشهور به تشیع مانند ابوذر، ابو ایوب انصاری و مقداد در ماجرای فتح مصر جستجو می‌کنند.[۲۹۵] نقطه اوج آن تأسیس و تداوم ۲۵۰ ساله حکومت شیعی فاطمیان است. سابقه تاریخی تشیع در مصر و نیز عواملی مانند رواج مذهب شافعی و تصوف، از جمله عوامل گرایش مردم مصر به اهل بیت(ع) است. از این رو آیین‌هایی مانند زیارت مقبره‌های امامزادگان و سادات نزد مردم مصر رواج دارد.[۲۹۶] شکل‌گیری نهضت تقریب مذاهب اسلامی در دهه‌های نخست قرن بیستم میلادی که به ایجاد ارتباط و مفاهمه بین علمای شیعه و مشایخ الازهر انجامید، اغلب همچون نقطه عطفی در حیات فرهنگی تشیع در مصر معاصر ارزیابی می‌شود.[۲۹۷] شیعیان مصر در دوران معاصر با تأسیس نهادهایی در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی حضوری فعال داشته‌اند. هر چند این فعالیت‌ها از دهه هشتاد میلادی با محدودیت‌ها و سختگیری‌های دولت مصر روبرو شده است.[۲۹۸] فعالیت‌های شیعیان همواره با مخالفت گروه‌های سلفی تندرو در مصر مواجه بوده که گاه به اعمال خشونت‌هایی علیه شیعیان انجامیده است.[۲۹۹] شیعیان مصر در شهرهای مختلف پراکنده‌اند و در برخی منابع، جمعیت آنان را حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تن[۳۰۰] و برخی با احتساب گروه‌هایی از صوفیه، تعداد شیعیان را تا ۵ یا ۶ میلیون تن دانسته‌اند.[۳۰۱][۳۰۲] شیعیان در مناطق مختلفی از مصر از جمله شهرهای منصوره و طنطا در شمال مصر و نیز مناطقی از جنوب مصر مانند اسوان و قنا در منطقه صعید و شهرهای اسنا، ارفو، ارمنت و قفطا زندگی می‌کنند.[۳۰۳]

   

آفریقای جنوبی: پیشینه تشیع در آفریقای جنوبی به هفت قرن پیش بازمی‌گردد که شیخ محمدحسین غیب شاه (یا غریب شاه) پس از طی نه هزار کیلومتر مسیر آبی از هندوستان به شهر ژوهانسبورگ مهاجرت کرد و در این شهر شروع به تبلیغ اسلام و آموزه‌های شیعی کرد. در عصر حاضر، شیعیان بومی آفریقای جنوبی، طی سه دهه اخیر به این مذهب پیوسته‌اند. افزون بر آنها، شیعیانی از کشورهای پاکستان، کشمیر، لبنان و هند نیز به این کشور مهاجرت کرده‌اند. امروزه شیعیان بیشتر در کیپ تاون، ژوهانسبورگ، پرتوریا، کرونستاد، بلوم فونتین، پیترزبورگ، دوربان و پورت الیزابت حضور دارند. تعدادی از خوجه‌های اثناعشری و همچنین گروهی از اسماعیلیان (بهره ها و آقاخانی‌ها) نیز در این کشور زندگی می‌کنند.[۳۰۴] جمعیت شیعیان آفریقای جنوبی بنا بر آمار انجمن دین و زندگی اجتماعی«مؤسسه PEW» در سال ۲۰۰۹میلادی، ۷۳،۰۰۰ نفر اعلام شده است.[۳۰۵] برخی از مراکز شیعی در آفریقای جنوبی عبارتند از: مرکز اسلامی اهل بیت (ع)، مؤسسه اهل بیت در دوربان، مرکز اسلامی المصطفی (ص) و رکز اسلامی «گوگولوته».[۳۰۶]

  

  مراکش: پیشینه تشیع در این سرزمین به اواخر قرن دوم هجری باز می‌گردد. زمانی که پس از واقعه فخ، ادریس اکبر به مصر گریخت، حاکم آن منطقه او را پناه داد و در سال ۱۷۰ به مغرب فرستاد و به کمک بربرها، دولت ادریسیان را تشکیل داد. بجلیه و حسنیون از دیگر خاندان‌های شیعی بودند که در مراکش(مغرب) تسلط یافتند و شیعیان در حکومت آنان در این کشور توسعه یافت. امروزه شیعیان مغرب که در شهرهای مختلف این کشور پراکنده اند اما به خاطر فشار دولت مرکزی، غالبا در تقیه به سر می‌برند.[۳۰۷] دولت مراکش، محدودیت‌هایی را نسبت به شیعیان اعمال کرده و برای جلوگیری از گسترش شیعیان، اعتقاد به مکتب اشعریون و مذهب مالکی در برخی محافل علمی را الزامی کرده است.[۳۰۸] بر اساس آمار مجمع جهانی اهل بیت، تعداد شیعیان این کشور حدود ۶۰۸ هزار نفر است.

 

تشیع در آمریکا

نوشتار‌های اصلی: آمریکا، برزیل، آرژانتین، کانادا و ونزوئلا

 

    ایالات متحده آمریکا: شیعیان ایالات متحده آمریکا از مهاجرانی که عمدتا آسیایی هستند و نیز آمریکائی ها تشکیل شده است. شیعیان مهاجر، تنها عرب تبار نیستند، بلکه ایرانی ها، پاکستانی ها و دیگر ملیت‌های غیر عرب نیز در میان آنان وجود دارند. این گروه از شیعیان، غالباً فعالیت سیاسی ندارند و بیشتر مایل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمریکا تطبیق دهند. البته برخی از این مهاجران، همانند سلطنت طلبان ایرانی، برخی از پیروان نهضت آزادی، پیروان خط امام و حتی منافقان نیز اکنون از فعالان سیاسی در آمریکا هستند. گروه دوم، از راه‌های گوناگون، از جمله با تبلیغات تصوف، شیعه شده‌اند. تصوف در آمریکا بیشتر از طریق فرقه نعمت اللهی دکتر نوربخش و فرقه شیخ فضل الله حائری عراقی تبلیغ می‌شود. البته صوفی‌ها در آمریکا فرقه‌ها و شاخه‌های متعددی دارند و معمولاً هم کمتر اهل فعالیت سیاسی هستند. گروه‌های شیعی دیگری نیز در آمریکه فعال هستند؛ از جمله گروه خوجه ها. غیر از مراکز اسلامی شیعیان، چندین سازمان شیعی دیگر نیز در آمریکا فعال هستند؛ از جمله سازمان تشکلهای شیعیان اثنی عشری آمریکای شمالی و حوزه علمیه کوچکی در شهر مدینه در ایالت نیویورک. بر اساس آمار مجمع جهانی اهل بیت از شیعیان ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۸، جمعیت شیعیان این کشور ۲.۳۰۰.۰۰۰ نفر یعنی در حدود ۰.۸ درصد از کل جمعیت آمریکاست.[۳۰۹]

   

برزیل: حدود ۱/۵ میلیون مسلمان در برزیل وجود دارد که ۴۰ درصد آنان شیعه­‌اند و تعداد ایرانیان زیر ۵ هزار نفر است. شیعیان برزیل از سال ۱۹۸۵ تا کنون انجمن ها، مراکز و مؤسسات اسلامی فراوانی را در این کشور تأسیس کردند که مسلمانان، اعم از شیعه و سنی در آن نماز می‌گزارند. غیر از برگزاری مراسم عبادی، مهم‌ترین فعالیت شیعیان برزیل تلاش برای نشر معارف اسلامی است. یک مجله به نام «اودنسیا» و نشریه‌ای به نام «سراج» متعلق به شیعیان است. آنان اقدامات سودمندی در زمینه انتشار کتاب‌های اعتقادی از جمله نهج البلاغه، نظام حقوق زن در اسلام، شیعه در اسلام و... انجام داده و این آثار را به زبان پرتغالی ترجمه کرده‌اند.[۳۱۰] مراکز شیعی فعال در برزیل عبارتند از: انجمن خیریه اسلامی برزیل، انجمن خیریه شهر فوز دو ایگوتسو در ایالت پارانا، انجمن خیریه پارانا.

   

کانادا:ورود شیعه به این کشور به خاطر مهاجرت شیعیانی از ایران، پاکستان، لبنان، افغانستان و ... بوده است. جمعیت شیعیان در حدود ۳۰۰ هزار نفر برآورد می‌شوند که در شهرهای بزرگ کانادا زندگی می‌کنند و مراکزی مخصوص به خود نیز دارند. آنان در استان‌های مختلف این کشور از جمله اونتاریا، کوبک و آلبرتا ساکن هستند. همچنین شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور بیشترین جمعیت شیعه را در خود جای داده‌اند. ساختمان بزرگی در شهر وندزر کانادا برای افتتاح حوزه علمیه در نظر گرفته شده و بودجه آن توسط برخی از تجار پرداخت می‌شود. مجمع اهل بیت کانادا مهمترین مرکز شیعیان کانادا است و هدف از تشکیل آن انسجام و ارتباط مراکز شیعی در کانادا بوده است، دبیرکل این مجمع سید رضا حسینی نسب است. تاکنون سه آکادمی اسلامی در شهرهای مختلف کانادا ایجاد شده است:مرکز مطالعات علمی اسلامی کانادا و سازمان آموزش علوم اسلامی در تورنتو و آکادمی اسلامی درشهر ونکوور.

   

ونزوئلا:گسترش تشیع در ونزوئلا همانند دیگر مناطق آمریکای لاتین با مهاجرت شیعیان لبنان به این منطقه رقم خورد. این مهاجرتها از نیمۀ دوم قرن بیستم آغاز و تاکنون ادامه دارد. انگیزه مهاجرت اتباع لبنان به این منطقه بیشتر فعالیتهای تجاری و اقتصادی بوده است. طبق برخی گزارشها شمار شیعیان ساکن در ونزوئلا به حدود ۲۰ هزار میرسد که به صورت پراکنده در این کشور زندگی می‌کنند. بیشتر آنان در شهر کارکاس و در جزیره مارگاریتا ساکن هستند، شغل شیعیان مهاجر در کشور ونزوئلا تجارت و بازرگانی است.[۳۱۱] شیعیان دو گروه سیاسی مطرح امل و حزب‌الله و هم‌چنین عراقی‌ها و سوری‌های شیعه اکثریت جامعه شیعیان ونزوئلا را تشکیل می‌دهند.[۳۱۲]

 

تشیع در اقیانوسیه

نوشتار اصلی: استرالیا

 

    استرالیا: اسلام چهارمین دین بزرگ در استرالیا، پس از مسیحیت و بی‌دینی و بودیسم است. جمعیت مسلمانان حدود ۵۰۰ هزار نفر است. جمعیت شیعیان این کشور را ۲۸۰۰۰ تن و برخی ۳۶۵۰۰ تن یاد كرده‌اند.

 

نوشتار اصلی: نیوزلند

 

    نیوزلند: مسلمانان نیوزیلند حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار نفر از جمعیت این کشور را تشکیل می‌دهند که بیشتر آنها اهل تسنن هستند. شیعیان رفته رفته حضور قابل توجه تری در نیوزیلند یافته و جمعیت آنان حدود ده هزار نفر تخمین زده می‌شود. برخی منابع جمعیت شیعیان را پانزده هزار نفر اعلام کردهاند.[۳۱۳] شیعیان در شهر اوکلند تشکیلات خود را بنا نهاده‌اند که از جمله می‌توان به بنیاد ایمان(IMAN)، مرکز شیعی هیئت خیریه فاطمه زهرا (س)، مرکز اهل البیت، مرکز عربی المصطفی و بنیاد ایمان نیوزیلند اشاره کرد. در روز عاشورا شیعیان در آوکلند به راه اندازی دسته عزاداری امام حسین (ع) اقدام می‌کنند.[۳۱۴]

 

جمعیت و پراکندگی

 

جمعیت شیعیان در کشورهای مختلفی پراکنده است که بیشترین تمرکز در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است.

 

چهار کشور ایران، عراق، آذربایجان و بحرین اکثریتی شیعه دارند و دو کشور ایران و عراق، بزرگترین کشورهای شیعه‌اند. پاکستان و هندوستان نیز جمعیت قابل توجهی از شیعیان را در خود جای داده‌اند. در ایران تشیع از قرن ۱۰ هجری و زمان صفویه مذهب رسمی بوده و اکثر حاکمان آن شیعه بوده‌اند. پس از انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹م (۱۳۵۷ش) حکومتی شیعی و مبتنی بر نظریه ولایت فقیه در این کشور تشکیل شد.

 

نام کشور

جمعیت شیعه

درصد شیعیان(نسبت به مسلمانان کشور)

ایران

۶۶- ۷۰ ملیون نفر

۹۰-۹۵ درصد

عراق

۱۹-۲۲ ملیون نفر

۶۵- ۷۰ درصد

بحرین

حدود نیم ملیون نفر

۶۵- ۷۵ درصد

آذربایجان

۵-۷ ملیون

۸۵-۷۵ درصد

عربستان

۲/۵-۴ ملیون

۱۰-۱۵ درصد

لبنان

۱-۲ ملیون

۴۵-۵۵ درصد[۳۱۵]

افغانستان

۳-۴ ملیون نفر

۲۰ درصد[۳۱۶][۳۱۷]

کویت

۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر

۲۰-۲۵ درصد

یمن

۸-۱۰ ملیون نفر

۳۵-۴۰ درصد

سوریه

۳-۴ ملیون نفر

۱۵- ۱۰ درصد

هندوستان

۲۴ ملیون نفر

۱۰-۱۵ درصد

پاکستان

۳۵ ملیون نفر

۱۰-۱۵ درصد

نیجریه

حدود ۴ ملیون نفر

حدود ۵ درصد

کانادا

۶۶۰۰۰ نفر

۱۰ درصد

استرالیا

۳۶۵۰۰ نفر

کمتر از ۱۰ درصد

نیوزلند

کمتر از ۳۷۰ نفر

کمتر از ۱ درصد

فیجی

کمتر از ۵۳۰ نفر

کمتر از ۱ درصد

آرژانتین

۷۸۵۰۰

کمتر از ۱۰ درصد

آمریکا

۳۷۰۰۰۰ نفر

کمتر از ۱۵ درصد

برزیل

۱۹۰۰۰ نفر

کمتر از ۱۰ درصد

 

مناسبت‌های مذهبی

اعیاد

 

    عید فطر:روز اول ماه شوال از ماه‌های قمری، نزد مسلمانان عید فطر نام دارد. این روز از مهم‌ترین اعیاد مسلمانان است که در روایات فضیلت زیادی برای آن ذکر شده است.[۳۱۸] در کشورهای اسلامی، معمولاً این روز تعطیل رسمی است.[۳۱۹] در این روز، روزه حرام است[۳۲۰] و مسلمانان نماز عید برگزار می‌کنند. پرداخت زکات فطره در این روز بر مسلمانان واجب است.[۳۲۱]

    عید قربان (عید اضحی): (روز دهم ذی حجه) از جمله عیدهای بزرگ مسلمانان است. در این روز فرمان خدا برای ذبح اسماعیل به ابراهیم خلیل صادر شد. ابراهیم، فرزندش را به قربانگاه برد ولی جبرئیل همراه با «قوچی» فرود آمد و ابراهیم آن را به جای اسماعیل قربانی كرد. سنّت قربانی در روز عید قربان در سرزمین منا به یاد آن رخداد است.[۳۲۲] مسلمانانی که به زیارت خانه خدا برای اعمال حج می‌روند، طبق شروطی وظیفه دارند در منا قربانی کنند. عبادت در شب و روز عید قربان بسیار سفارش شده و احیای شب عید قربان به دعا و نماز و نیایش بسیار پر فضیلت است. در روز عید قربان اعمالی مانند غسل، نماز عید قربان و قربانی کردن، زیارت امام حسین (ع) و خواندن دعای ندبه استحباب دارد.[۳۲۳] روزه گرفتن در عید قربان مانند عید فطر حرام است.[۳۲۴] عید قربان در کشورهای اسلامی، تعطیل رسمی است و مسلمانان در این روز جشن می‌گیرند.[۳۲۵]

    مبعث: روزی که پیامبر اسلام(ص) از جانب خداوند به پیامبری مبعوث شد، در بین مسلمانان به روز مبعث معروف است.[۳۲۶] بر اساس دیدگاه مشهور امامیه، این اتفاق در ۲۷ رجب، ۱۳ سال قبل از هجرت روی داده است.[۳۲۷] سالگرد مبعث رسول خدا(ص)، از اعیاد بزرگ مسلمانان و به «عید مبعث» مشهور است.[۳۲۸]

    میلاد پیامبر: میلاد پیامبر یا عید مولود، سالروز ولادت پیامبر اسلام و یکی از اعیاد بزرگ اسلامی است. اگرچه تاریخ دقیق ولادت ایشان مشخص نیست، این جشن‌ها معمولاً در بین شیعیان در ۱۷ ربیع‌الاول و در بین اهل سنت در ۱۲ ربیع‌الاول برگزار می‌شود و آن را جشن می‌گیرند. بیشتر مسلمانان و دولت‌های اسلامی این روز را جشن می‌گیرند، و به خاطر تولد ایشان به شادمانی می‌پردازند. در مساجد، مجالسی برگزار می‌شود، و اشعاری به نام مولودی در مدح پیامبر اسلام خوانده می‌شود. از سوی امام خمینی،[۳۲۹] فاصله بین دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول به عنوان هفته وحدت بین شیعه و سنی نامکَذاری شده‌است.

    عید غدیر: این روز، از بزرگترین اعیاد شیعیان است.بنابر روایات در روز ۱۸ ذی‌حجه سال دهم هجرت پیامبر اکرم(ص) به دستور خداوند، امام علی(ع) را به مقام خلافت و امامت منصوب کرد. این واقعه، در سفر حجة الوداع و در سرزمینی به نام غدیر خم روی داد. در احادیث شیعه تعابیری هم چون عیدُ اللهِ الاکبر (بزرگترین عید الاهی)،[۳۳۰] عید اهل بیت محمد(ص)،[۳۳۱] و اشرف الاعیاد (والاترین عید)،[۳۳۲] برای این روز به کار رفته است. شیعیان در سراسر جهان این روز را جشن گرفته، مراسم مختلفی در گرامی داشت آن برگزار می‌کنند. در قرون اخیر برگزاری این جشن از شعائر شیعه محسوب می‌شود.

 

ایام سوگواری

 

    رحلت پیامبر(ص): وفات پیامبر(ص) در ۲۸ صفر سال ۱۱ق و بنابر روایتی دیگر در ۱۲ ربیع‌الاول همان سال در ۶۳ سالگی روی داد. در این روز مسلمانان و شیعیان به عزاداری در مساجد و تکایا می‌پردازند. بنابر نقلی، شهادت امام حسن(ع) در این روز روی داد. این روز در ایران، تعطیل رسمی است.

    روز عاشورا: روز دهم از ماه محرّم، به نام عاشورا معروف است. اهمیت این روز برای شیعیان به دلیل واقعه عاشورای سال ۶۱ ه‍.ق. است. در آن روز امام حسین(ع)، به همراه یارانش در سرزمین کربلا در جنگ با سپاه کوفه به فرماندهی عمر بن سعد به شهادت رسیدند. شیعیان همه‌ساله با آغاز ماه محرم به عزاداری می‌پردازند. مراسم عزاداری در بیشتر مناطق تا روزهای ۱۱ و ۱۲ محرم و در بعضی مناطق تا پایان ماه صفر ادامه می‌یابد. اوج این عزاداری‌ها در روز عاشوراست. در تقویم رسمی ایران، عراق، افغانستان، پاکستان و هند، این روز تعطیل است.

    روز تاسوعا: روز نهم محرم، به نام تاسوعا معروف است. شهرت این روز به دلیل وقایعی است که در روز نهم، از ماه محرم سال ۶۱ هجری قمری، در سرزمین کربلا روی داد. در چنین روزی شمر با نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد، وارد کربلا شد که در آن از عمر بن سعد خواسته شده بود یا در برخورد با امام حسین(ع) جدیت به خرج دهد و یا فرماندهی لشکر را به شمر واگذار کند.[۳۳۳] همچنین، در این روز شمر امان نامه‌ای برای حضرت عباس و دیگر فرزندان ام البنین آورد، اما حضرت عباس نپذیرفت.[۳۳۴] این روز در نزد شیعیان از اهمیت مذهبی برخوردار است. شیعیان تاسوعا را روز عباس(ع) به شمار می‌آورند و آن را مانند روز عاشورا گرامی داشته، به ذکر فضائل آن حضرت و سوگواری می‌پردازند. این روز در ایران در کنار روز عاشورا تعطیل رسمی است.

    اربعین: روز ۲۰ ماه صفر و چهلمین روز واقعه کربلا و شهادت امام حسین(ع)، به نام اربعین معروف است. مشهور است که اسیران کربلا روز ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ ه‍.ق در بازگشت از شام، برای زیارت مدفن امام حسین(ع) به کربلا آمدند.[۳۳۵] همچنین در این روز جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین(ع) آمده است.[۳۳۶] این روز در ایران تعطیل رسمی است. شیعیان در روز اربعین به عزاداری مشغول می‌شوند و دسته‌های عزاداری در خیابان‌ها به حرکت درمی‌آیند. راهپیمایی گسترده شیعیان که سعی می‌کنند خود را با پای پیاده برای روز اربعین به کربلا برسانند، در سال‌های اخیر و پس از سقوط رژیم بعث عراق، به یکی از مهم‌ترین و گسترده‌ترین مراسم عزاداری شیعیان جهان، تبدیل شده و حتی در زمره بزرگترین اجتماعات مذهبی جهان قرار گرفته است.[۳۳۷] هم اکنون بیشترین زائرانی که در اربعین به عراق می‌روند، از کشور جمهوری اسلامی ایران‌اند.

    ایام فاطمیه: فاطمیه، نام روزهایی است که شیعیان به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها عزاداری می‌کنند. روز شهادت حضرت زهرا(س) به صورت دقیق مشخص نیست و روایات مختلفی در این درباره وجود دارد. در ایران دو روز (۱۳جمادی‌الاولی و ۳ جمادی‌الثانی) به عنوان روز شهادت حضرت زهرا(س) بزرگ داشته می‌شود. به این ایام، فاطمیه اول و فاطمیه دوم گفته می‌شود. شیعیان عراق و به‌ویژه نجف سه روز (۸ ربیع‌الثانی، ۱۳ جمادی الاولی و ۳ جمادی‌الثانی) را برای شهادت آن حضرت (س) عزا می‌گیرند. از نظر تاریخی روز سوم جمادی‌الثانی مشهورتر است. این روز در ایران به عنوان عزاداری تعطیل رسمی است و بعضی از مراجع تقلید در قم به صورت پیاده‌روی در عزاداری شرکت می‌کنند.

 

امامان

 

    امام علی(ع):

    امام حسن(ع):

    امام حسین(ع):

    امام سجاد(ع):

    امام باقر(ع):

    امام صادق(ع):

    امام کاظم(ع):

    امام رضا(ع):

    امام جواد(ع):

    امام هادی(ع):

    امام حسن عسکری(ع):

    امام زمان(ع):

 

صحابه

مردان

 

    حمزه:

    جعفر بن ابیطالب:

    سلمان فارسی:

    مقداد بن اسود:

    عمار یاسر:

    ابوذر غفاری:

    مالک اشتر:

    محمد بن ابی بکر:

    عقیل:

    عثمان بن حنیف:

    ابوایوب انصاری:

    جابر بن عبداللن انصاری:

    ابن عباس:

    عبدالله بن جعفر:

    خزیمة بن ثابت:

    بلال حبشی:

    یاسر:

 

زنان

 

    حضرت خدیجه(س):

    حضرت فاطمه(س):

    حضرت زینب(س):

    ام کلثوم بنت علی(س):

    اسماء بنت عمیس:

    ام ایمن:

    ام سلمه:

 

جنبش‌های شیعی

 

    قیام امام حسین(ع):

    قیام مردم مدینه:

    قیام توابین:

    قیام مختار:

    قیام زید بن علی:

    قیام یحیی بن زید:

    قیام عبدالله بن معاویه بن عبدالله و ابومسلم خراسانی:[۳۳۸]

 

دولت‌های شیعی

حکومت‌های شیعی

 

نام حکومت


ادریسیان
علویان طبرستان
قرمطیان
زیدیان یمن
فاطمیان
آل بویه
حمدانیان
بنی مزید
اسماعیلیان نزاری
بنی حمود
سربداران
مرعشیان
کیائیان
صفویه
عادل شاهیان
قطب شاهیان
نظام شاهیان
مشعشعیان
جمهوری اسلامی ایران

دورهٔ حکومت


۱۷۲ - ۳۶۳ ه‍.ق
۲۵۰ - ۹۶۰ ه‍.ق
۲۶۱ - قرن ۵ ه‍.ق
۲۸۴ - ۱۳۸۲ ه‍.ق
۲۹۷ - ۵۶۷ ه‍.ق
۳۱۳ - ۴۴۰ ه‍.ق
۲۹۳ - ۳۹۴ ه‍.ق
۴۰۳ - ۵۴۵ ه‍.ق
۴۸۸ - -- ه‍.ق
۴۰۷ - ۴۵۰ ه‍.ق
۷۳۶ - ۷۸۸ ه‍.ق
۷۶۰ - ۹۹۰ ه‍.ق
۷۶۹ - ۱۰۰۰ ه‍.ق
۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه‍.ق
۸۹۵ - ۱۰۹۷ ه‍.ق
۹۱۸ - ۱۰۹۸ ه‍.ق
۸۹۶ - ۱۰۰۷ ه‍.ق
۸۴۵ - ۱۱۵۰ ه‍.ق
۱۳۵۷ - -- ه‍.ش

بنیان‌گذار


  ادریس بن عبدالله(۱۷۲-۱۷۵ق)
حسن بن زید(۲۵۰-۲۷۰ق)
حمدان قرمط(۲۶۱-؟)
یحیی بن حسین(۲۸۴-۲۹۸ق)
عبیدالله المهدی(۲۹۷-۳۲۲ق)
عمادالدوله علی(۳۱۳-۳۲۸ق)
عبداللّه بن حمدان(۲۹۳-۳۱۷ق)
سند الدوله(۴۰۳-۴۰۸)
حسن صباح(۴۸۸-۵۵۷)
علی بن حمود(۴۰۷-۴۰۸ق)
عبدالرزاق باشتینی(۷۳۶-۷۳۸ق)
میربزرگ(۷۶۰-۷۸۰ق)
سید علی کیا(۱۳۶۷-۱۳۸۹ق)
شاه اسماعیل(۹۰۶-۹۳۰ق)
یوسف عادل شاه(۸۹۵-۹۱۶ق)
قلی قطب شاه(۹۱۸-۹۴۰ق)
ملک احمد(۸۹۶-۹۱۴ق)
سید محمد مشعشع(۸۴۵-۸۷۰ق)
امام خمینی(۱۳۵۷-۱۳۶۸ ش)

 

     دولت ادریسیان: سلسلهای شیعی، منسوب به ادریس بن عبدالله بن حسن مثنی نواده امام حسن (ع) و برادر نفس زکیه. آنان نخستین حکومت زیدیه و نخستین دولت شیعی را در سال ۱۷۲ق در مراکش و بخشی از الجزایر پایهگذاری کردند. برخی از فرمانروایان آل ادریس به صورت مستقل حکمرانی میکردند و برخی دیگر زیر نفوذ فاطمیان و امویان اندلس قرار داشتند. حاکمان آل ادریس توانستند در سرزمین‌های تحت نفوذ خود رونق اقتصادی و تا حدی اتحاد سیاسی مناسبی ایجاد کنند. یورش‌های طولانی مدت قدرت‌های بزرگ اطراف، دلیل اصلی انقراض دولت آل ادریس بود.

 

    دولت علویان طبرستان: نخستین حکومت شیعی در مناطق شمالی ایران که در منطقه طبرستان به سال ۲۵۰ هجری قمری تأسیس شد. نخستین حاکم علوی در شمال ایران حسن بن زید بن اسماعیل بن زید بن حسن بن علی ملقب به داعی کبیر بود.[۳۳۹] پس از او ناصر اطروش از مهمترین حاکمان علوی در طبرستان به شمار میرود. دولت علویان طبرستان تا قرن ۱۰ هجری قمری ادامه داشت. علویان تا پیش از قرن ۴ هجری قمری برای حفظ قدرت خود با دولت طاهریان و سامانیان پیکار میکردند و گاه شکست خورده اما پس از مدتی مناطق از دست داده خود را پس میگرفتند. اما آنان از قرن چهارم به بعد با حکومت آل بویه مصادف شده و اقتدار خود را از دست دادند از این رو علویان طبرستان تا قرن دهم، یعنی دوره زوال، نتوانست به عنوان دولتی مستقل حکومت کند. پیدایش حکومت علویان طبرستان، منجر به اسلام آوردن ساکنان مناطق شمالی ایران شد.

 

    دولت قرمطی(قرامطه):یکی از شاخه‌های فرقه مذهبی اسماعیلیه است. پیروان این فرقه به مهدویت محمد بن اسماعیل بن جعفر صادق(ع) اعتقاد داشتند و از پذیرش ادعای امامت خلفای فاطمی سرباز زدند.[۳۴۰] مؤسس این فرقه در آغاز یکی از داعیان دعوت اسماعیلی بود[۳۴۱] که فعالیت تبلیغی خود را در عراق به سال ۲۶۱ هجری آشکار کرد و مبلغانی به سرزمین‌های مختلف فرستاد.[۳۴۲] با ظهور خلافت فاطمی، بیشتر اسماعیلیان امامت آنان را پذیرفتند و از قرمطیان جدا شدند، با این حال قرمطیان تا مدت‌ها به حیات خود ادامه دادند و در بحرین دولت مقتدری تأسیس کردند که حدود دو قرن بر پا بود و همواره تهدیدی برای خلافت عباسی به شمار می‌رفت. دامنه نفوذ آنان برخی زمان ها، از یک سو تا مکه و مدینه و از سوی دیگر تا شهرهای جنوبی عراق مانند بصره گسترش داد.[۳۴۳]

 

    دولت زیدیه در یمن: حکومت زیدیه در یمن نخستین بار توسط یحیی بن حسین بن قاسم رسی از نوادگان امام حسن(ع) در سال ۲۸۴ هجری قمری پایه گذاری شد. او با گرفتن بیعت از مردم، صعده را مرکز حکومت خود قرار داد و مذهب زیدی را به یمن منتقل کرد؛[۳۴۴] در زمان اوج قدرت زیدیه شهرهایی نظیر عدن و صنعا نیز به عنوان مناطق اصلی قلمرو امامان زیدی به شمار میرفتند.[۳۴۵] این حکومت سه دوره قدرتمند داشت، دوره هادی الیالحق(۲۸۴ق تا نیمه دوم قرن چهارم هجری)،[۳۴۶] دوره عبدالله بن حمزه(۵۸۳ق تا تا قرن یازدهم هجری) و دوره سوم نیز با حکومت یحیی بن محمد حمیدالدین و همزمان با سقوط امپراطوری عثمانی در ۱۳۳۷ق/۱۹۱۸م. سرانجام حکومت هزار و صدساله زیدیه در یمن با اعتراض گسترده جمهوری خواهان، با کودتای عبدالله سلال و با پشتیبانی دولت جمال عبدالناصر در سال ۱۳۸۲ق/ ۱۹۶۲م از میان رفت.[۳۴۷]

 

    دولت فاطمیان: خاندانی شیعی که در سال‌های ۲۹۷ تا ۵۶۷ قمری بر مناطق وسیعی از سرزمین‌های غرب جهان اسلام فرمان می‌راندند و با عنوان عبیدیان نیز شناخته می‌شوند. فاطمیان، شیعیان اسماعیلی بودند و در رقابت با خلافت عباسی، خود را خلفای بر حق می‌دانستند. حکومت فاطمیان در آغاز در مغرب تأسیس شد. آنان پس از مدتی بر سراسر شمال افریقا و مصر و شام و یمن غلبه یافتند و نفوذ خود را تا حجاز گستراندند و بر بخش‌هایی از دریای مدیترانه حاکم شده و سیسیل را تصرف کردند. دوران طولانی حکومت فاطمیان باعث ترویج و تقویت مذهب تشیع در شمال افریقا بخصوص مصر شد. در این دوران مراکز بزرگی مانند جامع الازهر برای آموزش علوم اسلامی با گرایش اسماعیلی تأسیس شد و آثار مهم این مذهب نگاشته شد. فاطمیان در دوره حکومت خود با استفاده از نهاد دعوت و ارسال داعیان (مبلغان مذهب اسماعیلی) متعدد به سرزمین‌های دور و نزدیک موفق به رواج تشیع اسماعیلی در نقاط مختلفی از جهان اسلام مانند یمن، هند و مناطق شرقی ایران شدند.

 

    دولت آل بویه: سلسلهای ایرانی و شیعی منسوب به بویه معروف به ابو شجاع. این خاندان، بین سال‌های ۳۲۲-۴۴۸ق/۹۳۳-۱۰۵۶م بر بخش بزرگی از ایران و عراق و جزیره تا مرزهای شمالی شام مسلط بودند. پس از مدتی از تأسیس آل بویه، این دولت به ۳ شاخه بزرگ و یک شعبه کوچک در کرمان و عمان تقسیم شد. حکومت آل بویه نسبت به تقویت و رونق مراسم و مواسم شیعه امامیه اهتمام فراوان ورزید و مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام در عاشورا[۳۴۸] و جشن ولایت حضرت علی علیه‌السلام در غدیر خم را با شکوه و عظمت برپا کرد.[۳۴۹] همچنین در پرتو حکومت این سلسله ایرانی، قبور ائمّه شیعه در عراق مرمّت و بازسازی شدند[۳۵۰] و سنّت زیارت این مشاهد شریفه رو به گسترش بی‌سابقه نهاد.[۳۵۱] شعائر دیگر شیعه امامیه همچون گفتن «حَی عَلی خَیرِ الْعَمَلْ» و «اَشْهَدُ اَنَّ عَلیا وَلی اللّه» در اذان،[۳۵۲] استفاده از مهر نماز و تسبیحی که از تربت امام حسین علیه‌السلام ساخته شده بود[۳۵۳] از دیگر نمادهای شیعه امامیه در عراق عهد آل بویه به شمار می‌آیند.

 

    دولت حمدانی: این حکومت، از خاندان‌های شیعی دوازده امامی حاکم بر موصل و حلب در قرن‌های سوم و چهارم قمری. مؤسس حکومت حمدانیان موصل، ابوالهیجاء عبداللّه بن حمدان[۳۵۴] و حکومت شام (حلب)، ابوالحسن علی مشهور به سیف الدوله بود.[۳۵۵]

 

مهمترین نقش حمدانیان، حفاظت از مرزهای قلمرو اسلامی در مقابل تهاجم رومی‌ها بود.[۳۵۶] درج اسامی پنج تن (ع) بر روی برخی سکه‌های حمدانی،[۳۵۷] و ساخت حصاری استوار اطراف مزار امام علی(ع) و قبه‌ای بزرگ بر روی قبر امام (ع) به‌دست ابوالهیجاء حمدانی، از فعالیت‌های دینی آنهاست.[۳۵۸]

 

    دولت بنی مزید:

    دولت اسماعیلیان نزاری:

    خلافت بنی حمود در اندلس:

    دولت سربداران:

    دولت مرعشیان:

    دولت آل کیا:

    دولت صفویه:

    حکومت عادل شاهیان:

    حکومت قطب شاهیان:

    حکومت نظام شاهیان:

    * دولت مشعشعیان:[۳۵۹]

 

خاندان‌های شیعی

 

    اشعریان:

    نوبختیان:

    سادات طالبیه قم:

    نقبای ری و قم:

    آل بابویه قم:

    نقبا و سادات بیهق:

 

رویدادها

 

    مباهله:

    غدیر خم:

    سقیفه بنی ساعده:

    فدک:

    حمله به خانه فاطمه:

    جنگ جمل:

    جنگ صفین:

    جنگ نهروان:

    واقعه کربلا:

    شیعه کُشی:

 

کانون‌های شیعه

 

    مدینه:

    یمن:

    کوفه:

    بصره:

    مدائن:

    جبل العامل:

    بحرین:

    خراسان:

    قم:

    بغداد:

    مصر:

    حمص، حلب و موصل:

    اهواز:

    منطق جبل:

    نیشابور:

    آوه:

    کاشان:

    شهر ری:

    استرآباد:

    اصفهان:

    قزوین:

    جرجان قدیم:[۳۶۰]

 

انشعاب‌های شیعه

نوشتار اصلی: فرق تشیع

 

مذهب شیعه در طول تاریخ انشعاب‌هایی یافته است که برخی از آنها از میان رفته‌اند. مهمترین انشعابات عبارتند از:

    پس از شهادت امام حسین(ع) روی داد. پس از واقعه کربلا، اكثریت شیعه به امامت امام سجاد(ع) قائل شدند و اقلیتی معروف به کیسانیه، پسر سوم علی(ع) محمد بن حنفیه را امام دانستند و معتقد شدند كه محمد بن حنفیه پیشوای چهارم و همان مهدی موعود است.[۳۶۱]

    پس از رحلت امام سجاد(ع) اكثریت شیعه به امامت فرزندش امام باقر(ع) و اقلیتی به زید شهید فرزند دیگر امام سجاد گرویدند و به زیدیه موسوم شدند.[۳۶۲]

    پس از رحلت امام باقر(ع) شیعیان وی به فرزندش امام صادق(ع) ایمان آوردند و پس از درگذشت آن حضرت، اكثریت، فرزندش امام کاظم(ع) را امام هفتم دانستند و جمعی اسماعیل پسر بزرگ امام ششم را- كه در حال حیات پدر بزرگوار خود در گذشته بود- امام گرفتند و از اكثریت شیعه جدا شده به نام اسماعیلیه معروف شدند. بعضی از شیعیان پسر دیگر آن حضرت، عبدالله افطح و بعضی فرزند دیگرش محمد را امام دانستد و بعضی در خود آن حضرت توقف كرده، آخرین امامش پنداشتند.[۳۶۲]

    پس از شهادت امام کاظم(ع) اكثریت شیعه فرزندش امام رضا(ع) را امام هشتم دانستند و برخی در امام هفتم توقف كردند كه به واقفیه معروفند.[۳۶۲]

 

امروزه از این گروه‌ها تنها شیعه امامیه، زیدیه و اسماعیلیه بر جای مانده اند.

 

اكثریت شیعه كه اقلیت‌های نامبرده از آن منشعب و جدا شده‌اند «شیعه امامیه و دوازده امامی» نامیده می‌شوند که در آغاز پیدایش به عنوان انتقاد و اعتراض در دو مسئله اساسی از مسائل اسلامی پیدا شده‌اند بی‌آنكه در آیینی كه طبق تعلیم پیغمبر اكرم صلّی اللّه علیه و آله در میان مسلمین معاصر آن حضرت بود، سخنی داشته باشند. و آن دو مسئله «حكومت اسلامی و مرجعیت علمی» بود كه شیعه آن را حق اختصاصی اهل بیت می‌دانستند.[۳۶۳]

شیعه می‌گفتند: خلافت اسلامی كه البته ولایت باطنی و پیشوائی معنوی لازم لاینفك آن است، از آن علی و فرزندان اوست كه به موجب تصریح خود پیامبر(ص) و سایر ائمه اهل بیت، ۱۲ تن می‌باشند و می‌گفتند: تعلیمات ظاهری قرآن كه احكام و قوانین شریعت می‌باشند و در عین حال كه به حیات معنوی كامل نیز مشتملند، دارای اصالت و اعتبارند و تا قیامت، فسخ‌بردار نیستند و این احكام و قوانین را فقط از راه اهل بیت باید به دست آورد.[۳۶۴]

فرق كلی میان شیعه دوازده امامی و شیعه زیدی این است كه شیعه زیدی غالباً امامت را مختص به اهل بیت نمی‌داند و عدد ائمه را به ۱۲ منحصر نمی‌بیند و از فقه اهل بیت پیروی نمی‌كند برخلاف شیعه دوازده امامی. و فرق كلی میان شیعه دوازده امامی و شیعه اسماعیلی نیز این است كه اسماعیلیه معتقدند كه امامت به دور ۷ گردش می‌كند و نبوت در حضرت محمد(ص) ختم نشده است و تغییر و تبدیل در احكام شریعت بلكه ارتفاع اصل تكلیف خاصه به قول باطنیه مانع ندارد! برخلاف شیعه دوازده امامی كه حضرت محمد(ص) را خاتم الانبیاء می‌دانند و برای وی دوازده وصی و جانشین قائلند و ظاهر شریعت را معتبر و غیر قابل نسخ می‌بیند و برای قرآن کریم هم ظاهر و هم باطن اثبات می‌كنند.[۳۶۵]

 

جهت مطالعه بیشتر به کتب ذیل مراجعه کنید:

 

    طباطبائی، سیدمحمدحسین، شیعه در اسلام، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۸۳ش.

    صدوق، صفات الشیعة، ترجمه و تصحیح: امیر توحیدی، تهران: زراره، ۱۳۸۰ش.

    کاشف الغطاء، محمدحسین، اصل الشیعة و اصولها، تحقیق: علاء آل جعفر، مؤسسة الامام علی(ع)، ۱۴۱۵ق. این کتاب تحت عنوان آیین ما به فارسی ترجمه و شرح شده است.

 

پانویس

  1. ·  كتاب العین، ج‌۲، ص: ۱۹۱؛ الصحاح - تاج اللغة و صحاح العربیة؛ ج‌۳، ص: ۱۲۴۰؛ قاموس قرآن، ص۴۷۰.
  2. ·  ·  مریم‌/۶۹/۱۹
  3. ·  ·  قصص‌/۱۵/۲۸
  4. ·  ·  مثلاً نک: احمد بن حنبل‌، مسند احمد، ۱/ ۱۴۸، ۲۷۸.
  5. ·  ·  نک: نصر بن مزاحم‌، وقعة صفین، ۸۶، ۳۵۹
  6. ·  ·  مثلاً نک: ابوالفرج‌، ۴۳.
  7. ·  ·  روایت مشخص و واضح برای اثبات امامت یک فرد
  8. ·  ·  اوائل المقالات، ص۳۸
  9. ·  ·  برای نمونه رجوع کنید به ابن بابویه، ص۲۰، حدیث ۸، ص۲۲ـ۲۳، حدیث ۱۵ و ۱۷
  10. ·  ·  مطهری، آشنایی با قرآن، ج۲، ص۹۸
  11. ·  ·  مصباح یزدی، آموزش عقائد، ص۱۷۷و۱۷۸؛ مصباح یزدی، راه و راهنما شناسی، ص۱۶
  12. ·  ·  برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: مقاله نبوت، نبی و محمد(ص)، پیامبران اولوالعزم
  13. ·  ·  مصباح یزدی، آموزش عقائد، ص۱۶۱
  14. ·  ·  مظفر، عقائد الامامیة، ص۴۱(محمد رضا مظفر، قم، اسماعیلیان، ۱۳۸۷ش، چاپ دوازدهم)
  15. ·  ·  خاتمی، ج۱، ص۲۰۴
  16. ·  ·  حلی، الباب الحادی عشر، ص۹
  17. ·  ·  بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام،ص۱۷۸- ۱۷۹
  18. ·  ·  طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۱۲(طباطبایی، محمد حسین، شیعه در اسلام، قم، نشر اسلامی، ۱۳۷۸.)
  19. ·  ·  جوادی آملی، ولایت فقیه، ص۱۲۴-۱۲۵(جوادی آملی، عبدالله، ولایت در قرآن، قم، نشر اسراء، ۱۳۸۷.)
  20. ·  ·  مصباح یزدی، آموزش عقائد، ص۳۲۱-۳۲۲
  21. ·  ·  جوادی آملی، عبدالله، تفسیر انسان به انسان، ص25
  22. ·  ·  صدر، ج۳، ص۱۳۵(صدر، سید محمد، تاریخ الغیبه، بیروت،‌دار التعارف، ۱۴۱۲ق)
  23. ·  ·  صدوق، كمال الدین، ج۱، ص۲۸۷(صدوق، کمال الدین وتمام النعمه، ترجمه منصور پهلوان، قم،‌دار الحدیث، ۱۳۸۰ ش.)
  24. ·  ·  برای مطالعه بیشتر رجوع کنید به: فرهنگ فرق اسلامی، ص۲۷(محمد جواد مشکور، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲، چ دوم)
  25. ·  ·  فصلنامه انتظار، شماره 11و12، (مقاله مهدويت و مذاهب اسلامى)، ص 340و341
  26. ·  ·  فرهنگ علم کلام، ج۱، ص۱۲۰
  27. ·  ·  رجوع کنید به: مجمع البیان، ج۷، ص۳۶۷.
  28. ·  ·  المیزان، ج۲، ص۱۶۱.
  29. ·  ·  عسگری، ص۱۰؛ مفید، تصحیح الاعتقاد، ص۶۵
  30.   ·  فرهنگنامه علوم قرآن، ج1، ص1280
  31. ·  ·  الشهید الثانی، الرعایة فی علم الدرایة، ص۳۴۳(الشهید الثانی، الرعایة، فی علم الدرایة، تحقیق: عبدالحسین محمدعلی بقال، قم: مکتبة آیة الله العظمی المرعشی النجفی، ۱۴۰۸ق.)؛ الامین، اعیان الشیعة، ج۱، ص۱۱۳.(لامین، السیدمحسن، اعیان الشیعة، تحقیق وتخریج: حسن الامین، بیروت: دارالتعارف، (نسخه موجود در لوح فشرده کتابخانه اهل بیت(ع) نسخه دوم).)
  32. ·  ·  وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه
  33. ·  ·  بسیاری از علمای اهل سنت معتقدند هر عملی که به حسب عادت سرانجام به مفسده‌ای منتهی گردد، به استناد اصل «سد ذرایع» باید ممنوع اعلام گردد؛ یعنی هر عملی که وسیله حرام گردد باید ممنوع شود.
  34. ·  ·  اگر در حکمی علت آن ذکر شده باشد و حکم مزبور را در مواردی که علت موجود است را جاری سازیم به این قیاس، قیاس منصوص العلة گویند.
  35. ·  ·  حکمی که علت آن ذکر نشده باشد و از طریق آراء و نظر به وجود آید به این قیاس، قیاس مستنبط العلة یا اجتهاد قیاسی گفته می‌شود.
  36. ·  ·  قیاسی است که در آن حکم شرعی یک موضوع را به واسطه مشابهت آن با موضوع دیگری (که حکمش مشخص است) تعیین می‌شود.
  37. ·  ·  مصالح مرسله مربوط به جایی است که دلیل بر حکم وجود ندارد و ما از مذاق شرع حکم را بر اساس مصلحت به دست می‌آوریم البتّه در استحسان هم مصلحت وجود دارد ولی این مصلحت غالباً به صورت استثنا شکل می‌گیرد.
  38. ·  ·  فتح ذرایع به معنای دست یافتن و در اختیار داشتن هر وسیله ای است که مقدمه رسیدن به واجب است ، تا بدین وسیله ، زمینه تحقق واجب فراهم گردد.
  39. ·  ·  برای اطلاع از این دیدگاه‌ها، رجوع کنید به: جناتی، محمد ابراهیم، منابع اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی‌، ص ۳ - ۵، بی‌جا، بی‌تا.
  40. ·  ·  انسداد کبیر، به معنای این است که راه دست یابی به صورت یقینی یا حداقل اطمینان بخش به بیشتر احکام شرعی بسته است. در نتیجه این انسداد، یا باید خودمان را همانند کودکان و چهارپایان بدون تکلیف بدانیم یا بیشتر احکام شرعی را نفی کنیم(به استناد اصول نافی احکام مانند اصل برائت و اصل عدم تکلیف در موارد مشکوک) یا در تمام این موارد احتیاط کرد. از آنجا که نفی حکم شرعی در بیشتر احکام(چه از اساس و چه به واسطه استناد به اصول نافی)، مستلزم خروج از دین است و عمل به احتیاط در بیشتر احکام مستلزم عسر و حرج است و این دو لازمه باطل است، بنابراین راه دیگری باقی می‌ماند که عبارت است از معتبر بودن مطلق ظن در مسیر استنباط مگر ظنونی که دلیل خاص بر بی‌اعتبار بودن آنها داریم.
  41. ·  ·  اصل الشیعه و اصولها، ص۸۱-۸۵
  42. ·  ·  مشروعیت تقیه از دیدگاه شیعه و سنی
  43. ·  ·  مشروعیت ازدواج موقت در کتاب‌های اهل سنت
  44. ·  ·  بنا بر فقه شیعه سه طلاقه کردن زن وقتی تحقق می‌پذیرد که مردی همسر خود را طلاق دهد، سپس در ایام عده یا پس از تمام شدن وقت عده با او ازدواج کند، آنگاه برای بار دوم همسر خود را طلاق دهد و همانند بار اول یا در ایام عده یا پس از انقضای مدت عده با او ازدواج کند، آنگاه برای بار سوم همسر خود را طلاق دهد. این زن سه طلاقه به شمار می‌آید و در این صورت، مرد حق ازدواج مجدد با او را نخواهد داشت مگر این که به اصطلاح فقهاء محلل پیدا شود، یعنی آن زن با مرد دیگری غیر از شوهر اولش ازدواج کند. در چنین صورتی اگر شوهر دومش از دنیا برود یا آن زن را طلاق دهد، پس از پایان زمان عده، شوهر اول می‌تواند با او ازدواج کند. پس همان گونه که ملاحظه شد، سه طلاقه کردن در سه مرحله و سه زمان صورت می‌گیرد و بنا بر فقه شیعه، نمی‌توان همسر خود را در یک نوبت سه‌طلاقه کرد. ولی فقهای اهل سنت سه طلاقه کردن در یک مجلس را نیز صحیح و معتبر می‌دانند و احکام سه‌طلاقه را در باره‌ی آن صادق می‌شمارند.
  45. ·  ·  جواهر الکلام، ج ۳۲، ص ۱۲۸ و ۱۵۸ به بعد
  46. ·  ·  الاذکار النوویه للامام النووی، ص۴۴؛ تهذیب التهذیب، ابن حجر، ج۶، ص۴۰۳و ۴۰۶
  47. ·  ·  رساله توضیح المسائل مراجع، بخش اذان؛ المنار، ج۱، ص۱۴۶
  48. ·  ·  شهیدی، مهدی؛ ارث، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۵، چاپ ششم، صفحه ۱۴۴
  49. ·  ·  من لایحضره الفقیه، ابن بابویه، محمد بن علی، تصحیح:علی اکبر غفاری، ج۲، ص۱۳۷
  50. ·  ·  رجوع کنید به: آل عمران، آیه۹۶؛انعام، آیه۹۲؛ تین، آیه۱-۳
  51. ·  ·  گزارشی از وضعیت شیعیان عربستان سعودی
  52. ·  ·  نک: ابن ضیاء، ج۱، ص۳.(ابن ضیاء، محمد بن احمد، تاریخ مكة المشرفة و المسجد الحرام و المدینة الشریفة و القبر الشریف، مصحح: ازهری، ایمن نصر / ازهری، علاء ابراهیم، المكتبه التجاریه مصطفی احمد الباز، مكه مكرمه، ۱۴۱۶ق.)
  53. ·  ·  رجوع کنید به:جعفریان، آثار اسلامی مكه و مدینه، ص۹۶.
  54. ·  ·  نک:ابن ضیاء، ج۱، ص۳
  55. ·  ·  رجوع کنید به:مفید، الارشاد، صفحات مختلف(یخ مفید، الارشاد، ترجمه حسن موسوی مجاب، قم، انتشارات سرور، ۱۳۸۸ش)
  56. ·  ·  مکه و مدینه، کردی، عبیدالله محمدامین، ص ۲۱۲(کردی، عبیدالله محمدامین، صابری، حسین، نشر مشعر: تهران، ۱۳۸۰)
  57. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل مدینه
  58. ·  ·  برای نمونه نک: http://www.alharamain.gov.sa/index.cfm?do=cms.conarticle&contentid=4134&categoryid=202
  59. ·  ·  سمهودی، وفاء الوفاء، ج ۲، ص ۶۳-۶۷(سمهودی، نور الدین علی، تحقیق خالد عبدالغنی محفوظ، وفاء الوفا باخبار‌دار المصطفی،‌دار الکتب العلمیه، بیروت، ۲۰۰۶م.)؛ جعفریان، آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۲۰۵.(جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، نشر مشعر - تهران، هشتم، ۱۳۸۶ش.)
  60. ·  ·  مجلسی، ج ۸۶، ص ۳۱۳.(مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، بی‌تا.)
  61. ·  ·  حمیدی، ص۲۷۶.(حمیدی، جعفر، تاریخ اورشلیم، امیركبیر، تهران، دوم، ۱۳۸۱ش.)
  62. ·  ·  من لایحضره الفقیه، ج ۴، ص ۵۰۴؛ تفسیر منسوب به امام حسن عسکری، ص ۶۶۱
  63. ·  ·  برای نمونه نک: جعفریان، ص۲۳۰.(جعفریان، رسول، پنجاه سفرنامه حج قاجاری، نشر علم، تهران، ۱۳۸۹ش.)
  64. ·  ·  المفید، الارشاد(المفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، قم، سعید بن جبیر، ۱۴۲۸ه‍.ق.) صص ۲۷-۲۸؛ التمیمی، مدینة النجف، ص۱۷۷(التمیمی، محمد علی جعفرف مدینة النجف، النجف: مطبعة‌دار النشر والتألیف، ۱۳۷۲ق.)
  65. ·  ·  رجوع کنید به: ابن قولویه، کامل الزیارات، ص۹۱.(ابن قولویه، جعفر بن محمد بن قولویه، کامل الزیارات، تحقیق: جواد القیومی، لجنة التحقیق، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ق (نسخه موجود در لوح فشرده مکتبة اهل البیت(ع)، نسخه دوم، ۱۴۳۳ق).)
  66. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل حرم امام علی(ع)، بخش "تاریخچه بنای حرم"
  67. ·  ·  علوی، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، ص۱۲۶.(علوی، احمد، راهنمای مصور سفر زیارتی عراق، قم: معروف، ۱۳۸۹ش.)
  68. ·  ·  سفرنامه ابن بطوطه؛ ج۱، ص۲۴۰.(ابن بطوطه؛ سفرنامه ابن بطوطه (رحله ابن بطوطه)؛ تهران: بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۵۹.)؛ جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، ج۱، ص۲۷۷(جغرافیای تاریخی كشورهای اسلامی، قره چانلو، حسین، سازمان مطالعه و تدوین كتب علوم انسانی دانشگاه ها(سمت)، مركز تحقیق و توسعه علوم انسانی، تهران، ۱۳۸۰ ه‍.ش، چ اول
  69. ·  ·  عمارة کربلاء؛ دراسه عمرانیة و تخطیطیة، ص۱۹۱-۱۹۹.(الانصاری، رئوف محمد جمیل، عمارة کربلاء؛دراسه عمرانیة و تخطیطیة. دمشق: مؤسسة الصالحانی، ۲۰۰۵م.)
  70. ·  ·  آل طعمه، کربلا و حرم‌های مطهر، ص ۸۹
  71. ·  ·  ر.ک مدخل تاریخچه بنای حرم امام حسین
  72. ·  ·  رجوع کنید به: قریشی، مرقدها و مکان‌های زیارتی کربلا، ص ۳۰
  73. ·  ·  ر.ک مدخل زیارت امام حسین (ع)
  74. ·  ·  فلاح زاده، احکام فقهی سفر زیارتی عتبات، ص ۵۹ـ۵۷
  75. ·  ·  آثار اسلامی مکه و مدینه، ص۳۲۲
  76. ·  ·  برای نمونه نک: صدوق، ج۲، ص۵۷۲.
  77. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل بقیع، بخش فضیلت بقیع
  78. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل تخریب بقیع
  79. ·  ·  وسائل الشیعه، ج۵، ص۲۸۲ ; تاریخ الکوفه، براقی، ص۵۸.
  80. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل اعمال مسجد کوفه
  81. ·  ·  من لایحضرالفقیه، ج۱، ص۳۲۰.
  82. ·  ·  تفسیر عیاشی، ج۲، ص۱۴۴.
  83. ·  ·  تاریخ ابن اثیر، ترجمه دکتر محمد حسن روحانی، ج۴، ص۱۴۴۸.
  84. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل مسجد کوفه
  85. ·  ·  مقدس، راهنمای اماکن زیارتی و سیاحتی در عراق، ص۳۰۹(مقدس، احسان، راهنمای اماکن زیارتی و سیاحتی در عراق، تهران، مشعر، ۱۳۸۸ش.)
  86. ·  ·  مقدس، راهنمای اماکن زیارتی و سیاحتی در عراق، ص۳۱۰
  87. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل سرداب غیبت
  88. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل تخریب حرم عسکریین
  89. ·  ·  حافظ الذهبی، ص۱۳۲.(ذهبی، حافظ، العبر من خبر عنبر، بیروت: بی‌تا.)
  90. ·  ·  بوداق، ص۱۲۴(بوداق منشی قزوینی، جواهر الاخبار، (بخش ایران از قراقوینلو تا سال ۹۸۴ق)، مقدمه و تصحیح و تعلیق از محسن بهرام‌نژاد، تهران: نشر میراث مکتوب ۱۳۷۸)؛ حبیب السیر، ج۴، ص۴۹۴(خواندمیر، غیاثلدین، تاریخ حبیب السیر، تصحیح وتعلیق زیر نظر دکتر دبیر سیاقی، تهران: کتاب‌فروشی خیام، ۱۳۵۲.)
  91. ·  ·  شاملو، ج۱، ص۹۳-۹۶(شاملو، ولی قلی بن داوود قلی، قصص الخاقانی، تصحیح و پاورقی: سید حسین سادات ناصری، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱.)
  92. ·  ·  اعتمادالسلطنه، ص۵۸۴(اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان، روزنامه خاطرات، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۷.)؛ محلاتی، ص۲۱۴(محلاتی، حاج سیاح، خاطرات حاج سیاح، به کوشش، حمید سیاح، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۹.)
  93. ·  ·  جعفریان، رسول، ۱۳۸۷، ص ۹۳.
  94. ·  ·  ابن بطوطه، ج۱، ص۴۴۱.(ابن بطوطه، محمدبن عبدالله، سفرنامه، ترجمة محمدعلی موحد، تهران، علمی و فرهنگی، ۱۳۶۱ش.)
  95. ·  ·  رجوع کنید به: مدخلحرم امام رضا (ع)
  96. ·  ·  حوزه نمایندگی ولی فقیه در حج و زیارت.
  97. ·  ·  حمله خمپاره‌ای تروریست‌ها به حرم حضرت زینب (س)
  98. ·  ·  حمله خمپاره‌ای به حرم حضرت زینب در عاشورای ۱۳۹۴
  99. ·  ·  معرفی گردان بزرگ ابوالفضل العباس(ع)
  100. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل حضرت معصومه(س)
  101. ·  ·  تاریخ قم، ص ۱۶۶(حسنبن محمد قمی، تاریخ قم، به کوشش جلالالدین طهرانی، تهران، توس، ۱۳۶۱ش، صص ۲۱۱، ۲۱۳-۲۱۶)؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۲۹۰(مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، بیروت:‌دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.)
  102. ·  ·  منتهی الآمال، ج ۲ ، ص ۳۷۹ .
  103. ·  ·  رجوع کنید به: حرم حضرت معصومه(س)
  104. ·  ·  احمد امین، فجر الاسلام، ص۲۷۷
  105. ·  ·  حسینی، راه دشوار مذهب به مذهب، ج۱، ص۳۵(حسینی، ادریس، راه دشوار مذهب به مذهب، ترجمه مالک محمودی، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۱۳۷۴ش)
  106. ·  ·  پطروشفسکی، اسلام در یاران، ص۵۰
  107. ·  ·  طبری، تاریخ طبری، ج۳، ص۲۰۵(طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، روائع التراث العربی، بی‌تا)
  108. ·  ·  مختار الیثی، جهاد الشیعه، ص۲۵(مختار اللیثی، سمیره، جهاد الشیعه، لبنان،‌دار الجیل، بیروت، ۱۳۹۶ق)
  109. ·  ·  ابن ندیم، الفهرست، ص۲۴۹(ابن ندیم، الفهرست،‌دار المعرفه، بیروت، بی‌تا)
  110. ·  ·  ابن حزم، الفصل، ج۲، ص۷۸(ابن حزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، بیروت،‌دار الجیل، بی‌تا)
  111. ·  ·  خوانساری، روضات الجنات، ص۸۸(خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات فی احوال العلماء و السادات، به کوشش اسدالله اسماعیلیان، قم، نشر اسماعیلیان، بی‌تا)
  112. ·  ·  حسنی، الانتفاضات الشیعه عبر التاریخ، ص۱۰(حسنی،هاشم معروف، الانتفاضات الشیعه عبر التاریخ، بیروت،‌دار التعارف، ۱۴۱۰ق)
  113. ·  ·  بغدادی، الفرق بین الفرق، ص۱۳۴(بغدادی، ابومنصور، الفرق بین الفرق، قاهره، ۱۳۶۷ق)
  114. ·  ·  مختار لیثی، جهاد الشیعه، ص۳۵؛ جعفری، تشیع در مسیر تاریخ، ص۲۶۱(جعفری، سید حسین محمد، تشیع در مسیر تاریخ، ترجمه محمد تقی آیت اللهی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۸ش)
  115. ·  ·  احمد امین، فجر الاسلام، ص۲۷۷
  116. ·  ·  حسینی، راه دشوار مذهب به مذهب، ج۱، ص۳۵(حسینی، ادریس، راه دشوار مذهب به مذهب، ترجمه مالک محمودی، قم، دارالقرآن الکریم، ۱۱۳۷۴ش)
  117. ·  ·  رجوع کنید به: طباطبایی، ظهور شیعه، ص۱۳(طباطبایی، محمد حسین، ظهور شیعه، تهران، انتشارات فقیه، بی‌تا
  118. ·  ·  فیاض، تاریخ الامامیه و اسلافهم من الشیعه، ص۴(فیاض، عبدالله بن دخیل، تاریخ الامامیه و اسلافهم من الشیعه،بیروت، مؤسسه الاعلمی، ۱۳۹۵ق)
  119. ·  ·  رجوع کنید به: صدر، تشیع یا اسلام رساتین، ص۷(صدر، محمد باقر، تشیع یا اسلام رساتین، ترجمه علی اکبر مهدی پور، تهران، نشر روزبه،)
  120. ·  ·  وَالذی نَفسی بِیده انّ هذا وشیعته لَهُم الفائِزون یومَ القِیامَة
  121. ·  ·  السیوطی، الدر المنثور، ج۶، ص۳۷۹.
  122. ·  ·  رجوع کنید به: شهابی، ادوار فقه، ج۲، ص۲۸۲.
  123. ·  ·  رجوع کنید به: تاریخ تشیع(۱)، فصل سوم، صص۷۵-۱۰۸
  124. ·  ·  تاریخ تشیع(۱)، ص۹۴
  125. ·  ·  تاریخ طبری، ج۴، ص۲۲۸
  126. ·  ·  فخر رازی، تفسیر الکبیر، ج۱، ص۲۰۶(فخر رازی، التفسیر الکبیر، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، بی‌تا
  127. ·  ·  قادری، اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران، ص۴۶
  128. ·  ·  تاریخ تشیع، ص۱۲۷و ۱۲۸
  129. ·  ·  رجوع کنید به: البدء و التاریخ، ج۲، ص۱۷۶-۱۷۷
  130. ·  ·  تشیع در مسیر تاریخ، ص۱۲۰
  131. ·  ·  مفید، الارشاد، ج۱، صص۲۳۷-۲۳۸: رجوع کنید به: صدوق، صفات الشیعة، صص۴۰-۴۲،۵۶.
  132. ·  ·  ابن طاووس، كشف المحجة لثمرة المهجة، ص۱۷۴؛ حکیمی، حماسه غدیر، ص۱۶۷؛ نیز در کتابهای ذیل اگر چه خطبه آمده است اما عبارت مذکور نیست ولی لفظ «شیعتی» [شیعه من] آمده است: ابن قتیبة الدینوری، الامامة و السیاسة، ج۱، ص۱۳۳؛ الثقفی الكوفی، الغارات، ج۱، صص ۳۰۲-۳۰۳.
  133. ·  ·  اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۵۹-۱۶۰(اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبیین، تحقیق کاظم المظفر، قم، مؤسسه‌دار الکتاب، بی‌تا)
  134. ·  ·  ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۳، ص۱۵-۱۶(ابن ابی الحدید، عبدالحمید بن هبه الله، شرح نهچ البلاغه، بیروت،‌دار المکتبه الحیاة، بی‌تا)
  135. ·  ·  تاریخ تشیع(۱)، ص۱۷۰
  136. ·  ·  رجوع کنید به: بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۳۶۶(بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، بیروت، دارالنشر، ۱۳۹۸-۱۴۰۰ق)
  137. ·  ·  الامامه و السیاسه، ص۱۵۴-۱۵۷(ابن قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامه و السیاسه، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۳ش)
  138. ·  ·  تاریخ تشیع(۱)، ص۱۵۹(آقایی، محمود حیدری و دیگران، زیر نظر احمد رضا خضری، تاریخ تشیع(۱): دوره حضور امامان معصوم(ع)، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و سمت، ۱۳۸۴ش)
  139. ·  ·  مفید، الارشاد، ج۲، ص۴۲
  140. ·  ·  تاریخ تشیع(۱)، ص۱۷۲
  141. ·  ·  مجلسی، بحار الانوار، ج۴۶، ص۱۴۳
  142. ·  ·  تاریخ تشیع(۱)، ص۲۰۲
  143. ·  ·  جعفریان، حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، ص ۳۲۰.
  144. ·  ·  مفید، الاختصاص، قم، انتشارات اسلامی، بی‌تا، ص ۲۶۱.
  145. ·  ·  جعفریان، حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، ص ۳۰۰ الی ۳۰۲.
  146. ·  ·  یعقوبی، احمدبن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۲۶
  147. ·  ·  اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعه، ج۱، ص۴۵۲-۴۵۳
  148. ·  ·  جعفریان، حیات فكری و سیاسی امامان شیعه، ص ۳۱۰.
  149. ·  ·  معروف الحسینی، هاشم، سیرة الائمه اثنی عشر، ترجمة محمّد رخشنده، تهران، انتشارات امیركبیر، چاپ دوم، ۱۳۷۳، ج۲، ص ۲۰۸.
  150. ·  ·  عبدالرحمن بن علی بن جوزی، تذکره الخواص، ص۳۱۱
  151. ·  ·  شهیدی، ۱۳۸۴، ص۴۷.(شهیدی، سیدجعفر، زندگانی امام صادق جعفر بن محمد(ع)، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۸۴.)
  152. ·  ·  شهیدی، ۱۳۸۴، ص۶۱.
  153. ·  ·  احمد بن حجر هیتمی، ۱۳۸۵، ص۲۰۱.
  154. ·  ·  کشف الغمة، ج۲، ص۱۶۶؛ به نقل شهیدی، ۱۳۸۴، ص۶۱.
  155. ·  ·  طوسی، اختیار معرفه الرجال، ج۲، ص۵۸۱
  156. ·  ·  خضری، تشیع در تاریخ، ص۱۸۶(خضری، احمد رضا، قم، نشر معارف، ۱۳۹۱)
  157. ·  ·  رجوع کنید به: تاریخ الخلفاء، سیوطی، ص ۲۶۱.
  158. ·  ·  ر. ک: تاریخ مسعودی، ج ۳، ص ۳۱، تاریخ ابن اثیر، ج ۴، ص ۲۷۵.
  159. ·  ·  تشیع در تاریخ، ص۱۸۷-۱۸۸
  160. ·  ·  تشیع در تاریخ، ص۱۸۶
  161. ·  ·  تشیع در تاریخ، ص۱۹۲
  162. ·  ·  رجوع کنید به: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۶، ص۳۱۰ به بعد(ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت،‌دار بیروت، ۱۴۰۲ق)
  163. ·  ·  رجوع کنید به: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۱۳۲
  164. ·  ·  ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب،ج۱، ص۳۸۲.(ابن شهر آشوب، ابی جعفر محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، بیروت،‌دار الاضواء.)
  165. ·  ·  نوبختی، حسن بن موسی، ص۸۸.(نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، بیروت.)
  166. ·  ·  صدوق، التوحید، ص۱۰۱(صدوق، ابن بابویه، التوحید، مصحح هاشم حسینی الطهرانی، قم، انتشارات النشر الاسلامی.)؛ طوسی، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۳۷۹ به نقل از حیات فکری و سیاسی امامان شیعه، ص۴۹۰؛ طوسی، اختیار معرفة الرجال، ص۲۲۹.(طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، اختیار معرفة الرجال، تصحیح و تعلیق حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد،۱۳۴۸ش.)
  167. ·  ·  جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ص۷۹.(جاسم، حسین، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه محمد تقی آیت اللهی، تهران، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، ۱۳۸۶ش.)
  168. ·  ·  رجوع کنید به: جعفریان، ص۴۸۹.
  169. ·  ·  برای نمونه رجوع کنید به کلینی، الکافی، ج ۳، ص۳۹۹، ج ۴، ص۲۷۵، ۵۲۴، ج ۵، ص۳۴۷؛طوسی، رجال کشی، ص۶۱۰- ۶۱۱.(طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن، اختیار معرفة الرجال، تصحیح و تعلیق حسن مصطفوی، مشهد، دانشگاه مشهد،۱۳۴۸ش.)
  170. ·  ·  موسوعه الامام الجواد، ج ۲، ص۵۱۵ ـ ۵۲۱.(موسوعه الامام الجواد علیه‌السلام، قم : مؤسسه ولی العصر علیه‌السلام للدراسات الاسلامیه، ۱۴۱۹ق.)
  171. ·  ·  ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۳۹۵ و ۳۹۶(ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، مقاتل الطالبیین، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، چ۲، ۱۴۰۸ق/۱۹۸۷م)
  172. ·  ·  صدوق، التوحید، ص۱۰۱(* صدوق، محمد بن علی بن حسین قمی، التوحید، قم، جامعه مدرسین، چاپ اول، ۱۳۸۹ق.)
  173. ·  ·  عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۴۵(عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الهادی علیه‌السلام، قم: المؤتمر العالمی للامام الرضا(ع)، ۱۴۱۰ق.)
  174. ·  ·  طوسی، رجال کشی، ص۵۲۶(طوسی، محمدبن الحسن بن علی، اختیار معرفةالرجال، مشهد، دانشگاه مشهد، ۱۳۴۸)
  175. ·  ·  عطاردی، مسند الامام الهادی، ص۳۵۲
  176. ·  ·  عطاردی، مسند الإمام الهادی، ص۱۲۳
  177. ·  ·  نوبختی، فرق الشیعه، ص۸۳(نوبختی، حسن بن موسی، فرق الشیعه، تصحیح سیدمحمدصادق آل بحر العلوم، نجف، المکتبة المرتضویة، ۱۳۵۵ق)
  178. ·  ·  رجوع کنید به: کشی، رجال، ص۵۲۲؛ نوبختی، فرق الشیعه، ص۸۳-۸۴
  179. ·  ·  ابن شهر آشوب، مناقب، ج۴، ص۴۲۵(بن شهرآشوب، مناقب، قم، کتاب فروشی مصطفوی)؛ شیخ طوسی، الغیبه، ص ۲۱۴.(شیخ طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، تهران، مکتبه نینوی.)
  180. ·  ·  تشیع در تاریخ، ص۲۱۱
  181. ·  ·  رجوع کنید به: شیخ مفید، الارشاد، ص۳۸۷.(شیخ مفید، الارشاد، چ۳، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۹ق.)
  182. ·  ·  رجوع کنید به: راوندی، الخرائج و الجرائح، ج ۱، ص ۴۳۹.
  183. ·  ·  تشیع در تاریخ، ص۲۱۱
  184. ·  ·  شیخ طوسی، الغیبة، ص۲۷۲، به نقل از: پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص۶۲۶(پاکتچی، احمد، «حسن عسکری(ع)، امام»، در دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۲۰، تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۹۱ش.).
  185. ·  ·  شیخ صدوق، کمال الدین، ص۴۷۵، به نقل از: پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص۶۲۶.
  186. ·  ·  پاکتچی، «حسن عسکری(ع)، امام»، ص۶۲۶.
  187. ·  ·  طوسی، الغیبه، ص۱۷۹
  188. ·  ·  صدر، الغیبه الصغری، ص۳۶۲
  189. ·  ·  مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۶۳
  190. ·  ·  پور طباطبایی، تاریخ عصر غیبت، ص۱۵۴
  191. ·  ·  القائم بالامر لازالة الدول: طوسی، الغیبه، ص۵۶ و ۱۰۹.
  192. ·  ·  رجوع کنید به: شیخ کلینی، اصول کافی، ترجمه کمره‌ای، قم اسوه، ۱۳۷۵ش، ج۲، ص۵۴۱
  193. ·  ·  خبر کامل احادیثی که امامیه در طول غیبت صغری بکار می‌بردند در کلینی، ج۱، ص۳۵- ۵۲۵ آمده است.
  194. ·  ·  علی غفار زاده، پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاص امام زمان، ص۳۳
  195. ·  ·  مجله حوزه، ش۷۰-۷۱(ویژه بقیه الله الاعظم)، ص۷۲-۱۲۲
  196. ·  ·  مسعودی، مروج الذهب، چاپ الشرکه العالمیه، ج۲، ص۵۷۲
  197. ·  ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، ص۷۵.
  198. ·  ·  مقریزی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الاثار، ج۴، ص۱۹۱(مقریزی، احمد بن علی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الاثار، بیروت،‌دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق)
  199. ·  ·  ۳۹۱- ۲۹۳
  200. ·  ·  تاریخ الشیعه، ص ۱۳۹- ۱۴۱.
  201. ·  ·  مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب جهان، ج۳ نقل از http://www.adyannet.com/book/3541
  202. ·  ·  الشیعه و التشیع، ص ۱۷۷- ۱۸۸.
  203. ·  ·  ر. ک: تاریخ الشیعه، ص ۲۱۳- ۲۰۶، الشیعه و التشیع، ص ۱۴۸- ۱۵۹، شیعه در اسلام علامه طباطبایی، ص ۲۹- ۳۰، فلاسفه الشیعه، شیخ عبد الله نعمه، ص ۱۵۶- ۵۱۹.
  204. ·  ·  تشیع در تاریخ، خضری، ص۳۰۴
  205. ·  ·  پ دکتر پل ای، واکر، پژوهشی در یکی از امپراطوری‌های اسلامی، ترجمه فریدون بدره‌ای، ص۱۲۳
  206. ·  ·  تاریخ تمدن اسلامی، ص ۸۲۲- ۸۲۵.
  207. ·  ·  تاریخ تمدن اسلامی، ص ۸۲۲- ۸۲۵.
  208. ·  ·  رجوع کنید به: الازهر فی الف عام، خفاجی، ج ۱، ص ۵۸.
  209. ·  ·  تاریخ الشیعه، ص ۱۹۲- ۱۹۴، الشیعه و الحاکمون، ص ۱۹۰- ۱۹۳ به نقل از خطط مقریزی، ج ۲ و ۳، الازهر فی الف عام، ج ۱، تاریخ ابن اثیر، ج ۹، اعیان الشیعه، ج ۱.
  210. ·  ·  ر. ک: تاریخ الشیعه، ص ۲۱۴- ۲۱۹، مقدمه کتاب الالفین، سید مهدی خرسان.
  211. ·  ·  ناصری داوودی، تشیع در خراسان: عهد تیموریان، ص۱۱۸(ناصری داوودی، عبد المجید، تشیع در خراسان: عهد تیموریان، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد مقدس، ۱۳۷۸ش.)
  212. ·  ·  ناصری داوودی، تشیع در خراسان: عهد تیموریان، ص۱۲۲.
  213. ·  ·  برای نمونه نک: واصفی، بدایع الوقایع، ج ۲، ص۲۴۷(واصفی، محمود بن عبد الجلیل، بدایع الوقایع، تحقیق الکساندر بلدروف‌، بنیاد فرهنگ ایران، تهران، ۱۳۴۹ش.)
  214. ·  ·  سنت عزاداری و منقبت خوانی، ص۱۴۵ به نقل از سمرقندی، مطلع السعدین و مجمع البحرین، ج۲، ص۱۸۲-۱۸۳(سنت عزاداری و منقبت خوانی در تاریخ شیعه امامیه (چاپ دوم)، با مقدمه محمد تقی زاده داوری، مؤسسه شیعه شناسی، قم، ۱۳۸۶ش.)
  215. ·  ·  سنت عزاداری و منقبت خوانی، ص۱۳۹
  216. ·  ·  جعفریان، تاریخ تشیع، صص ۱۱۷ـ۱۷۶ و ۱۹۰‌-۱۹۳‌(جعفریان، رسول. تاریخ تشیع از اغاز تا قرن هفتم هجری. بی‌جا. مرکز نشر سازمان تبلیغات.۱۳۶۸ش. چ ۲. ۱۳۶۸۱
  217. ·  ·  تاریخ الشیعه، ص ۲۲۰- ۲۲۴، شیعه در اسلام، ص ۳۱، الشیعه و التشیع، ص ۱۹۸- ۱۹۰.
  218. ·  ·  الشیعه و الحاکمون، ص ۱۹۴- ۱۹۷.
  219. ·  ·  .تشیع و تحول تاریخی
  220. ·  ·  مظفر، تاریخ شیعه، ص۳۰۹-۳۱۰
  221. ·  ·  مظفر، تاریخ شیعه، ص۳۱۰-۳۱۳
  222. ·  ·  نک: مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۴۳-۱۴۶()
  223. ·  ·  مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۴۷ به نقل از بصیرت منش، علما و رژیم رضاشاه، تهران، عروج، ۱۳۷۶ش، ص۱۴۳-۱۴۴
  224. ·  ·  مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۴۸ به نقل از عناصری، سلطان کربلا، تهران، زرین و سیمین،۱۳۸۱ش، ص۲۷
  225. ·  ·  مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۵۶
  226. ·  ·  مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۴۹-۱۶۳
  227. ·  ·  مظاهری، رسانه شیعه، ص۱۶۴-۱۶۷
  228. ·  ·  .تشیع و تحول تاریخی
  229. ·  ·  جعفریان،اطلس شیعه، ص۳۵۹
  230. ·  ·  جعفریان،اطلس شیعه، ص۳۸۲
  231. ·  ·  جعفریان، اطلس شیعه، ص۳۹۲-۳۹۰
  232. ·  ·  جعفریان، اطلس شیعه، ص۳۸۸
  233. ·  ·  جعفریان، اطلس شیعه، ص۳۸۸
  234. ·  ·  آشنایی مختصر با شیعیان عربستان سعودی
  235. ·  ·  پورتال اهل بیت
  236. ·  ·  شیعیان عربستان، علی انصاری بویراحمدی، ص ۳۰۴.
  237. ·  ·  تاریخ طبری، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، ج ۴، ص۱۲۶۲.
  238. ·  ·  رجوع کنید به: منتظر قائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، صص ۸۶ـ۹۴.
  239. ·  ·  رجوع کنید به: ابن طقطقی، محمد بن علی، تاریخ فخر در آداب ملک‌داری و دولت‌های اسلامی، ترجمهٔ محمد وحید گلپایگانی، ص۳۰۴.
  240. ·  ·  نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص۲۰۰.
  241. ·  ·  معقل الزیدیة ومستعمرة عدن للتاج البریطانی
  242. ·  ·  بررسی وضعیت سیاسی اجتماعی شیعیان یمن (۳)
  243. ·  ·  شیعة الیمن
  244. ·  ·  اسامی حدود ۳۰۰ شیعه محبوس در زندان‌های یمن
  245. ·  ·  الاعدام لثلاثة من المتمردین الشیعة فی الیمن
  246. ·  ·  قوات اردنیة خاصة تشارک فی القتال ضد شیعة الیمن
  247. ·  ·  التکفیریون بدأوا تنفیذ(حلمهم) لاجتثاث الشیعة الجعفریة من الیمن
  248. ·  ·  خبرگزاری ابنا|http://www.abna24.com/persian/service/middle/archive/2015/03/26/679021/story.html
  249. ·  ·  محسن امین، خطط جبل عامل، ص ۶۱ـ۶۶(محسن امین، خطط جبل عامل، چاپ حسن امین، بیروت ۱۴۰۳ ب.)؛ حسن امین،جبل عامل: السَّیف والقلم، ص ۳۶(حسن امین، جبل عامل: السَّیف والقلم، بیروت ۱۴۲۳/۲۰۰۳.)؛ ظاهر، ۱۴۲۳، ص ۲۳
  250. ·  ·  رجوع کنید به طبری، ج ۴، ص ۲۸۳(طبری، تاریخ (بیروت).)؛ حرّعاملی، قسم ۱، ص ۱۳ (محمدبن حسن حرّعاملی، امل الامل، چاپ احمد حسینی، بغداد، ۱۹۶۵، چاپ افست قم ۱۳۶۲ ش.)
  251. ·  ·  آل صفا، ص W۲۷۱(محمدجابر آل صفا، تاریخ جبل عامل، بیروت ۱۹۸۱.)؛ محمدکاظم مکی، ص ۹۷(محمدکاظم مکی، منطلق الحیاة الثقافیة فی جبل عامل، بیروت ۱۴۱۱/ ۱۹۹۱.)؛ نیز رجوع کنید به ابن صعب، ص ۱۰۳ـ۱۲۲
  252. ·  ·  فقیه، جبل عامل فی التّاریخ،ص ۳۰ـ۳۱(محمدتقی فقیه، جبل عامل فی التّاریخ، بیروت ۱۴۰۶/۱۹۸۶.)؛ ظاهر، صفحات من تاریخ جبل عامل،ص ۲۴ـ۲۵(سلیمان ظاهر، صفحات من تاریخ جبل عامل، بیروت ۱۴۲۳/ ۲۰۰۲)،
  253. ·  ·  أسدالغابة، ج۱، ص۴۷
  254. ·  ·  تاریخ ابن خلدون، ج۲، ص۳۵۹
  255. ·  ·  تاریخ خلیفة، ص:۱۱۷
  256. ·  ·  الإصابة، ج۳، ص۳۷۳
  257. ·  ·  جغرافیای سیاسی شیعیان منطقه خلیج فارس، ص۱۴۰
  258. ·  ·  شیعیان عرب، مسلمانان فراموش شده، ص۲۴۹
  259. ·  ·  فرانسوا توال، ژئوپلیتیک شیعه، ترجمه کتایون باصر، ص۱۲۹.
  260. ·  ·  رجوع کنید به: حسن علوی، قطر (کتاب سبز)، ص۱۶.
  261. ·  ·  حسن علوی، قطر (کتاب سبز)، ص۱۵.
  262. ·  ·  میر رضوی و لفورکی، ۱۳۸۳: ۳۵۰.
  263. ·  ·  المدیرس، ۱۹۹۹: ۸ – ۷.
  264. ·  ·  سیفی،۱۳۸۶: ۷۵، ۷۴.
  265. ·  ·  سید عسکر موسوی، هزاره‌های افغانستان، اسدالله شفاهی. ص ۱۱۰
  266. ·  ·  The World Factbook
  267. ·  ·  شیعیان افغانستان، ص ۶.
  268. ·  ·  یاری، تاریخ اسلام در هند، ص۸۰.
  269. ·  ·  عزیز احمد، تاریخ تفکر اسلامی در هند، ص۳۲
  270. ·  ·  رئیس السادات، مروری بر تاریخ تشیع در هند، ۵۸۲-۵۸۳
  271. ·  ·  این فرقه که گروه فکری خود را فرقه پنجم می‌خوانند، به لحاظ فکری و گرایش‌های اعتقادی، خود را فرقة حق در میان فرقه‌های مسلمان دانسته و به خلفای راشدین اعتقاد دارند: اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  272. ·  ·  پیروان این فرقه تا امام صادق(علیه‌السلام) را قبول داشته و پس از آن به اسماعیل فرزند ارشد امام صادق(علیه‌السلام) اقتدا کردند: جان نورمن هالیستر، تشیع در هند، ترجمه آذر میدخت مشایخ فریدنی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی،۱۳۷۳
  273. ·  ·  عباس اطهر رضوی، شیعه در هند، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۶
  274. ·  ·  گروهی از شیعیان به فرقه شش امامی معروف‌اند و ائمه اثنی عشری را تا امام صادق(ع) قبول دارند و سایر امامان را تنها به عنوان اولاد ائمه می‌شناسند و نه امام واجب الاطاعه: مشیر الحسن، جنبش اسلامی و گرایش‌های قومی در مستعمره هند، ترجمه حسن لاهوتی، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی استان قدس رضوی، ۱۳۶۷
  275. ·  ·  گروهی از شیعیان هند به آل کسا معروف‌اند و هیچ عقیده‌ای از عقاید شیعیان دوازده امامی را قبول ندارند و بعد از تأسیس فرقه وهابیت گرایش‌های زیادی به وهابیت پیدا نموده است: اشرافی، کشور شناسی هندوستان، ص۶۷
  276. ·  ·  تقی زاده داوری، ص ۶۳؛ پرتال اهل بیت(ع)
  277. ·  ·  جعفریان، اطلس شیعه، ص ۶۲۴
  278. ·  ·  شیعیان در چین
  279. ·  ·  اسلام در چین
  280. ·  ·  نمادهای تشیع در چین
  281. ·  ·  شیعیان چین شیعه بودن خود را به دلیل فقدان مبلغ فراموش کرده‌اند
  282. ·  ·  منصوری خلیل ، شیعیان اندونزی، تهران، مجله فرهنگ كوثر- شماره ۲۵، فروردین ۱۳۷۸
  283. ·  ·  اشرافی، مرتضی، بررسی وضعیت شیعیان اندونزی،
  284. ·  ·  جعفریان، رسول، اطلس شیعه، ص ۶۶۰
  285. ·  ·  جعفریان، رسول، اطلس شیعه، ص ۶۷۳
  286. ·  ·  شیعه در ایتالیا
  287. ·  ·  مشرق نیوز؛ نخستین شیعیان تحت حاکمیت روس
  288. ·  ·  بانک مقالات جهان اسلام
  289. ·  ·  مشرق نیوز؛ نخستین شیعیان تحت حاکمیت روس
  290. ·  ·  مشرق نیوز؛ نخستین شیعیان تحت حاکمیت روس
  291. ·  ·  اطلس شیعه، ص۵۶۴
  292. ·  ·  گنجینه مجمع، ص۴-۵
  293. ·  ·  گزارش BBC از وضعیت شیعیان نیجری
  294. ·  ·  اطلس شیعه، ص۵۶۴
  295. ·  ·  جلیلی، گرایش‌های شیعی در مصر، ص۶۸؛ پاک ایین، موده آل البیت(ع) فی مصر، ص۲۱۸
  296. ·  ·  صداقت، شایستگی زیارت اهل قبور، عقیده مشترک عارفان و صوفیان تشیع و تسنن، ص۹۷
  297. ·  ·  رجوع کنید به: امیر دهی، پیشگامان تقریب، ص ۱۱۳
  298. ·  ·  الوردانی، شیعه در مصر، ص ۱۷۱
  299. ·  ·  رجوع کنید به: مجموعه باحثین، التشیع فی مصر، ص ۱۹۵-۱۹۶
  300. ·  ·  پرتال اهل بیت
  301. ·  ·  التشیع فی افریقیا، ص۶۳۵
  302. ·  ·  شیعه نیوز
  303. ·  ·  حسینی، شیعیان مصر،‌گذشته و حال، ص ۲۸؛ التشیع فی افریقیا، ص۶۳۶
  304. ·  ·  اطلس شیعه، ص۵۶۳.
  305. ·  ·  پورتال اهل بیت
  306. ·  ·  اطلس شیعه، ص۵۶۲.
  307. ·  ·  اطلس شیعه، ص۵۵۲.
  308. ·  ·  مجله اخبار شیعیان، اردیبهشت ۱۳۸۸، شماره ۴۲.
  309. ·  ·  پورتال اهل‌بیت(ع) وابسته به مجمع جهانی اهلبیت(ع)، آمار شیعیان ایالات متحده آمریکا
  310. ·  ·  خبرگزاری حوزه
  311. ·  ·  خبرگزاری ابنا
  312. ·  ·  خبرگزاری ابنا؛ تشیع در ونزوئلا
  313. ·  ·  خبرگزاری مجمع جهانی اهل بیت(ع).
  314. ·  ·  "New Zealand Takes Ashura Outside for the First Time", by Fatima Zahra Charitable Association (Auckland, 20 January 2008)
  315. ·  ·  Mapping the Global Muslim Population: A Report on the Size and Distribution of the World's Muslim Population". Pew Research Center. september 2013.
  316. ·  ·  http://www.aqaed.com/shia/world/afghanistan, september, 2013
  317. ·  ·  https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/af.html , september, 2013
  318. ·  ·  از جمله بنگرید: مستدرک الوسائل، ج۶، ص۱۵۴(نوری، حسین بن محمد تقی، مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام، قم، ۱۴۰۸ق.)؛ نهج البلاغه، حکمت ۴۲۸(شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، مصحح: صالح، صبحی، هجرت، قم، ۱۴۱۴ق.)
  319. ·  ·  سایت خبری نامه نیوز
  320. ·  ·  جواهر الکلام، ج ۱۶، ص۳۲۴(نجفی، محمد حسن، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام،‌دار احیاءالثراث العربی، بیروت، ۱۴۰۴.)
  321. ·  ·  عروة الوثقی، ج ۴، ص۲۲۲(یزدی، سید کاظم طباطبایی، العروه الوثقی فیما تعم به البلوی(محشی)، جامعه مدرسین، ۱۴۱۹ق.)
  322. ·  ·  رجوع کنید به: مدخل عید قربان
  323. ·  ·  مجلسی، زادالمعاد، ص ۴۲۶-۴۲۷(مجلسی، محمدباقر، زادالمعاد، قم، جلوه کمال، ۱۳۸۹ش.)
  324. ·  ·  نجفی، جواهر الکلام، ج ۱۶، ص۳۲۴(نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام، بیروت،‌دار احیاء التراث العربی، ۱۳۶۲ش.)
  325. ·  ·  جام جم آنلاین، سایت سازمان تبلیغات اسلامی
  326. ·  ·  همایی، مبحث بعثت رسول اکرم(ص)، ص ۴۴.(همایی، جلال الدین، مبحث بعثت رسول اکرم(ص)، در بعثت نامه: مقالاتی درباره بعثت پیامبر اکرم(ص)، گردآورنده: محمد رصافی، تهران: صبح صادق، ۱۳۸۳ش.)
  327. ·  ·  طبری، تاریخ، ج ۲، ص۲۹۳.
  328. ·  ·  مطیع، بعثت، ص۲۸۰.(مطیع، مهدی، بعثت، در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، ج۱۲ تهران: مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ۱۳۸۳ش.)
  329. ·  ·  امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۵، ص۴۴۰ و ۴۵۵
  330. ·  ·  حر عاملی، وسائل الشیعه،ج ۸، ص۸۲
  331. ·  ·  سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ص۴۶۴
  332. ·  ·  کلینی، کافی، ج ۱، ص۲۰۳
  333. ·  ·  ابن سعد؛ الطبقات الکبری، خامسه۱، ص۴۶۶(ابن سعد، الطبقات الکبری، الطبقات الکبری، تحقیق محمد بن صامل السلمی، طائف، مکتبة الصدیق، چاپ اول، ۱۹۹۳، خامسه۱)؛ الکوفی، ابن اعثم؛ الفتوح، ص۹۴
  334. ·  ·  الطبری، محمد بن جریر؛ تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، ج۵، ص۴۱۵(الطبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث)؛ الخوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، ص۲۴۶ (الخوارزمی، الموفق بن احمد، مقتل الحسین(ع)، تحقیق و تعلیق محمد السماوی، قم، مکتبة المفید، بی‌تا).
  335. ·  ·  ابن طاووس، ص۲۲۵(ابن طاووس، علی بن موسی، الملهوف علی قتلی الطفوف، اسوه، قم، ۱۴۱۴ ه‍.ق.)
  336. ·  ·  قمی، ج۸، ص۳۸۳
  337. ·  ·  سایت خبری فردا
  338. ·  ·  درسنامه تاریخ تشیع، درس هشتم، ص۱۰۴؛ تاریخ تشیع(۱)، ص۲۰۳-۲۱۸
  339. ·  ·  صابری، تاریخ فرق اسلامی، ج۲، ص۷۸
  340. ·  ·  اشعری، مقالات الاسلامیین، ص ۲۶؛ نوبختی، فرق الشیعه، ص ۷۲
  341. ·  ·  برای اطلاعات بیشتر درباره نام قرامطه نک: زکار، الجامع فی اخبار القرامطه، ج۱، ص ۱۱۷-۱۲۰؛ لنگرودی، جنبش قرمطیان بحرین، ص ۱۶-۱۸
  342. ·  ·  مادلونگ، قرمطی، در نهضت قرامطه، ص ۳۸
  343. ·  ·  دفتری، تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ۱۴۱
  344. ·  ·  خضیری احمد، حسن، دولت زیدیه در یمن، ترجمه بادکوبهای هزاوهای، مصطفی، ص۳۷ ـ ۴۶؛ نک. نشار، نشأة الفکر الفلسفی، ج۲، ص۱۸۶
  345. ·  ·  نک. شامی، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری، ص۲۳۳
  346. ·  ·  فرمانیان، مهدی، موسوی نژاد، سید علی، زیدیه تاریخ و عقاید، ص۸۵.
  347. ·  ·  نک. شامی، تاریخ زیدیه در قرن دوم و سوم هجری، ص۲۳۶
  348. ·  ·  کامل شیبی، تشیع و تصوف، ترجمه قراگزلو، تهران، امیر کبیر، ۱۳۵۹، ص ۴۳ / علی اصغر فقیهی، آل بویه و اوضاع زمان ایشان، تهران، صبا، ۱۳۵۷، ص ۴۶۷، به نقل از: مراء الجنان، ج ۳، ص ۲۴۷.
  349. ·  ·  بنا به نوشته ابن خلدون برپایی جشن غدیر خم از سال ۳۵۱ شروع شد. ر. ک: ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج ۳، ص ۴۲۵.(عبدالرحمن بن محمد بن خلدون، تاریخ ابن خلدون (اَلْمُسَّمی بِکتابِ الْعِبرِ وَ دیوانُ الْمُبتَدأ وَ الْخَبَرْ فِی الایامِ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ و اَلْبَربرِ وَ مَنْ عاصَرَهُم مِنْ ذَوی السُّلطانِ الاکْبَرْ)، بیروت، مؤسسة جمال للطباعة و النشر، بی‌تا، ج ۳، ص ۴۲۰.)
  350. ·  ·  ذهبی، ذهبی، العبر من خبر من غبر، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا، ص ۲۳۲.
  351. ·  ·  خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج ۱، ص ۴۲۴.(خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، او مدینة السلام منذ تأسیسها حتی سنة ۴۶۳ ق، بیروت، دارالکتب العلمیة، بی‌تا، ج ۱، ص ۱۲۰)
  352. ·  ·  مقریزی، السلوک، ج ۴، ص ۱۸۴(تقی الدین احمد بن علی بن عبدالقادر بن محمد المقریزی، الخِطَطِ الْمقریزیه، لبنان، دارالاحیاء العلوم، بی‌تا).ابن الجوزی، المنتظم فی تاریخ ..، ج ۸، ص ۱۶۴ / ابن خلدون، تاریخ، ج ۳، ص ۴۶۰.
  353. ·  ·  ثعالبی، ج ۳، ص ۱۸۳.
  354. ·  ·  ابن اثیر، ج۷، ص۵۳۸.
  355. ·  ·  رجوع کنید به ابن عدیم، ج۱، ص۱۱۱ـ۱۱۲(ابن عدیم، زبدة الحلب من تاریخ حلب، چاپ سامی دهان، دمشق ۱۹۵۱ـ۱۹۶۸.)
  356. ·  ·  رجوع کنید به صابی، ص۱۹۲ـ۱۹۴(ابراهیم بن هلال صابی، المختار من رسائل ابی اسحق ابراهیم بن هلال ابن زهرون الصابی، چاپ شکیب ارسلان، بیروت، بی‌تا.)
  357. ·  ·  ابن ظافر ازدی، ص ۳۷(ابن ظافر ازدی، اخبار الدولة الحمدانیة بالموصل و حلب و دیاربکر و الثغور، چاپ تمیمه رواف، بی‌جا: بی‌تا)
  358. ·  ·  ابن حوقل، ص ۲۴۰
  359. ·  ·  تشیع در تاریخ، احمدرضا خضری، بخش سوم، ص۲۲۱
  360. ·  ·  درسنامه تاریخ تشیع، ص۱۹۲-۲۴۴
  361. ·  ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، ص۶۴.
  362. ·  ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، ص۶۵.
  363. ·  ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، ص۷۳.
  364. ·  ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، ص۷۳.
  365. ·  طباطبائی، شیعه در اسلام، صص۷۳-۷۴.
منبع: ویکی شیعه برچسب ها: اجماع فقهای شیعه اسلام اصول عقائد شیعه اصول مذهب شیعه اعتقاد شیعه اعتقاد شیعیان دین اسلام سیغه سیقه شيعه شیعه شیعه در اصطلاح شیعه علی شیعیان شیغه شیقه عنوان شیعه كثریت شیعه مبانی فقهی شیعه مسائل فقهی شیعه وجه تسمیه شیعه
کانال شیعه شناسی در تلگرام
تعداد بازديد: 90 نسخه چاپی معرفی به دوستان نشانه گذاری برچسب ها

براي ارسال لينک صفحه، فرم زير را تکميل کنيد

پر بيننده ترين مطالب

       
کليه حقوق اين پايگاه متعلق به مجمع جهانی شيعه شناسی است. طراحی و پشتیبانی مهدی محمدی