کاربران عضو:



نام كاربري(ایمیل):

رمز عبور:

مرا به خاطر بسپار

رمز عبور را فراموش كرده‌ام

مزایای عضویت

چکیده :

 

حضرت علامه ذوالفنون، حکیم متاله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد و از نوادگان ملا فتح الله کاشانی صاحب تفسیر منهج الصادقین به سال 1320 هجری - قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود و در بیت علم و فضیلت و تقوا رشد و نمو کرد. در کودکی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و کتب رایج در رشته های مختلف را در محضر علمای قم و تهران بخصوص مدرسان مدرسه فخریه(مروی) فراگرفت. ایشان در تهران ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد ملاابوالحسن (جد ایشان) به بیان معارف اسلامی برای مردم پرداخته و عمر خود را به مطالعه، تحقیق، تالیف و تدریس گذراند و در حدود سی سال حوزه درس داشت. مرحوم علامه شعرانی نمونه پایداری در کسب علم و جامعیت در علوم مختلف و تعلیم آن به دیگران بود. وسعت و عمق علمی شان از دروسی که در طی سالیان متمادی تدریس می کردند، بخوبی واضح است; چنانچه هیات فلاماریون را از فرانسه به فارسی ترجمه کردند و برای جمعی درس گفتند. مرحوم سید حسن مدرس «رحمه الله» دستور دادند که ایشان در مدرسه عالی سپهسالار ریاضی تدریس کنند.

متن مقاله :

 

در تذکرة الاولیای عطار نیشابوری، در حکایتی لطیف و ظریف چنین آمده: "آ ن هنگام که یوسف صدیق را در بازار برده فروشان به مزایده گذارده بودند و بهای او به ده برابر وزنش طلا رسیده بود، پیرزنی با چند بسته و ریسمانی که رشته بود به میان جمع آمد و فریاد زد که "ای دلال کنعانی فروش" این ده بسته ریسمان را از من بستان و یوسف را به من ده! مرد فروشنده خندید و گفت: ای زن این در یتیم در خور تو نیست. صد گنج بهای این جوان است تو با ده کلاف ریسمان چه انتظار داری؟ در جواب او:

پیر زن گفتا که دانستم یقین کاین پسر را کس نه بفروشد بدین لیک اینم بس که چه دشمن چه دوست گوید این زن از خریداران اوست"

غرض اینکه من نیز چون آن زن با اندک سواد خویش سعی در سخن راندن از بزرگمردی کردم که اسوه فقه و فقاهت، دین و دیانت و اسطوره اخلاق است. و این مهم میسر نیست با زبان الکن و قلم نارسای من; چرا که به قول ملای روم:

در نیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام!

حضرت علامه ذوالفنون، حکیم متاله حاج میرزا ابوالحسن شعرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد و از نوادگان ملا فتح الله کاشانی صاحب تفسیر منهج الصادقین به سال 1320 هجری - قمری در شهر تهران دیده به جهان گشود و در بیت علم و فضیلت و تقوا رشد و نمو کرد. در کودکی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و کتب رایج در رشته های مختلف را در محضر علمای قم و تهران بخصوص مدرسان مدرسه فخریه(مروی) فراگرفت.

ایشان در تهران ضمن اقامه نماز جماعت در مسجد ملاابوالحسن (جد ایشان) به بیان معارف اسلامی برای مردم پرداخته و عمر خود را به مطالعه، تحقیق، تالیف و تدریس گذراند و در حدود سی سال حوزه درس داشت.

مرحوم علامه شعرانی نمونه پایداری در کسب علم و جامعیت در علوم مختلف و تعلیم آن به دیگران بود. وسعت و عمق علمی شان از دروسی که در طی سالیان متمادی تدریس می کردند، بخوبی واضح است; چنانچه هیات فلاماریون را از فرانسه به فارسی ترجمه کردند و برای جمعی درس گفتند. مرحوم سید حسن مدرس «رحمه الله » دستور دادند که ایشان در مدرسه عالی سپهسالار ریاضی تدریس کنند.

نکته قابل توجه این است که درس استاد منحصر به خواص و شاگردان نبود; بلکه در جلسات متعددی به بیان اصول و احکام و اخلاق دینی و رفع شبهات می پرداختند. در مورد روش تدریس و بیان استاد چنین آمده: آیت الله شعرانی مطالب عالی علمی را تنزل می دادند تا همگان بتوانند از مواهب دانش که خدا نصیب ایشان کرده بهره مند گردند و شاگردان آن عالم عالیقدر با مثالهایی که به خود استاد اختصاص داشت، مطالب علمی را بخوبی درک می کردند.

دیگر ویژگی های علمی و اخلاقی علامه شعرانی!

شاگردان فاضل استاد خاطرات بسیاری حاکی از صفای درونی و سادگی و خوش خلقی و پایداری در تعلیم و تعلم و بی پیرایگی ایشان در عین فراست و دقت نقل می کنند. اما آنچه معرف پارسایی و تواضع و صفا و اخلاص علامه شعرانی به اهل بیت می باشد، مقدمه ایشان بر ترجمه کتاب "نفس المهموم" است که به نقل آن می پردازیم: "اما بعد چنین گوید این بنده فانی ابوالحسن بن محمدبن غلامحسین بن ابی الحسن المدعو بالشعرانی که چون عهد شباب به تحصیل علوم و حفظ اصطلاحات و رسوم بگذشت و اقتدائا به اسلافی الصالحین من عهد صاحب منهج الصادقین از هر علمی بهره گرفتم و از هر خرمنی خوشه برداشتم، گاهی به مطالعه کتب ادب از عجم و عرب و زمانی به دراست اشارات و اسفار و زمانی به تتبع تفاسیر و اخبار، وقتی به تفسیر و تحشیه کتب فقه و اصول و گاهی به تعمق در مسائل ریاضی و معقول تا آن عهد به سر آمد.

لقد طفت فی تلک المعاهد کلها و سرحت طرفی بین تلک المعالم

سالیان دراز، شب بیدار و روز در تکرار همیشه ملازم دفاتر و کراریس و پیوسته مرافق اقلام و قراطیس، ناگهان سروش غیب در گوش، این ندا داد که علم برای معرفت است و معرفت بذر عمل وطاعت و طاعت بی اخلاص نشود و این همه میسر نگردد مگر به توفیق خدا و توسل به اولیا; مشغولی تا چند؟!

علم چندانکه بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی

شتاب باید کرد و معاد را زادی فراهم ساخت! زود بر چتر که آفتاب برآمد و کاروان رفت; تا یقینی باقی است و نیرو تمام از دست نشده، توسلی جوی و خدمتی کن... ."

شاخصهای علمی علامه شعرانی

مرحوم علامه شعرانی در ابعاد مختلف دین دارای آثار گسترده و قابل توجهی بودند و ما در اینجا تیمنا به ذکر پاره ای از این آثار می پردازیم.

با استناد به بخش تعلیقات علامه شعرانی بر شرح اصول کافی که اثر ملا صالح مازندرانی است ، شاخصهای علمی که ذیلا شرح آن می آید، در زمینه مبادی روش های کلامی و دین شناسی از شیوه کلی تعلیقات و نحوه برداشت های ایشان انتزاع شده و گاه نیز خود به آنها تصریح نموده اند. و در سایر رشته ها نیز نیاز به فحص و تحقیق جداگانه برای بیان شاخصه های علمی ایشان است.

1- وسعت گستردگی معلومات :

امتیاز برجسته مرحوم شعرانی این است که ایشان از معدود افراد جامع بین معقول و منقول در قرن اخیر و حتی صاحب نظر در علومی چون نجوم، ریاضی و طب بوده اند. این جامعیت و وسعت معلومات برای اسلام شناسی امتیازی مهم محسوب می شود. به عنوان نمونه می توان به شرح اصول کافی ، جلد سوم، صفحات 69-76 رجوع شود که ایشان از یک حدیث سه سطری حدود شش برهان بر اثبات وجود حق تعالی استنتاج نموده و نیز در صفحات 369 تا 383 شرح حدیث اول از باب حدوث الاسماء که کیفیت ظهور اسماء الهی را تبیین نموده اند.

2- دقت و تعمق:

مرحوم علامه شعرانی را می توان در دقت و تعمق در مسائل علمی و آیات قرآن و روایات اهل بیت جزء معدود افرادی دانست که با وجود سعه علمی و گستردگی اطلاعات به هنگام تحلیل و استنتاج لوازم از ملزومات توانایی و ابداع خاصی برخوردارند.

3- روحیه نقادی:

روحیه حق طلبی مرحوم شعرانی که جز با بررسی و نقادی منصفانه آرا حاصل نمی شد، ایشان را به نکاتی دقیق و راهگشا در زمینه های علوم عقلی و نقلی و نیز فهم آیات و روایات رهنمون می گشت و احترام بسیار ایشان به علما، هیچ گاه مانع از نقادی آثار و آرای آنان نمی شد; چرا که ادامه حیات علم را در تحری حقیقت و تمییز صحیح از سقیم می دیدند.

4- شرح صدر و تقوای علمی:

مرحوم شعرانی واجد خصلت انصاف و تقوای علمی بود. اولین سعی او در فهم هرچه بهتر نظریات دیگران و استدلالهای آنان بود و آنگاه به تجزیه و تحلیل منطقی به دور از هرگونه تعصب خام و جهت گیری و رای استدلالی می پرداخت و گاه در طرح دقیق ادله مخالفان، از خود آنها فراتر می رفت و ابتدا ادله را استحکام می بخشید، سپس به بررسی و نقد و قبول یا رد آنها می پرداخت.

ایشان در مقام تحقیق در عقاید یک دین یا نحله خاص تنها به مسموعات و منقولات درجه دوم اکتفا نمی نمود و خود به منابع دست اول رجوع می کرد و با تسلطی که بر چند زبان زنده دنیا داشتند حتی الامکان منابع اصلی را مورد مطالعه و بررسی قرار می دادند. ایشان در مذمت به کار بردن حربه تکفیر در شرح اصول کافی چنین می فرمایند: "تکفیر توسط اهل ظاهر مصیبتی است که مسلمانها در اکثر زمانها به جهت اغوای شیطان به آن مبتلا بوده اند تا اینکه چهره دین را نزد ملحدان مشوه ساخته و علما را از تجهیز و مهارت در دفع شبهات منکرین بازداشته تا نتوانند مبادی عقاید را محکم نمایند."

5- روشن بینی و قدرت درک مفاهیم و موضوعات جدید:

کنجکاوی فطری علامه شعرانی و دید روشن ایشان در درک و فهم علوم بشری علاوه بر علوم دینی همراه با آشنایی به چندین زبان زنده دنیا دیدگاه و نظرگاه جدیدی را در بینش ایشان به وجود آورده بود بطوری که در بیان مفاهیم اسلامی گاه از نتایج علوم روز و نظریات علمی استفاده می نمودند و گاهی نیز برای توضیح آیه یا روایتی و یا جهت تبیین فلسفه احکام فردی یا اجتماعی اسلام از تحلیلهای تاریخی جامعه شناسی یا روان شناسی یا اقتصادی استفاده می کردند. البته دقت و وسواس علمی را برای پرهیز از تفسیر به رای رعایت می فرمودند.

به نقل از شاگردانشان از محسنات ایشان این بود که به فکر و آرای قدما در مسائل فقهی خیلی عنایت داشتند. و عجیب در ولایت متصلب بودند و در ابتدای کتاب نفس المهموم مرحوم حاج شیخ عباس قمی «رحمه الله » که ترجمه فرمودند با فرمایشاتی خواندنی و بیاناتی شیرین به پیشگاه اهل بیت ولایت اظهار علاقه، تضرع و تادب نموده اند. به درس و بحث و مطالعه و تحقیق نیز عشق بسیار داشتند و اصلا سر تا پا عشق بودند. شاگردان ایشان نقل می کنند: "چه بسیار برای ما پیش می آمد که نماز صبح را در مدرسه مروی می خواندیم; بین الطلوعین ایشان در منزلشان کفایه می فرمود، کفایه که تمام می شد بعضیها می نشستند، بعضیها می رفتند. آقایانی برای درس مکاسب ایشان می آمدند. یک نفسی تازه می کرد، برای درس مکاسب می آمد، درس مکاسب گفته می شد، مکاسبیها می رفتند بعد ایشان اسفار می فرمود یا شفا یا اشارات و درس های فلسفی می گفتند.

چه بسا روزها خدای علیم و لطیف و خبیر گواه است - که ما در بین الطلوعین می آمدیم برای درس کفایه و سر درس آخری مثلا مجسطی، زیج بهادری اذان ظهر می گفتند و ایشان از صبح تا ظهر به ترتیب کفایه، اسفار و... تدریس می کردند تا اذان ظهر."

آثار :

آثار چاپ نشده استاد بسیار است اما در اینجا به ذکر آثار مطبوع ایشان اکتفا می کنیم:

- در تفسیر و علوم قرآن: 1- حاشیه بر مجمع البیان در ده جلد با تصحیح کامل و اعراب اشعار و توضیح آنها 2- تصحیح کامل تفسیر صافی در دو جلد 3- حواشی و تعلیقات بر تفسیر کبیر منهج الصادقین در ده جلد 4- مقدمه و حواشی و تصحیح کامل تفسیر ابوالفتوح رازی با توضیح اشعار و شواهد عربی و فارسی در دوازده جلد. 5- نشر طوبی; دائرة المعارف اصطلاحات قرآن تا حرف "ص" است که به سبک جالبی معانی متفاوت واژه های قرآنی به حسب استعمال در آیات مختلف مطرح شده و مورد تفسیر قرار گرفته و شامل معارف مختلف فلسفی و کلامی و نکات دقیق فقهی و تاریخی است. 6- تجوید قرآن 7- طبع بیش از شصت نسخه از قرآن کریم که با دقت نظر ایشان تصحیح و اعراب گذاری شده است.

- در حدیث و درایت : 1. جمع حواشی و تحقیق و تصحیح کتاب "وافی" ملا محسن فیض کاشانی در سه جلد 2. تعلیقات شرح اصول کافی ملا صالح مازندرانی در دوازده جلد 3. تعلیقات بر وسائل الشیعه شیخ حر عاملی از جلد شانزده تا بیست 4. حاشیه بر ارشاد"القلوب" دیلمی 5. ترجمه و شرح دعای عرفه حضرت امام حسین «علیه السلام » به ضمیمه کتاب فیض الدموع 6. ترجمه و شرح مفصل صحیفه کامله سجادیه 7. رساله در علم درایه 8. تحقیق و تصحیح جامع الروات به امر آیة الله بروجردی

- در فقه و اصول: 1. المدخل الی عذب المنهل در اصول 2. شرح کفایة الاصول بر طریقه قال اقول که به تفسیر و توضیح مقاصد آن به عبارت واضح اکتفا شده 3. شرح تبصره علامه حلی که مختصری از کلیه کتب فقهی شیعه امامیه را نیر در بر دارد. 4. حاشیه کبیره بر قواعد 5. رساله در شرح شکوک صلاة در عروة الوثقی 6. مناسک حج با حواشی نه نفر از مراجع تقلید 7. فقه فارسی مختصرجهت تدریس

- در فلسفه و کلام: 1. شرح تجرید در علم کلام 2. حاشیه بر فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب 3. راه سعادت در اثبات نبوت و رد شبهات یهود و نصاری 4. ترجمه کتاب الامام علی صوت العدالة الانسانیه با انتقاد از لغزش های نویسنده آن 5. تعلیقاتی بر کتاب "محمد پیامبر و سیاستمدار " نوشته مونتگمری وات 6. اصطلاحات فلسفی 7. مقدمه و حواشی محققانه بر اسرار الحکم سبزواری

- در هیئت و نجوم: 1. شرح عمل به زیج هندی و براهین عملیات آن مبتنی بر هیئت جدید 2. تعلیقه و مستدرک تشریح الافلاک در اشاره به هیئت جدید 3. هیئت فلاماریون ترجمه از زبان فرانسه 4. تقویمهای شبانه روزی

- در تاریخ و فنون دیگر: 1. ترجمه نفس المهموم شیخ عباس قمی 2. مقدمه، تصحیح و تحقیق کشف الغمة 3. مقدمه و تصحیح منتخب التواریخ 4. مقدمه کتاب وقایع السنن مرحوم خاتون آبادی 5. مقدمه، تصحیح و تعلیقات بر کتاب روضة الشهداء 6. تصحیح کامل و مقدمه و حاشیه جلد اول و سوم نفائس الفنون و عرائس العیون آملی

- رحلت علامه شعرانی :

سرانجام این علامه عالیقدر در سن 73 سالگی دچار ضعف و نقاهت و بیماری قلب و ریه گردید. و پس از چندی بواسطه شدت بیماری به آلمان اعزام شده و در یکی از بیمارستانهای شهر هامبورگ بستری گردید لیکن معالجات سودی نبخشید و پس از نیمه شب یکشنبه 12 آبان ماه سال 1352 مقارن با هفتم شوال سال 1393 هجری قمری در بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم نمودند. پیکر ایشان به تهران منتقل و در جوار حضرت عبدالعظیم به خاک سپرده شد.

گزیده ای از وصیت نامه علمی، معنوی و اخلاقی آیت الله شعرانی خطاب به دانشجویان و طلاب علوم دینی:

"توصیه ای به برادرانم، یعنی طالبان علوم دین و پژوهندگان آثار سرور انبیاء«صلی الله علیه وآله » که بدین کتاب می نگرند; بزرگترین چیزی که بر طالب علم واجب و ضروری است، خالص گردانیدن نیت اوست که بنده را توفیق می دهد و وسایل اعت خویش را برایش فراهم می آورد و هموست که راه درست را در قلوب بندگانش الهام می بخشد. اگر اخلاص نیت نباشد هیچ کس موفق نمی شود از نردبان دانش بالا رفته یا از آموخته های خود سودی برد... از دیگر اموری که بر طالب علم واجب است، پارسایی و پرهیز از حرامها و مسائل شبهه ناک و نیز مواظبت بر عبادات است; زیرا هیچ کس از علم خود سودی نمی برد مگر آن را با عمل مقرون سازد. دلهای مردمان نیز بواسطه عالم بی تقوا آرامش نمی یابد....

و واجب است بر طالب علم که قرائت قرآن کریم را در طول شبانه روز ترک نگوید و آن قرائت را به اندازه توانایی خویش با تدبر و تامل در ریزه کاریها و معانی آیات همراه سازد و در آیاتی که به اشکال برمی خورد به تفسیر مراجعه کند و نیز واجب است بر ادله گفتار و رفتار و مطالعه آنچه را بیهوده است و بدو ارتباطی ندارد واگذارد... و باید طالب علم نسبت به علما گمان نیکو داشته باشد و این راز موفقیت و وسیله کامیابی و پیروزی است و بدگمانی به آنان شقاوت و بدبختی به بار می آورد بلکه گاهی به کفر و گمراهی و جهل مرکب می انجامد. پس باید در کلام آنها با عنایتی کامل و تدبری راستین نگریست... البته مقصود ما این نیست که این بزرگان، معصوم از خطا هستند بلکه منظور این است که جایز نیست در اولین برخورد سریعا آنان را تخطئه کرد.

و نیز واجب است بر طالب علم که عادت به تعصب و خشکی نسبت به کتاب خاص یا طریقه ای خاص پیدا نکند...

یک طالب علم باید در تهذیب نفس خویش کوشا باشد و خود را با اخلاق فاضله آراسته سازد و در این راه تنها به خواندن احادیث وارد شده بسنده نکند; بلکه عمده آن است که با اهل اخلاق همنشین و معاشر گردد و اعمال خود را بر آنان عرضه بدارد و عیوب و کاستی های خویش را دریابد و از آنان راههای اصلاح نفس را بجوید.

شایسته است بر تو که از معاشرتهای خالی از تعلیم با مردم بکاهی بویژه با ثروتمندان و مترفین و دنیا خواهان باید آنچه را که آخرت را از یاد تو می برد و میل و رغبت به دنیا را در تو ایجاد می کند رها کنی و با صالحان و پارسایان و اهل عبادت همراه گردی زیرا این عمل بطور کلی در تهذیب نفس مؤثر است... .

بدان که (رشته های) علوم شرع بسیار است و کمتر اتفاق می افتد که شخصی در تمامی آنها کاردان و صاحب مهارت گردد و لذا بر هر طالب علمی واجب است که بخشهایی از این علوم را برگزیند که:

الف - فایده آن برای مردم بیشتر باشد. ب - در جهت رهایی از گمراهی نیز از توانایی بیشتری بهره مند باشد. و از آنجا که فراگیری و آموزش همه این علوم، واجب کفایی است اگر در یک رشته تعداد عالمان افزایش یافت و در رشته دیگر رو به کاستی یا نابودی نهاد پس بر طلبه مستعد واجب است که این رشته را برگزیند هرچند که منزلت و منافع دنیایی او در رشته دیگر نهفته باشد و این از نشانه های اخلاص نیت در راه فراگیری دانش است و از همین امر دانسته می شود که هدف این دانشجو تنها خداوند متعال است.

علومی هستند که در همه رشته ها بدانها نیاز هست. مانند:

1) زبان عربی

2) علم قرائت... هرچند اگر به قرائت یکی از قراء هم اکتفا کند... زیرا حفظ کلمات و الفاظ قرآن از واجبات است و این هم وظیفه اهل علم می باشد و از همین رهگذر است که معجزه بودن قرآن پایدار می ماند.

3) سیره

4) حدیث; باید از احادیث پیامبر«صلی الله علیه وآله » و اهل بیت «علیهم السلام » نمونه های خوب و شایسته ای را بداند زیرا با نگریستن در آن احادیث است که ایمان در قلب آدمی استقرار می یابد و بر راستی آنان در نبوت و امامت یقین حاصل می شود.

5) اصول اعتقادات: واجب است بر طلاب علم که بر اصول مذهب و آنچه به اعتقادات وابسته است، معرفت داشته باشد... زیرا هر عالمی احتیاج به بحث و تقریر و تعلیم دارد و این امور جز از رهگذر علم تفصیلی امکان پذیر نیست ; برخلاف عوام مردم که نوعا به دانستن مختصر و اجمالی اکتفا می کنند...

و نباید در فراگیری علمی قدم پیش گذارد مگر آنکه مقدمات آن را تکمیل کند مثلا برای پرداختن به تفسیر و حدیث باید ابتدا در ادبیات عرب به حد کمال رسد و بخشی از فقه و کلام را نیز آموخته باشد.

منابع :

- در آسمان معرفت: علامه حسن زاده آملی - حاشیه وافی: علامه شعرانی - شرح اصول کافی، ج 2 - مجله کیهان اندیشه، شماره 45

تقوبم

تعداد بازدید: 144

امکانات:

آخرین مقالات این نویسنده:

آخرین مقالات این موضوع:

آخرین مقالات این منبع:

. غنا از دیدگاه محقق سبزواری

. ارتداد در قرآن

. فرهنگ وقف در اسلام


. درباره منبع

. تمامی مقالات

اعلام نظر:

نام*:

کد امنیتی*    

نظر*:

امتیازدهی:

امتیاز این مقاله :0 از 0 رأی